داعش به مثابه یک مسئله شرقی

[ad_1]

داعش به مثابه یک مسئله شرقی

داعش یک مسئله شرقی است داعش در ذهن و تفکر شرقی ریشه دارد


داعش یک مسئله شرقی است. داعش در ذهن و تفکر شرقی ریشه دارد. به تعبیری، داعش مولود ذهن شرقی و برساخته تاریخی معرفت شرقی است. به همین جهت فهم پدیده هایی نظیر داعش و مبانی معرفتی آن مستلزم تحلیل تفکر و جهان بینی خاورمیانه ای و شرقی به مثابه یک نظریه(و ایدئولوژی مدرن) شرقی است. برای تبیین پدیده داعش و پیدایش جریان های رادیکال دینی در خاورمیانه بایستی ذهن شرقی و مؤلفه های تاریخی آن در ساختار سنت فکری شرقی، به ویژه چهارچوب اندیشه سیاسی شرق باستان و استمرار ارکان و عناصر معرفتی آن، تبیین و بازشناخته شود. تبعات و ریشه های معرفت شرقی را در جهان معاصر می توان در ظهور پدیده داعش مشاهده و بررسی کرد. داعش در سنت فکری شرقی می اندیشد و عمل می کند. در سنت معرفت شرقی، امر سیاسی تابع الزامات امر قدسی است. یکی از عناصر این الزامات، عقل است. عقل انسانی باید با عقل کیهانی و قدسی راهبری شود. به همین جهت این عقل با عقل روشنگری و مدرنیته متفاوت است. عقل روشنگری و تجدد عقل محدود انسانی است که خود را از استلزامات و عوایق دینی، در ساحت عمومی و زمینی، رها و بی نیاز ساخته است. منشأ مثالی و نهایی تفکر در ذهن شرقی، ساحت قدسی و وحیانی است. به باور دانش پژوه نخستین و بنیادی ترین تمایز میان ذهن شرقی و ذهن یونانی(وغربی)، تمایز هستی شناختی در باب عقل و ماهیت آن است. خاستگاه الهی عقل در ذهن شرقی با خاستگاه انسانی آن بسیار متفاوت است. در ذهن شرقی حکمت ،تشاعر، عرفان و فلسفه، به طور کلی دانش، نتیجه عقلانیت و قوه متعقل انسانی نیست بلکه حاصل عقل کیهانی، قدسی والهی، عقل فعال و مستفاد بالفعل است ولذا حکمت حقیقی ناشی از فیض الهی و عنایت خدایان است که به برگزیدگانش، از جمله انبیا، و کارگزاران انسانی اش در زمین ارزانی داشته می شود . مهمترین افاضات الهی همان مفهوم وحی در جهان بینی ادیان سه گانه است که زیربنا و شاکله ذهن شرقی را پی می ریزد. در حیطه تفکر شرقی، جهان بینی حاکم قدسی و اسطوره ای است و همه چیز حول امر قدسی صورتبندی می شود. منشأ قدسی و آسمانی امر سیاسی با اصل حاکمیت الهی پیوند زده شده است. در نظام معرفت شرقی و خاورمیانه ای اندیشه عقلانی انسانی تابع سنت دینی الهی است و رابطه میان عقل و وحی، دیانت و سیاست، امر فدسی و امر سیاسی ناگسستنی است. در این حوزه عقل و سیاست تابع دیانت ، شریعت و قدسیت است. مشروعیت حاکمیت و فرمانروایی ناشی از تأییدات الهی و قدسیت آن است. حق حاکمیت سیاسی به موجب مشروعیت الهی و احکام اسطوره ای آن است. به این دلیل خلافت و حاکمیت، امتداد ولایت و امامت الهی است. دولت قدسی داعش و جایگاه خلیفه در آن در این افق قابل فهم است. نظر و پراکسیس داعش در این سنت نمایان است. حاکمیت حقیقی ناشی از حکمت حقیقی است که شأنی قدسی و آسمانی دارد. خاستگاه قدسی و الهی حاکمیت و حکمت هسته مرکزی معرفت شرقی است. تعقل منفصل انسانی در اقلیم وجودی شرقی ، ثانوی و عرضی است و در بهترین حالت در خدمت امر معنوی و قدسی است، وتنها در اتصال با عقل کیهانی و قدسی است که اصالت و محوریت پیدا می کند؛ این اتصال و اصالت، در واقع تقلیل عقل انسانی و تاریخی به عقل کیهانی، اسطوره ای و الهی است که انحطاط و استهلاک آن خواهد بود؛ اقلیم یونانی و ذهن غربی درست نقطه مقابل آن است. به عنوان مثال، صورت مسیحی ذهن شرقی در اقلیم غربی موجب پیدایش قرون وسطی و تأسیس حکومت دینی و داعش گونه کالوین در قرن شانزدهم میلادی در قلب اروپا بوده است. رنسانس چالشی در برابر ذهن شرقی و فراورده های دینی آن بوده است. اسلام تنها یکی از صورت های تاریخی بازسازی ذهن و تفکر شرقی است. در هر صورت، ریشه پیدایش داعش را باید در ذهن شرقی جستحو کرد. به این معنا داعش نوعی تفکر است که محصول ذهن شرقی در صورت اسلامی آن است و لزوماً به افق جهان بینی اسطوره ای و آموزه های اسلامی و بنیادگرایی دینی محدود نمی شود. به عبارتی، داعش گونه ای صورتبندی اسلامی در ذهن شرقی است. تنها و تنها یکی از صورت های مدرن ذهن و جهان شرقی، پدیده داعش است. داعش صورت اسلامی ذهن شرقی در جهان معاصر و کنونی است. با وجود حضور تاریخی الگوی سنت اندیشه شرقی، امکان تجلی و استقرار معرفتی تجدد در جهان زیست شرقی مشکل و ممتنع است و شرط کافی برای تجدد، توسعه و عقلانیت بر اساس زمینه و بافت سنت شرقی، بازنگری انتقادی و برون رفت از بن بست اندیشگی و ایستار شرقی است. به دلیل متافیزیک حضور تفکر و اصالت ذهن شرقی، و غیاب محوریت و ضابطه عقلانی انسان تاریخی و عقل ورزی نقادانه در ساحت وجودی انسان، غالب جریان های سیاسی اسلام گرا در خاورمیانه حامل بذر داعش اند. لازمه بازخوانی انتقادی و بازاندیشی در فهم ارکان و ریشه های آن به پرسش گرفتن ماهیت این سنت و مولفه های بنیادین آن است که میتواند گشودن افقی دیگر بر این مفهوم قلمداد گردد. از آنجایی که داعش نتیجه بحران در نظام معرفت شرقی است،انفصال از تفکر عقلانی و تفاصل با معرفت فلسفی موجب تشدید بحران می گردد و در صورت عدم اهتمام عقلانی و اخلاقی برای برون رفت از آن، امکان ظهور و پیدایش اشکال دیگر کلان روایت های داعش گونه، با خوانش و بازتولید عناصر تفکر و معرفت شرقی در صورت های دیگر دینی و چهارچوب اسطوره ای همچنان وجود خواهد داشت.


جلال حاجی زاده

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *