علی (ع) در حکومت خود چه کرد که نماد عدالت برای همه تاریخ شد؟

[ad_1]

علی ع در حکومت خود چه کرد که نماد عدالت برای همه تاریخ شد

قصه سوده همدانی تابلوی علی شناسی است آن گاه که نقادانه به سراغ معاویه رفته و مظالم ناشی از بی توجهی وی به مدیرانش را گوشزد می کند و با تهدید منتقد مواجه می شود و در قالب زبان شعر گریزی به امام علی می زند که عدالت با او مدفون شد و خاطره ای نقل می کند که در زمان حکومتش, یکی از مأموران برای جمع آوری صدقات آمده و به مردم ستم کرده, شکایت پیش علی بردند به محض اطلاع شروع به گریه کرده و می گوید پروردگارا تو گواهی من هیچ گاه نگفته ام این مأموران بر مردم ستم کنند و حق تو را رها کنند آن گاه کارگزار خاطی را توبیخ کرده و به مراعات حقوق مردم اصرار وسواس گونه ورزیده است


گفتن از مناقب امام علی (ع) فقط یک خاطره گویی مداحانه نیست. چهره تابناک او صرفا تداعی گر گشودن در خیبر و شمشیر کوبنده ذوالفقار نبوده است. نام او با عدالت و انسانیت عالم گیر شده که مولانا در مثنوی تعبیر می کند «تو ترازوی احد خو بوده ای؛ بل زبانه هر ترازو بوده ای». پیام منادی «قتل فی محراب عباده لشده عداله» گواه است که باید آن گاه که به عنوان حاکم، هم ردیف یک یهودی به دادگاه می رود و به دلیل نداشتن ادله محکوم برمی گردد یا زمانی که قاضی را به دلیل نگاه نابرابر یا الفاظ امتیازبخش بین حاکم و شهروندان عادی شماتت می کند یا دست برادر خود را از زیاده خواهی کوتاه می کند یا دختر خود را از امتیازات خاص بر حذر می دارد یا نماینده خود را از اضاعه حق حتی به اندازه گرفتن ران ملخ از دهان مورچه انذار می دهد، یا هیئت حکمرانی را به نگاه انسانی و نه درنده گری با مردم دعوت می کند یا با ضارب زندانی خود یک غذا تناول و توصیه به انصاف و گذشت درباره او می کند، بازشناخت.




قصه سوده همدانی تابلوی علی شناسی است. آن گاه که نقادانه به سراغ معاویه رفته و مظالم ناشی از بی توجهی وی به مدیرانش را گوشزد می کند و با تهدید منتقد مواجه می شود و در قالب زبان شعر گریزی به امام علی می زند که عدالت با او مدفون شد و خاطره ای نقل می کند که در زمان حکومتش، یکی از مأموران برای جمع آوری صدقات آمده و به مردم ستم کرده، شکایت پیش علی بردند؛ به محض اطلاع شروع به گریه کرده و می گوید «پروردگارا! تو گواهی من هیچ گاه نگفته‏ام این مأموران بر مردم ستم کنند و حق تو را رها کنند». آن گاه کارگزار خاطی را توبیخ کرده و به مراعات حقوق مردم اصرار وسواس گونه ورزیده است.


عدالت، زبان بین المللی دارد. سیمای شکوهمند یک صحنه دادورزی در هر عصر و عرصه، خجسته و خواستنی است. زیباترین تعابیر ادبی و معنوی دنیا در توصیف منش دادگرانه صاحبان قدرت است. آنجا که گردن فرازی های قلدرانه را فروکوفته و جمال کبریای عدالت را ارج می نهند. چنانچه نظامی در مخزن الاسرار گفته «عدل بشیری است خرد شاد کن، کارگری مملکت آباد کن؛ رسم ستم نیست جهان یافتن؛ ملک به انصاف توان یافتن.


حکمرانی عادلانه یعنی قاضی مدهوش و ذوب در انصاف و دادورزی باشد. مگر امروز تفسیر عینی و عرفی جز این موارد از عدالت داریم؟


دستگاه قضائی مهم ترین ضامن تحقق عدالت است. ببینید؛ وقتی یک قاضی فدرال آمریکا در برابر شخص اول مملکت می ایستد و تصمیم محدود کننده ورود اتباع چند کشور را خلاف اصول انسانی قلمداد کرده و مبادرت به رفع اثر از دستور رئیس جمهور متبوع خود می کند، چقدر برای ما ستودنی است؟! وقتی سازوکار پیشرفته دستگاه قضاوتی یک کشور را می بینیم که مستقل و متشخص ضامن حقوق شهروندان و خصوصا محرومان و حتی اتباع بیگانه می شود، چقدر برایمان مطلوبیت دارد؟! قوه قضا باید میان دار دفاع از حقوق انسانی و آزادی و حق نقد و کنش مدنی آزادانه باشد. به طور وسواس برانگیزی باید از ورود به منازعات سیاسی اعراض و شدیدا میل به استقلال را تقویت کند. قداست عدالت به دفاع از حقوق انسانی و کرامت و آزادی شهروندان است و این وسیله نباید برای هدفی جز منافع ملموس و واقعی شهروندان مصرف شود. ما به اعتماد حقوق و آرامش عدالت در قلب هایمان نیاز داریم. سرچشمه عظیم ذخایر انسانی کشور چشم امید به ترازوی عدالتی دوخته اند که دست تک تک قضات و مسئولان قوه قضاست؛ باید از نو، خواسته ها را با وضع موجود قیاس کنیم و بدانیم که «کهنه بیرون کن گرت میل نویست»؛ مدیریت علمی و رو به رشد این قوه ضمن بازآفرینی انتظارات و خوانش مطالبات مردم با نوآوری های بی توقف و تغییرات مستمر تا رسیدن به نقطه اطمینان بخش ضرورتی انکار ناپذیر است. به احترام عدالت نباید از تلاش باز ایستاد و برای ساختن سازمانی برازنده کرامت انسان و ساحت والای عدالت لحظه ای درنگ روا نیست که به تعبیر امیر عدالت «اساس زندگی در استقرار عدالت است».




صالح نقره کار

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *