مرور خاطرات هاشمی رفسنجانی/ گزارش روزانه از تاریخ یک جمهوری

[ad_1]

مرور خاطرات هاشمی رفسنجانی گزارش روزانه از تاریخ یک جمهوری

بدون تردید یکی از خدمات ارزنده و باقیات و صالحات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی, خاطرات و روزنوشت هایی است که ایشان از سال 1360 تا 19 دی 1395 به رشته تحریر درآورده اند 36 جلدی که منبعی سرشار و غنی از زوایای مختلف تاریخ پرشکوه انقلاب اسلامی برای پژوهشگران فراهم کرده و پنجره های گوناگونی برای علاقه مندان به تاریخ ایران و انقلاب گشوده است


بدون تردید یکی از خدمات ارزنده و باقیات و صالحات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی، خاطرات و روزنوشت هایی است که ایشان از سال 1360 تا 19 دی 1395 به رشته تحریر درآورده اند. 36 جلدی که منبعی سرشار و غنی از زوایای مختلف تاریخ پرشکوه انقلاب اسلامی برای پژوهشگران فراهم کرده و پنجره های گوناگونی برای علاقه مندان به تاریخ ایران و انقلاب گشوده است.


ایشان از ابتدای فروردین 1360 شروع به نوشتن خاطرات روزانه خود کرده و تا لحظه رحلت ادامه دادند. خاطرات مربوط به دوران مبارزه و سال های 1357 ، 1358 و 1359 بعداً و با نظارت خود آیت الله هاشمی با نام های «دوران مبارزه»، «انقلاب و پیروزی» و «انقلاب در بحران» تدوین و به زیور طبع آراسته شده است.


از سوی دیگر تاکنون 13 جلد از سال 1360 تا 1372 از روزنوشت های ایشان منتشر شده و امید است پس از این، خاطرات سال های دیگر نیز به مرور منتشر شود. با آرزوی علو درجات برای روح مرحوم آیت الله هاشمی، مروری کوتاه و گذرا داریم بر 16 جلد از خاطرات منتشر شده ایشان.


کتاب «دوران مبارزه» که شامل خاطرات قبل از انقلاب آیت الله هاشمی است، دربردارنده مسائلی چون تولد تا ازدواج، آشنایی با امام، حضور جدی در صحنه مبارزه، در پادگان نظامی [42]، فرار از ارتش، [42]، ترجمه کتاب سرگذشت فلسطین، پیامدهای 15 خرداد، آزادی امام، جریان کاپیتولاسیون، آشنایی با حضرت آیت الله خامنه ای، بازداشت ها و زندان های متعدد، سفر به چند کشور آسیایی و اروپایی، زندان اوین و پیروزی انقلاب است.


در صفحات مربوط به مقام معظم رهبری آمده است: «… من و آقای خامنه ای آمدیم تهران. سعی می کردیم که خیلی در دید ساواک نباشیم، تا انگیزه گرفتن ما بیشتر نشود. آشنایی من و ایشان داستان جالبی است که اینجا برای اشاره به آن فرصت مناسبی است.


نخستین بار در درس خارج فقه مرحوم آیت الله داماد در یکی از حجره های صحن بزرگ قم با هم برخورد کردیم. در جمع شاگردان قیافه خیلی جوان من و نیز قیافه جوان ایشان، که تازه از مشهد به قم آمده بودند، برای هر دو ما جالب بود.


بعد از درس چند جمله ای با هم صحبت کردیم و کمی آشنا شدیم. این آشنایی در سفری که با هم در سال های 40 و 41 به عراق برای زیارت عتبات مقدسه و دیدن حوزه های درسی نجف اشرف رفتیم، عمیق و عاطفی شد. در آن سفر فرصت مباحثه و مذاکره و تبادل افکار خوبی به دست آمد که زمینه ساز همکاری های وسیع آینده شد…» [ص222-221]


«انقلاب و پیروزی» کارنامه و خاطرات سال های 58-1357 هاشمی رفسنجانی است. این کتاب از 3 فصلِ گذری بر دوران مبارزه، روزهای انقلاب و پیروزی و تثبیت انقلاب، تشکیل شده است. از ویژگی های این کتاب بررسی تفصیلی و جزء به جزء اتفاقات سال های 58-57 است.


آیت الله هاشمی در مورد انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری آورده: «… به هر حال متن حکم نخست وزیری آقای بازرگان را که پس از تعیین کلیات آن توسط امام با مشورت آقایان بازرگان، مطهری، مهدوی کنی، دکتر یدالله سبحانی، دکتر ابراهیم یزدی و چند نفر دیگر تنظیم شده بود حسب دستور امام، توسط من در جمع انبوه خبرنگاران و شخصیت های داخلی و خارجی حاضر در مدرسه علوی (در عصر دوشنبه 16 بهمن 1357) قرائت شد.» [ص 168]


«انقلاب در بحران» عنوان کتاب کارنامه و خاطرات سال 1359 مرحوم هاشمی رفسنجانی است. این کتاب نیز از 2 بخش متن و ضمائم تشکیل شده است. از جمله فرازهای مهم این کتاب می توان به حضور شاه در مصر، نتایج انتخابات تهران، شهادت آیت الله صدر، معجزه طبس، تصویب آرم جمهوری اسلامی، مشکلات تشکیل شورای نگهبان و شورای عالی قضایی، بنی صدرو شهید آیت، بن بست انتخاب نخست وزیر، مرگ شاه، روز آغاز تهاجم و حادثه 14 اسفند 1359 اشاره کرد.


در بخشی از کتاب که مربوط به تصویب آرم جمهوری اسلامی آمده است: «… از همان روزهای اول پیروزی انقلاب و خصوصاً پس از برگزاری موفقیت آمیز رفراندوم نظام جمهوری اسلامی ایران، شکل، فرم آرم و نشانه اصلی این نظام جدید مورد بحث است.


گروهی تأکید داشتند که همان آرم شیر و خورشید، نشان جمهوری اسلامی باشد و می گفتند که این نقشی است که از آثار تاریخی گرفته شده و نشانه ایرانیت است و مردم نیز با آن آشنایی دارند، اما امام این حرف ها را نپذیرفتند و فرمودند آرم جدید طراحی شود.


در مورد رنگ های سبز و قرمز و سفید مخالفتی نبود، اصل نشان جمهوری اسلامی بود که باید به نحوی محتوای حکومت اسلامی را بیان کند. هنگام تهیه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به این مسأله توجه شد و ضمن تأیید رنگ های پرچم رسمی ایران [در اصل هجدهم] تصویب شد که این پرچم، با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار الله اکبر مورد استفاده قرار گیرد.


در اجرای این قانون، گروهی از کارشناسان خبره اهل فن از طرف شورای انقلاب مأمور پیگیری و اقدام شدند. آنها هم مسابقه ای در این ارتباط برگزار کردند و در نهایت نیز چند طرح را برای شورا آوردند که از میان آنها طرح آقای (حمید) ندیمی، بهتر تشخیص داده شد و به عنوان نشانه جمهوری اسلامی ایران [در جلسه 15 اردیبهشت 1359] به تصویب شورای انقلاب رسید.


در این طرح کلمه طیبه الله، مبنای فرم اصلی آرم بود و از ترکیب بندهای مختلف آن مفاهیم اسلامی و انقلابی ارزشمندی حاصل می شد. من این طرح را پس از تصویب شورا، برای شرح جزئیات آن و تأیید نهایی [در تاریخ 19 اردیبهشت] خدمت امام بردم که ایشان نیز آن را پس از ملاحظه تأیید و تصویب کردند.


البته بعداً برای انطباق مشخصات پرچم با قانون اساسی قرار شد شعار «الله اکبر» به رنگ سفید و با خط کوفی بنایی به نشانه روز پیروزی انقلاب در بیست و دوم بهمن، مجموعاً بیست و دو بار به صورت حاشیه در مرز رنگ های سبز و قرمز آورده شود.


یکی از نکات مطرح در این ارتباط مسأله رنگ آرم بود که طبق مصوبه شورای انقلاب و تأیید امام، باید نشانه جمهوری اسلامی ایران به رنگ سبز که رشد و تعالی را تداعی می کرد باشد اما آقای بنی صدر در ابلاغ مصوبه شورا، این نظر را عوض کرده و رنگ آرم را قرمز تعیین می کند که در نهایت نیز همین رنگ اجرا و عمومی می شود. این کار بحث هایی را به دنبال داشت.» [ص 106-103]


«عبور از بحران» بی شک مشهورترین جلد از روزنوشت های هاشمی رفسنجانی است که شامل کارنامه و خاطرات سال 60 ایشان بوده و به چاپ های مکرر نیز رسیده است. سال 60 آنچنان که هاشمی خود بدان معترف است سال بحرانی انقلاب است.


ترور آیت الله خامنه ای، عزل بنی صدر، قیام مسلحانه منافقین، شهادت بهشتی و 72 نفر، شهادت رجایی و باهنر، شهادت قدوسی، ترور پی در پی مردم کوچه و خیابان، نخست وزیری آیت الله مهدوی کنی، ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای و… در روزنوشت یکشنبه 7 تیر آمده است: «… از دفتر امام، آقای صانعی تلفن کرد و خبر داد که در دفتر حزب جمهوری اسلامی، بمبی منفجر شده و عده ای شهید شده اند، وحشت کردیم.


جلسه مشترک نمایندگان و مسئولان اجرایی حزب بود. در تلفن های بعدی اطلاع رسید که بمب در همان سالن در حال سخنرانی آقای بهشتی منفجر شده. در حالی که نزدیک به یکصد نفر از افراد مؤثر مملکت حضور داشته اند و ساختمان ویران شده و همگی زیر آوار رفته اند و مشغول بیرون آوردن شهدا و مجروحان هستند.


با تلفن ها، خبرها در همه شهر منتشر شد. تا ساعت دو بعد از نصف شب بیدار ماندم و مرتباً خبر می گرفتم. خبرها وحشتناک بود و حاکی از شهادت ده ها نفر و بالاخره خبر شهادت آقای دکتر بهشتی کمرم را شکست…»[ص 179-178]


«پس از بحران» عنوان کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال 1361 است. از جمله وقایع مهم این سال می توان به عملیات های فتح المبین، بیت المقدس (آزادسازی خرمشهر)، رمضان و والفجر مقدماتی، اجازه ورود به خاک عراق، اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل، کودتای قطب زاده، تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی، انتخابات نخستین دوره مجلس خبرگان رهبری و فرمان هشت ماده ای امام اشاره کرد.


هاشمی در باب تأسیس دانشگاه آزاد نوشته است: «در تاریخ 31 اردیبهشت 1361 و چند روز پیش از فتح کامل خرمشهر، در نماز جمعه، تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی را اعلام داشتم. حضور سران قوا و حاج احمد آقا خمینی در هیأت مؤسس این نهاد و تأییدات و حمایت امام از این پیشنهاد و هدیه یک میلیون تومانی ایشان به عنوان اعلان حمایت، برکات زیادی برای پیشرفت کار داشت…»


یا در باب فرمان هشت ماده ای امام به تاریخ چهارشنبه 24 آذر آورده اند:«… ساعت دوازده اخبار را گرفتم. پیام مهمی از امام صادر شده که از افراط کاری ها و ایذاء مردم و تجسس و شنود و تصفیه های بیجا منع کرده اند. خیلی پیام مؤثری است. تحت تأثیر شرکت مردم در انتخابات صادر شده است.»[ص335]


«آرامش و چالش» کارنامه و خاطرات هاشمی در سال 1362 است که کم کم جوانه های اختلاف میان نیروهای درون انقلاب نمایان می شود؛ اختلافاتی که از حزب جمهوری اسلامی نشأت گرفته و به دولت، مجلس، شورای نگهبان و… کشیده می شود. به تعبیر هاشمی؛ در حزب جمهوری اسلامی، سه گروه مشخص وجود داشت که اختلاف نظرهایشان کم کم آفتابی شده و با اسامی و تعابیر مختلفی چون چپ و راست، میانه رو و سنتی، مکتبی و غیرمکتبی، خط امام و خط دیگر، حزب الله و غیر حزب الله خوانده می شدند.


دفاع مقدس نیز با عملیات هایی چون والفجر1 تا والفجر6، تحریرالقدس و خیبر ادامه پیدا می کند. از مهم ترین اتفاقات این سال می توان به انتخابات دومین دوره مجلس شورای اسلامی نیز اشاره کرد. همچنان نیز اختلافات عدیده ای میان مجلس و شورای نگهبان در این سال دیده می شود.


«به سوی سرنوشت» عنوانی است که بر تارک کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال 1363 نقش بسته است. در این سال همچنان جنگ مسأله اول مملکت است به طوری که همه امور کشور را تحت الشعاع قرار داده است.


انتخابات دوره دوم مجلس باعث التهاب های سیاسی زیادی در کشور شده است. اختلافات جناحی، فردی و منطقه ای در تبلیغات انتخابات مجلس، میان نیروهای وفادار به انقلاب بروز کرده و به خاطر کمی تجربه دموکراسی آثار عمیقی به جای گذارده است. از دیگر مشکلات عمده این سال، اختلاف نظرهای پابرجای شورای نگهبان، مجلس و دولت در مسائل مختلف بود.


اختلافات درون حزب جمهوری اسلامی نیز عمیق تر و ریشه دارتر شده بود. در رابطه با اختلافات موجود، هاشمی به تاریخ 8 خرداد می نویسد:«… اول شب آقای امامی کاشانی [عضو فقهای شورای نگهبان] آمد و پیشنهاد ایجاد ارتباط بین شورای نگهبان و سایر مراکز را برای تفاهم و جلوگیری از تشتّت می داد. [نظرش را] پسندیدم. معتقد بود، این درست نیست که اختلاف پیش آید و [باید] با حمایت امام از خطر جلوگیری شود همچنان که اخیراً در مورد شورای نگهبان و دولت پیش آمد…»[ص132-131]


«امید و دلواپسی» کارنامه و خاطرات روزنوشت سال 1364 هاشمی رفسنجانی است. مهم ترین اتفاق این سال برگزاری چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب مجدد حضرت آیت الله خامنه ای به ریاست جمهوری و اتفاقات پس از آن از جمله مخالفت ایشان با معرفی مجدد میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر همچنان که پیش از انتخابات به صراحت آن را عنوان کرده بودند و نیز انتخاب آیت ‎الله منتظری به قائم مقامی رهبری است.


هاشمی در خاطرات مربوط به این دوران نوشته است:«آیت الله خامنه ای به رغم علاقه شخصی و ارتباط خانوادگی، تمایلی به معرفی مجدد مهندس موسوی نداشتند. اما امام با توجه به نظر اکثریت مجلس و نیروهای رادیکال و چپگرای انقلاب و اخباری که از نظر رزمندگان به ایشان می رسید موافق تغییر نخست وزیر نبودند…


رئیس جمهوری بحق از من توقع داشتند که در این جهت به ایشان کمک کنم… مذاکرات زیاد و متعددی هم با شخص امام و حاج احمد آقا داشتم. شخصیت های متعددی از جناح راست هم با ملاقات یا پیام از امام درخواست موافقت با تغییر دولت را داشتند. اما همه این تلاش ها تغییری در نظر امام به وجود نیاورد…» [ص22]


«اوج دفاع» نامی است که برای خاطرات روزنوشت سال 1365 برگزیده شده است. مهم ترین محور حوادث کشور در این سال کماکان جنگ تحمیلی است. از جمله مباحثی که در این جلد بدان پرداخته شده است می توان به عملیات در عمق خاک عراق، پیشنهاد همکاری پادشاه عربستان به ایران، قضیه مک فارلین، عملیات های کربلای 5 و 4، نگرانی از حال امام و مسأله آیت الله منتظری و قائم مقامی رهبری اشاره کرد.


در روزنوشت پنجشنبه 7 فروردین آمده است «… پیش از ظهر با رئیس جمهوری تلفنی مذاکره کردم. اطلاع داد که دیروز حال امام به هم خورده و خطرناک بوده است. ایشان را که خارج از تهران بوده، احضار کرده بودند و معلوم شد احضار من هم که دیشب انجام شد به این جهت بوده و به دیگران اطلاع نداده اند و امروز حالشان بهتر است و خطر رفع شده…» [ص241]


«دفاع و سیاست» کارنامه و خاطرات سال 1366 است. اولویت سال 66 همچون سال های گذشته جنگ و دفاع مقدس بود. از وقایع تلخ این سال موشک باران تهران و شهرهای مرکزی ایران توسط رژیم بعث عراق و نیز قتل عام تعدادی از حجاج ایرانی توسط مزدوران آل سعود بود.


رزمندگان اسلام نیز در جبهه جنگ عملیات هایی چون کربلای 8 و 9 و 10، نصر، بیت المقدس 2 و 3 و 4 و والفجر10 را رقم زدند. از مهم ترین رویدادهای سال 66 تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام در پی اختلافات گسترده مجلس و شورای نگهبان بود.


اصلاح وصیت نامه امام در 19 آذر را نیز می توان از جمله اتفاقات مهم این سال برشمرد. به رغم همه تلاش ها برای پایین آمدن فتیله اختلافات، اما سال 66 دفتر عمر حزب جمهوری اسلامی به پایان رسید.


هاشمی در این مورد می نویسد: «… آیت الله خامنه ای به عنوان دبیرکل و من به عنوان عضو شورای مرکزی در این خصوص خدمت امام رفتیم و با تشریح وضع حزب و آثار سوء اختلافات، درباره انحلال حزب یا پایین کشیدن فتیله حزب، از ایشان نظر خواستیم و ایشان دومین حالت را مرجّح دانستند و در نتیجه فعالیت های حزب جمهوری اسلامی متوقف شد؛ حزبی که در مدت کوتاه عمر خود، آثار مهمی در تربیت نیروهای سیاسی در سراسر کشور و نقش درجه اول در برگزاری انتخابات متعدد برای مجلس، ریاست جمهوری و رفراندوم قانون اساسی داشت قربانی اختلافات خطی درونی و بیرونی از خود شد که شاید سیاست وجود همه سلیقه ها در درون حزب، عامل مهمی در این پیشامد باشد.» [ص 20-19]


«پایان دفاع، آغاز بازسازی» عنوان منتخب جلد مربوط به خاطرات سال 1367 است. مهم ترین رویداد این سال پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ بود. در فروردین 67 صدام باز هم دست از موشک باران شهرهای ایران بخصوص تهران برنداشت.


جنگ نفتکش ها، ورود مستقیم امریکا به جنگ و ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس، هجوم منافقین و عملیات مرصاد، انتخابات دوره دوم مجلس، استعفای عجیب نخست وزیر، قضیه سلمان رشدی و نامه تاریخی امام به گورباچف را می توان از اهمّ اتفاقات سال 67 برشمرد.


نامه محسن رضایی مبنی بر نیازهای جبهه و عدم توان بر تأمین آن و مشکلات عدیده اقتصادی که به خط قرمز رسیده بود و از همه مهمتر فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه و سردشت که پیش بینی می شد در آینده شاهد استفاده از سلاح های کشتار جمعی توسط صدام در شهرهایی مثل تبریز، اصفهان، قم و تهران باشیم، امام را قانع کرد که آتش بس را بپذیرد…. «طبعاً امام به خاطر شعارهای ادامه جنگ تا پیروزی، برایشان آسان نبود که قطعنامه و آتش بس را بپذیرند.


به امام پیشنهاد دادم که شخصاً به عنوان جانشین فرماندهی کل قوا و فرمانده جنگ، اعلان پذیرش قطعنامه و آتش بس را می نمایم و به عهده می گیرم و اگر نتیجه خوب نبود مرا محاکمه کنید. این را هم نپذیرفتند. ولی اصل پذیرش قطعنامه و ختم جنگ را پذیرفتند و فرمودند بزرگان کشور و جمعی از علما و نمایندگان را جمع کنیم و شرایط کشور و جنگ را توضیح دهیم و آنها را قانع کنیم که همراهی کنند…» [ص 18]


«اعتدال و پیروزی» عنوانی است که برای خاطرات سال 1369 در نظر گرفته شده است. نخستین سال پس از انقلاب که آغازش بدون امام بود. تلخ ترین اتفاق این سال زلزله رودبار و منجیل بود که خسارات زیادی به جای گذاشت.


اما بازگشت آزادگان سرافراز در 26 مرداد همین سال را می توان یکی از شورانگیزترین وقایع پس از انقلاب دانست. اشغال کویت توسط صدام و در پی آن حمله امریکا و متحدانش به عراق نیز از دیگر حوادث مهم سال 69 محسوب می شود.


روایت هاشمی از حمله عراق به کویت خواندنی است: «پنجشنبه 11 مرداد؛ برنامه فارسی رادیو بی بی سی را گرفتم؛ اطلاعی از حمله عراق به کویت نداد. برنامه فارسی رادیو صدای امریکا که در ساعت شش و نیم صبح شروع شد، پس از گذشت چند دقیقه از شروع پخش اخبار، از حمله عراق اطلاع پیدا کرد و گفت که مطلع شدیم نیروهای عراق از مرز کویت گذشته اند؛ حادثه مهمی است.


اخبار را به دقت تعقیب کردم. رادیو کویت را نتوانستم بگیرم. کم کم خبرها روی تلکس ها آمد و معلوم شد ساعت دو بامداد تجاوز شروع شده است و نیروهای ارتش عراق، بسرعت خود را به پایتخت کویت رسانده اند.


امیر کویت گریخته است. با وزارت خارجه، فرماندهی سپاه در اهواز، فرمانده نهاجا [نیروی هوایی ارتش] و [آقای محمد هاشمی] رئیس [سازمان] صداو سیما در تماس بودم. با رهبری تلفنی مذاکره کردم؛ قرار شد در موضع گیری، عجله نکنیم و جلسه شورای عالی امنیت را تشکیل دهیم… مقرر شد اعلامیه بدهیم و محکوم کنیم… [آقای الصباح] وزیر خارجه کویت، از نقطه نامعلومی تلفن کرد و استمداد نمود. [ص225و224و223]


«سازندگی و شکوفایی» خاطرات سال 1370 نویسنده نام گرفته است. مقدمات و بحث های گسترده در رابطه با برگزاری انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی و قیام شیعیان و کردها علیه صدام و بازداشت آیت الله العظمی خویی را می توان از رویدادهای مهم این سال برشمرد.


«پنجشنبه 1 فروردین؛ …. پیش از تحویل سال، آیت الله خامنه ای تلفن کردند و ضمن تبریک سال نو، خبر دادند که آقای [آیت الله سید ابوالقاسم] خویی در عراق بازداشت شده اند و خواستند که دولت و شورای امنیت، عکس العمل مناسب را بررسی کنند…» [ص35]


«یکشنبه 20 بهمن؛… آقای [احمد] جنتی و اعضای مرکزی هیأت نظارت شورای نگهبان آمدند. می خواستند از همکاری دولت با شورای نگهبان در خصوص اعمال نظارت در انتخابات و پیاده کردن تفسیر اصل 99 [نظارت استصوابی] مطمئن شوند.» [ص563]


«رونق سازندگی» کارنامه و خاطرات روزنوشت های سال 1371 هاشمی است. در این سال انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی که بسیار پرحاشیه هم بود، برگزار شد. جریان مجمع روحانیون مبارز و جناح موسوم به چپ شکست سختی خورد اما نسبت به اعمال نظارت استصوابی و ردصلاحیت بسیاری از نامزدهای مشهورش، اعتراضات گسترده ای داشت. بخش اعظم خاطرات فروردین و اردیبهشت مربوط به مباحث چالش برانگیز انتخابات است.


«چهارشنبه 5 فروردین؛… آقایان [مهدی] کروبی و [سیدمحمد] موسوی خویینی ها آمدند و از روند انتخابات اظهار نگرانی کردند. معتقدند جوی به وجود آمده که تصور این است، حاکمیت می خواهد جناح آنها را حذف کند….رونوشت نامه ای را که برای رهبری نوشته اند، به من دادند. در آنجا گفته اند اگر این وضع اصلاح نشود، مجمع روحانیون مبارز در انتخابات شرکت نخواهد کرد؛ به آنها گفتم از موضع دلسوزی حرف بزنند و تهدید به کناره گیری نکنند..» [ص40]


«صلابت سازندگی» آخرین جلد از سلسله خاطرات روزنوشت آیت الله هاشمی است که در زمان حیاتشان منتشر شده و مربوط به سال 1372 است. برگزاری ششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و برگزیده شدن مجدد هاشمی به ریاست جمهوری را می توان شاخص ترین رویداد سال 72 دانست.


التهابات بازار سکه و ارز، تنش در روسیه، توافق عرفات با اسرائیل و نیز طرح ترور هاشمی در 12 بهمن و در مرقد امام نیز از اهم حوادث این سال محسوب می شود. آیت الله هاشمی خود جریان ترور را اینگونه روایت می کند:«سه شنبه 12 بهمن 72؛… برای مراسم آغاز جشن های دهه فجر به مرقد امام رفتیم… استقبال پرشوری از طرف مردم هنگام ورود ابراز شد.


چند دقیقه از صحبت من گذشته بود که صدای چهار شلیک تیر از راه دور شنیده شد. اول خیال کردم لامپ های برق ترکیده، ولی شعارهای مردم و فریاد مرگ بر منافق و اجتماع مردم در ضلع غربی مرقد، روشن کرد که گلوله شلیک شده، ولی من تعادل را حفظ کردم و به صحبت ادامه دادم.


آقای [محمود] مرتضایی فر [وزیر شعار] خواست توضیح بدهد، نگذاشتم. احمد آقا هم از پشت پرده آمد و تا آخر صحبت، کنار من ایستاد. خوشبختانه خونسردی خودم را بخوبی حفظ کردم و به طور عادی، سخنرانی را در حد معمول به پایان بردم. شب که سخنرانی به طور کامل از سیما پخش شد، از منظره مجلس و خونسردی خودم و عکس العمل خوب مردم و حاج احمد آقا خمینی لذت بردم…» [ص537 و 536]


محمد علی کرمی، کارشناس تاریخ

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *