نقش زنان انقلابی

[ad_1]

نقش زنان انقلابی

27 فوریه مصادف است با سالمرگ نادژدا کروپسکایا, همسر لنین و یکی از چهره های اثرگذار در انقلاب بلشویکی روسیه


27 فوریه مصادف است با سالمرگ نادژدا کروپسکایا، همسر لنین و یکی از چهره های اثرگذار در انقلاب بلشویکی روسیه. توجه به زنان انقلابی آنقدر اندک و کم بوده که کمتر مخاطب ایرانی با این چهره ها آشنایی دارد. بررسی عملکرد برخی از این چهره ها همواره می تواند اثربخش بوده و تاثیرات جدی ای بر شناخت هر محققی از روند و فعالیت های انقلابی داشته باشد.




ما همگی با مردان انقلابی ای نظیر چه گوارا، کاسترو، لنین و… آشنا هستیم، اما تاریخ همیشه گرایشی مخفیانه به این داشته که سهم زنان انقلابی ای را که زمان و انرژی و زندگیِ خود را وقف مبارزه با نظام ها و ایدئولوژی ها کرده اند پنهان سازد. به رغم این بدفهمی ها، ده ها زن در تاریخ بوده اند که نقش مهم و مشارکت فعالی در انقلاب ها داشته اند.




این زن ها که از طیف های سیاسیِ مختلف هستند، برخی شان مسلح به تفنگ بودند و برخی مسلح به قلم، اما همگی برای باورهای شان سخت جنگیدند. گاه برخی از آن ها در درون نهضت و انقلاب با چالش هایی جدی و قابل تامل روبرو بوده اند و گاه مخالفان و ضدانقلاب به تخریب و تخطئه آن ها پرداخته است. اما هرچه باشد، نمی توان سهم و تاثیر آن ها را در فرآیند انقلاب ها و کشورهای انقلابی منکر شد.




در این مجال اندک، تنها می توان به معرفی اجمالی ده نفر از این چهره ها به بهانه سالمرگ نادژدا کروپسکایا نشست. شاید قرین صحت باشد که از هم او شروع کرد.




نادژدا کروپسکایا




خیلی ها نادژدا کروپسکایا را صرفاً به عنوان همسرِ ولادیمیر لنین می شناسند و نه نادژدایی که برای خودش یک سیاستمدار و انقلابگرِ بلشویک بود. وی در فعالیت های مختلف سیاسی مشارکتی پر وزن داشت؛ از جمله معاونت وزیرِ آموزش و پرورش از ۱۹۲۹ تا مرگ اش در ۱۹۳۹ و مطالعات آموزشیِ متعدد. وی پیش از انقلاب، در مقام دبیرِ گروه نشریه «ایسکرا» فعالیت می کرد و مکاتبات آن با سراسرِ قاره اروپا را مدیریت می کرد که بسیاری از این مکاتبات را می بایست رمزگشایی کرد.




بعد از انقلاب، زندگی اش را وقف بهبود فرصت های آموزشی برای کارگران و دهقان ها کرد؛ برای مثال، کوشید تا کتابخانه های عمومی در دسترس همگان قرار بگیرد. البته به رغم عنوان همسری لنین و رهبری انقلاب بلشویکی، او از حمله و هجوم هم حزبی ها و خاصه شخص استالین مصون نماند. روایتی وجود دارد که نشان می دهد میزان تعارض این دو چهره در زمان حیات لنین تا چه اندازه جدی و آشکار بوده است. گفته می شود استالین از نامه هایی که لنین بعد از دو سکته اول خود به منشی ها و همسرش نادژدا کروپسکایا دیکته کرده بود، خبر داشت. از آنجا که لنین کم کم در مورد شخصیت استالین نگران شده بود. استالین دلواپس مطالبی بود که در این نامه ها در مورد او مطرح شده بود. اوحتی زن لنین را تهدید کرد، چون می ترسید این نامه هارا به رهبران حزب کمونیست بدهد.




استالین نمی خواست در حالی که تا آن اندازه به کسب قدرت نزدیک شده بود،کروپسکایا برای او دردسر ساز شود. با تهدید به کروپسکایا گفت: «اگر مراقب رفتارت نباشی یک بیوه دیگر برای لنین دست و پا می کنیم». وقتی لنین خبر این گفت وگو را شنید از کوره در رفت. وضعیتش آن قدر بهبود پیدا کرده بود که بتواند ارتباط برقرار کند. نامه ای شدیداللحن به استالین فرستاد و نوشت: «شما به خودت اجازه داده ای که گستاخانه زن مرا به پای تلفن بخوانی وگستاخانه او را مواخذه کنی.




آن هم به رغم این حقیقت که زنم به شما گفته که حاضر است این حرف ها را فراموش کند. هرچند که زینویف و کامنف از طریق او در جریان قرار گرفته اند. من قصد ندارم اقدامی را که علیه من انجام گرفته است به سادگی فراموش کنم ودر اینجا نیازی به تاکید نیست که آنچه علیه همسرم انجام گرفته است علیه خودم تلقی می کنم. بنابراین از شما می خواهم خوب سبک سنگین کنی که آیا می خواهی حرف خود را پس بگیری و عذرخواهی کنی یا ترجیح می دهی روابط ما قطع شود.» استالین بلافاصله عذر خواهی کرد.




کنستانس مارکیوویچ




کنستانس مارکیوویچ، کنتسِ انگلیسی ـ ایرلندی، سیاستمداری عضو حزب جمهوری خواه شن فن و حزب جمهوری خواه فیانا فال، ملی گرایی انقلابی، مدافعِ حقوق زنان و یک سوسیالیست بود.




وی در بسیاری از اقدامات ایرلند برای استقلال از بریتانیا مشارکت داشت؛ برای مثال، «خیزشِ ایستر» در ۱۹۱۶ که وی نقشِ رهبری آن را بر عهده داشت. مارکیوویچ در طول این «خیزش» از سوی تیراندازهای بریتانیایی زخمی و مجبور شد عقب نشینی کند و تسلیم شود. وی تنها زن از بین ۷۰ زنی بود که به سلول انفرادی انداخته و محکوم به مرگ شد، اما به خاطر جنسیت اش مشمول عفو قرار گرفت.




جالب این جاست که کمیته تعقیب ادعا می کرد وی التماس می کرده «من فقط یک زن هستم، شما نمی توانید به یک زن شلیک کنید»، در حالی که گزارش های دادگاه نشان می دهد که وی گفته «واقعاً می خواستم آدم های شما آن قدر شرافت داشتند که به من شلیک کنند.»




کنستانس یکی از نخستین زنان جهان بود که به وزارت رسید (وزارت کار در جمهوری ایرلند، از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۲) و همچنین نخستین زنی بود که به «مجلسِ عوام بریتانیا» (در دسامبر ۱۹۱۸) راه یافت؛ این موقعیت آخری را وی به خاطر سیاست عدم مداخله حزب شن فن نپذیرفت.




پترا هررا




در طول انقلاب مکزیک، زنان سرباز هم دوشِ مردان به مبارزه ملحق و اغلب هم با آزارِ جنسی روبه رو می شدند. یکی از شناخته شده ترین این سربازان زن، پترا هررا بود که جنسیت اش را مخفی کرد و با نام «پدرو هررا» به انقلابیون پیوست. وی با نشان دادن برتریِ خویش در رهبری (و انفجارِ پل ها) محبوبیت زیادی پیدا کرد و توانست به موقع جنسیت اش را رو کند.








وی در جنگ دوم تورئون (۳۰ می ماه ۱۹۱۴) همراه با ۴۰۰ زن دیگر مشارکت داشت، و خیلی ها معتقد بودند که وی شایسته رتبه بالاتری در این جنگ است. متاسفانه پانچو ویلا احتمالاً نمی خواست زنی را به مقام ژنرالی برساند. به همین خاطر نیز پترا نیروهای ویلا را ترک کرد و دسته خود را شکل داد که فقط زنان در آن حضور داشتند.




نوانیرووا




نوانیرووا زنی نگبویی اهلِ نیجریه، جرقه جنگی کوتاه را زد که اغلب با عنوان اصلی ترین و اولین چالشِ اقتدارِ بریتانیا در افریقای غربی در طول دوره استعمار به شمار می آید. ABA-Wome- در ۱۸ نوامبر ۱۹۲۹، پس از آن که مسئول سرشماری (مارک امرووا) به نوانیرووا گفت: «چند بز و گوسفند و آدم دارید؟»، بحثی بین او و مسئول سرشماری درگرفت.




وی که متوجه شده بود این جمله یعنی زنان نیز باید مالیات بدهند (به طور سنتی زنان از مالیات معاف بودند)، شرایط را با زنان دیگر مطرح کرد و دست به اعتراض زدند. این اعتراض را جنگ زنان می نامند. این جنگ دو ماه طول کشید. نزدیک به ۲۵هزار زن در سراسرِ منطقه درگیرِ این جنگ شدند و برای تغییرِ سیاست های مالیاتی و هم چنین قدرت افسارگسیخته افسران مالیاتچی دست به اعتراض زدند.




سرانجام موقعیت زنان به اندازه ای زیادی بهبود یافت. بریتانیا برنامه های مالیاتی اش را برداشت و برخی افسران مالیاتچی را مجبور به استعفا کرد.




لاکشمی ساهاگال




لاکشمی ساهاگال که بین مردم با عنوان «کاپیتان لاکشمی» شناخته شده است، انقلابی ای بود که در جنبشِ استقلالِ هند فعالیت می کرد، در ارتشِ ملیِ هند مقامِ افسری داشت، و بعدها نیز وزارت امورِ زنان را در دولت «هند آزاد» پذیرفت.




در دهه ۴۰، وی هنگ «رانی جانسی» را سرپرستی می کرد که هنگی زنانه بود. هدف این هنگ سرنگونیِ «حکمرانیِ بریتانیا» در هند دوره استعماری بود. این هنگ یکی از معدود هنگ های مبارزِ زنانه در جنگ جهانیِ دوم بود، و نام آن را از روی یک زن انقلابی در تاریخ هند برداشتند که یکی از چهره های اصلی در شورش هند در ۱۸۵۷ بود.




سوفی شول




سوفی شول، انقلابیِ آلمانی، عضوِ موسسِ گروه مقاومتیِ «رزِ سفید» بود که گروهی خشونت پرهیز و ضد نازی به شمار می رفت و مدافعِ مقاومت فعال در برابرِ رژیم هیتلر بود و با پخشِ اعلامیه ها و دیوارنگاری مبارزه می کرد.


سوفی شول و دیگر اعضای این گروه در فوریه ۱۹۴۳ به خاطر پخشِ اعلامیه در دانشگاهِ مونیخ دستگیر و به اعدام با گیوتین محکوم شدند. نسخه های این اعلامیه که عنوان «مانیفست دانشجویان مونیخ» را بر خود داشت، به بیرون از کشور قاچاق شد و در همان سال متحدین میلیون ها نسخه از آن را از طریقِ آسمان آلمان پراکندند.






بلانکا کانالز




بلانکا کانالز، ملی گرایی اهل پورتوریکو بود که «دختران آزادی» را سازمان داد. این سازمان، شعبه زنان حزب ملی گرای پورتوریکو بود. وی یکی از معدود زنان تاریخ است که شورشی را علیه ایالات متحده رهبری کرد که به «شورشِ هایویا» معروف شد.




در سال ۱۹۴۸، لایحه ای سخت محدودکننده که با عنوان «لایحه ی دهان بند» یا قانون ۵۳ شناخته شده است، عرضه شد که چاپ و انتشار و فروش و نمایشِ هرگونه موادی به قصد فلج کردن یا فروپاشیِ دولت استعماری را جرم به شمار می آورد.




در ۳۰ اکتبر ۱۹۵۰، لانکا و دیگران اسلحه هایی را که وی در خانه اش ذخیره کرده بود در دست گرفتند و توی شهرِ هایویا راهپیمایی کردند، ایستگاهِ پلیس را تسخیر کردند، اداره پست را آتش زدند، سیم های تلفن را قطع کردند و پرچمِ پورتوریکو را در مخالفت با قانون دهان بند برافراشتند. در نتیجه، رئیس جمهورِ ایالات متحده اعلام حکومت نظامی کرد و به ارتش و نیروی هوایی دستور داد که به شهر حمله کنند.




ملی گراها برای مدتی مقاومت کرده اما سرانجام دستگیر و پس از سه سال مادام العمر به زندان محکوم شدند. قسمت اعظمِ شهر هایویا ویران شد، و رسانه های آمریکایی به طور منصفانه ای این حادثه را پوشش ندادند، و بهانه شان هم این بود که رئیس جمهور گفته «این حادثه بین افراد پورتوریکو» روی داده است.




سلیا سانچز




اکثر مردم فیدل کاسترو و چه گوارا را می شناسند، اما کم هستند شمارِ کسانی که نام سلیا سانچز به گوش شان خورده باشد؛ زنی در قلب انقلاب کوبا که شایعه شده بود تصمیم گیرِ اصلی است. پس از کودتای ۱۰ مارس ۱۹۵۲، سلیا به مبارزه علیه حکومت باتیستا پیوست. وی موسسِ جنبشِ «۲۶ ماه مه» بود، و رهبرِ جوخه های جنگی در طول این انقلاب.


سلیا سانچز منابعِ گروهی را تحت کنترل خویش داشت، و حتی ترتیب آن را داد که گراما [قایق] پهلو بگیرد و ۸۲ مبارز را از مکزیک به کوبا منتقل کند تا باتیستا را سرنگون سازند. پس از انقلاب، سلیا تا آخرِ عمرش همراه با کاسترو ماند.






کتلین نیل کلیور




کتلین نیل کلیور، عضوِ «حزب پلنگ سیاه» بود و نخستین عضوِ زن در گروه تصمیم گیری این حزب. وی سخنگو بود و دبیرِ مطبوعاتی، و کمپینِ ملی برای آزادی وزیرِ دفاعِ حزب (هوی نیوتون) را سازمان داد. به رغم اینکه می گفتند «حزب پلنگ سیاه» غالباً مردانه است، اما کلیور به همراه زنان دیگری مانند آنجلا دیویس، دوسوم حزب را تشکیل می دادند.




اسما محفوظ




اسما محفوظ، انقلابیِ دوره مدرن است که به خاطر راه اندازی خیزشِ مردمی در مصر (۲۰۱۱) از طریق پست های ویدئویی و تشویق دیگران به پیوستن در اعتراض های میدان تحریر معروف است. وی یکی از رهبران انقلاب مصر به شمار می آید و عضو برجسته «ائتلاف جوانان انقلابی مصر» است.




البته در تاریخِ انقلابیون زن، این ده زن صرفاً نوک کوه یخی به شمار می آیند.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *