٣٦٢ جوان عربستانی سعودی که به داعش پیوستند، چه خصوصیاتی داشتند ؟ چه کسانی جذب گروه تروریستی داعش میشوند؟

[ad_1]

٣٦٢ جوان عربستانی سعودی که به داعش پیوستند, چه خصوصیاتی داشتند چه کسانی جذب گروه تروریستی داعش میشوند

پرسش نامه های مربوط به سعودی های عضو داعش نشان می دهد که آنها از مناطق مختلف آمده اند البته بیشترشان از مناطق پرجمعیت این کشور از جمله ریاض, قصیم و حایل یا منطقه غربی مکه و مدینه و منطقه الشرقیه بودند اکثر کسانی که از عربستان به داعش ملحق شدند ٣١٣ نفر یعنی ٨٦ درصد کل پرسش نامه ها از مناطقی مانند ریاض, دمام, مکه, جده و بریده بودند


«ابوالدحداح الشرقی» که یک جهادی سعودی است، از طریق شبکه اجتماعی توییتر مطمئن شد «ابولیث الجزروای» معروف به «سمپتیک» شایستگی ملحق شدن به تشکیلات داعش را دارد. از این رو مقدمات کار را فراهم کرد تا او بتواند از طریق مرزهای ترکیه روانه سوریه شود. او نیز با ترک خانواده و فرزندش به سوریه رفت. چند سال بعد یعنی ابتدای سال ٢٠١٤ از گروه داعش فرار کرد و دوباره برگشت؛ چون فهمیده بود که «این تشکیلات به لحاظ فکری منحرف است و از توییتر برای تبلیغ خود استفاده می کند»؛ دیگر ابوالدحداح از سرنوشت او خبری به دست نیاورد. در کنار ابولیث ٣٦١ سعودی دیگر بین سال های ٢٠١٣ الی ٢٠١٤ به این گروه پیوستند که از سرنوشت بقیه نیز اطلاعی در دست نیست. این آمار از روی پرسش نامه های داعش موسوم به «سخنان یک مجاهد» جمع آوری شده است. این پرسش نامه ها مربوط به ٢٨٢ سعودی است که نام خودشان را در فهرست «رزمندگان» داعش به ثبت رسانده اند. همچنین ٤٨ نفر «انتحاری» و ٣٢ نفر را که در بین «انغماسی ها» ثبت نام کرده اند، شامل می شود (انتحاری به کسی گفته می شود که جلیقه انفجاری با خود دارد؛ اما مسلح نیست. انغماسی به فردی گفته می شود که هم جلیقه انفجاری و هم اسلحه دارد).


آشکارشدن رازها


پرسش نامه های مربوط به عضویت در داعش که «العربی الجدید» به بخش هایی از آنها دست یافته، حاوی اطلاعاتی مفصل و مهم درباره کسانی است که از عربستان سعودی به این گروه پیوسته اند. این اطلاعات در ٢٣ جدول با سربرگ «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) گرد هم آمده است. اطلاعات مربوط به داوطلبان شامل نام و کنیه، نام مادر، گروه خونی، تاریخ تولد و جنسیت، وضعیت اجتماعی، آدرس و محل اقامت، مدارج تحصیلی، تحصیل شرعی، حرفه و کشورهایی می شود که به آنها سفر کرده اند یا اینکه چه مدت در آنها مانده اند. همچنین شامل اطلاعاتی درباره تاریخ ورود و اینکه آیا سابقه جهاد دارند یا خیر و اگر دارند در کجا بوده است، می شود. در نهایت نیز تعیین می شود که آیا او یک فرد انتحاری است یا انغماسی یا یک فرد متخصص در امور شرعی، امنیتی و اداری یا چه چیزهایی را به امانت می گذارد.


از این پرسش نامه ها چنین برمی آید که تنها چهار نفر شان از طریق شبکه اجتماعی توییتر جذب شده اند. در عوض بقیه به شکلی کاملا تأمل برانگیز از طریق افراد جذب این گروه شده اند. بسیاری از آنها توانسته اند با جعل مدرک یکی از دوستان یا نزدیکان شان به سوریه سفر کنند. برای همین در پرسش نامه ها نوشته شده است گذرنامه فرد «شبیه» به یکی از عناصر ملحق شده به داعش است.


پراکندگی سعودی ها


پرسش نامه های مربوط به سعودی های عضو داعش نشان می دهد که آنها از مناطق مختلف آمده اند. البته بیشترشان از مناطق پرجمعیت این کشور از جمله ریاض، قصیم و حایل یا منطقه غربی (مکه و مدینه) و منطقه الشرقیه بودند. اکثر کسانی که از عربستان به داعش ملحق شدند (٣١٣ نفر یعنی ٨٦ درصد کل پرسش نامه ها) از مناطقی مانند ریاض، دمام، مکه، جده و بریده بودند.


شهر ریاض در رأس این فهرست قرار دارد و جزء مناطقی است که بیشترین داعشی را داشته است. تقریبا ١١٥ نفر از جوانان این شهر پرسش نامه های عضویت در داعش را پر کرده اند. پس از آن نوبت به قصیم می رسد که تعدادشان ٧٥ نفر است، به دنبالش بریده با ٦٠ نفر که به نظر «عبدالعزیز الخضر» مؤلف کتاب «عربستان سعودی، شرح حال یک دولت و یک جامعه» رقم تأمل برانگیزی است؛ زیرا به اعتقاد او، این امر ناشی از پیامدهای حوادث ١١ سپتامبر است که جوانان قصیم را به طور کلی تحت تأثیر قرار داد و آنها را به شخصیت هایی افراطی تبدیل کرد و بعدها در تشکیلات داعش و القاعده فعال شدند. یکی از آنها «یوسف العییری» است که جزء رهبران مهم القاعده به شمار می رفت و سرانجام در درگیری با نیروهای امنیتی عربستان در سال ٢٠١٣ کشته شد.


بر اساس این پرسش نامه ها معلوم می شود جوانان ملحق شده به داعش از مناطق شمال عربستان (مرزهای شمالی، جوف، تبوک) و جنوب این کشور (نجران، عسیر، باحه و جازان) کمتر هستند؛ به نحوی که در مجموع تعدادشان به ٢٣ نفر از شمال و ٢٦ نفر از جنوب می رسد. الخضر می گوید خیلی ها فکر می کردند چون عاملان حملات ١١ سپتامبر از مناطق جنوبی عربستان بودند، باید طرفداران افراط گرایی در این مناطق نیز بیشتر باشد؛ اما چنین نیست و آمارها نشان می دهد تعداد آنها در این مناطق به نسبت مناطق مرکزی کمتر است. به اعتقاد این نویسنده، در دوران «اسامه بن لادن» فعالیت گروه های تندرو در مناطق غربی بیشتر بود و همین باعث شد تا افراد زیادی از آنها برای شرکت در جهاد روانه افغانستان شوند؛ اما بعد از حادثه ١١ سپتامبر این روند تغییر کرد و حالت جهادی در منطقه القصیم تمرکز یافت که یک نمونه اش یوسف العییری بود. باید به یاد داشت که قرابت های خانوادگی و شخصی در توسعه و نشر افکار جهادی در یک دوره زمانی بسیار تعیین کننده بوده است.


سطح تحصیلات


وزارت آموزش و پرورش عربستان هدف این وزارتخانه را «تربیت شخصیت یک دانش آموز اسلامی، ملی، اندیشه ورز و با مهارت» می داند. در عربستان آموزش دینی در همه مراحل تحصیلی پیش از دانشگاه وجود دارد. از این رو سعودی ها قرآن، تفسیر، فقه و حدیث را در کنار دروس عمومی خود می آموزند؛ اما عجیب این است که ٥٠ درصد از کسانی که از عربستان به داعش پیوسته اند، سطح دروس دینی خود را کم، ٣٠ درصد متوسط، شش درصد بالای متوسط بیان کرده و ١٤ درصد نیز آن را در پرسش نامه ها تعیین نکرده اند.


«عبدالله المالکی»، پژوهشگر سعودی از این آمارها تعجبی نمی کند و می گوید کاملا با اهداف داعش انطباق دارد زیرا آنها به دنبال کسانی بودند که شناخت دینی شان اندک باشد تا بتوانند او را تحت تأثیر قرار داده و آنها را به جایی برسانند که حاضر باشند خود را فدا کنند. المالکی درباره آموزش دینی این افراد در مقایسه با آموزش دینی در عربستان می گوید دانش شرعی در نظر این گونه گروه ها معنایی متفاوت با دیگران دارد زیرا این گروه ها برای مثال فارغ التحصیلان مدارس دولتی عربستان را افرادی «عوام» توصیف می کردند. به گفته المالکی، دشمن اصلی گروه هایی مانند داعش کسانی هستند که معارف دینی خوبی داشته باشند زیرا چنین افرادی می توانند «درباره ایدئولوژی این تشکیلات طرح سؤال یا از آنها انتقاد کنند».


همین امر نشان می دهد که چرا تعداد «طلاب»ی که به این گروه پیوسته اند، بیشتر از ٢٢ نفر یعنی به میزان شش درصد نمی رسد. این آماری است که از تحلیل محتوای پرسش نامه ها به دست می آید. برعکس، گروه وسیعی از آنها جزء افراد معمولی هستند. المالکی در مقابل کسانی که خواستار کاستن از حجم دروس دینی برای مقابله با افراط گرایی و تروریسم در عربستان هستند، می گوید «حجم دروس شرعی و توسعه و ارتقای آن یکی از مهم ترین ابزارها برای مقابله با افراط گرایی است». او می افزاید «کسی که دانش دینی داشته باشد، در بحث ها معتدل است و کمتر تسلیم می شود؛ حال آنکه راحت می شود کسانی را به بازی گرفت که این دانش را ندارند». المالکی می گوید: «اکثر طلاب علوم دینی به وسیله علمای سنتی آموزش دیده اند. آنها اکثرا افرادی غیرسیاسی هستند و به دنبال گفتمان خشنی بر ضد جامعه نمی روند. از این گذشته آنها اهل فکر هستند».


«جمال خاشقجی»، نویسنده و تحلیلگر سعودی، نیز با این نظر موافق است و می گوید اکثر کسانی که به داعش پیوستند، تحصیل درستی نکرده یا از تحصیل علوم دینی باز مانده اند. «سلطان العامر» که یک پژوهشگر در حوزه علوم سیاسی است، نیز می گوید افراد ملحق شده به داعش، اکثرشان از فارغ التحصیلان علوم جدید هستند و به خصوص بعد از حوادث ١١ سپتامبر به این راه کشیده شده اند. العامر می افزاید: این آمارها تا حد زیادی این تردید را به میان می کشد که چه ارتباطی بین ماهیت روش های تحصیلی عربستان با ملحق شدن جوانان این کشور به گروه های افراطی وجود دارد و بنابراین چه چیزهایی را باید تغییر داد.


سن، وضعیت تأهل


پرسش نامه های مربوط به اعضای سعودی داعش نشان می دهد به لحاظ تحصیلی، دارندگان دیپلم در بین آنها رتبه اول را دارد (٥٤ درصد)، حال آنکه فارغ التحصیلان دانشگاهی (٣٧ درصد) و دارندگان مدارک ابتدایی و متوسطه اول (هفت درصد) و کسانی که مدرک تحصیلی خود را تعیین نکرده اند، دو درصد ذکر شده است.


جالب اینکه این آمارها با سطح عمر افراد نیز تناسب دارد. زیرا کسانی که سنشان بین ٢٠ تا ٣٠ بوده شامل ٧٨ درصد است که تقریبا با همان دوران تحصیلی تناسب دارد و از دیپلمه ها تا پایان دوران تحصیلات دانشگاهی را شامل می شود. رتبه دوم متعلق به کسانی است که سنشان بین٣٠ تا ٤٠ سال بوده و تقریبا ١٥ درصد را شامل می شوند. در رتبه سوم نیز کسانی قرار می گیرند که سنشان هنوز به ٢٠ سال نرسیده (چهار درصد) و درصدهای باقی مانده نیز به کسانی تعلق دارد که عمرشان فراتر از ٤٠ سال باشد.


یک کارشناس سعودی متخصص در علوم اجتماعی که نمی خواهد نامش فاش شود، می گوید تناسب هماهنگ بین آمارهای آموزشی و سن افراد بیانگر تناسب بین این دو سطح بوده و تشابه افراد ملحق شده به لحاظ سنی و تحصیلی را نشان می دهد. خاشقجی اما می گوید وقتی سطح تحصیل کردگان دانشگاهی و دبیرستانی در این تشکل به ٩١ درصد برسد «این نکته را رد می کند که اعضای این گروه افراد بی سوادی هستند».


مطابق با پرسش نامه های موجود، ١١ نفر از اعضای سعودی این تشکیلات پیش تر در آمریکا و اروپا تحصیل کرده اند. هرچند به گفته آمارهایی که هست اکثرشان تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرده و به داعش پیوسته اند.


نکته مهم دیگری که در این رابطه وجود دارد، این است که ٨١ درصد از سعودی های پیوسته به داعش زیر ٣٠ سال داشته اند. «احمد العوفی» که یک پژوهشگر علوم اجتماعی است، می گوید: «مطالعات مربوط به جنبش های اجتماعی از جمله مطالعات «مک آدم» درباره جنبش های مدنی ایالات متحده آمریکا، نشان می دهد گروه های جوان و مجرد در بین بخش های مختلف یک جامعه از همه بیشتر آمادگی ورود به عرصه های سیاسی را دارند. آنها چه به صورت مسالمت آمیز یا خشونت بار خواستار تغییر وضعیت موجودی هستند که در آن به سر می برند».


پرسش نامه های مربوط به اعضای داعش نشان می دهد ٧٦ درصد از آنها مجرد و تنها ١٧ درصد از آنان متأهل بوده اند و هفت درصد نیز وضعیتشان را اعلام نکرده اند. به گفته العوفی، این وضعیت حجم جوانان مجرد عضو داعش را نشان می دهد. زیرا جوانان انگیزه های بیشتری داشته و در مقابل کمتر تسلیم قیدوبندهای خانوادگی می شوند. به گفته او «جوانی که مانع اجتماعی جلوی خود نمی بیند، مثل خانواده ها که نیاز به تأمین مایحتاج خود دارند یا نسبت به اقوام تعهداتی دارند یا درگیر فعالیت های اقتصادی مشخصی نیستند، بیشتر می تواند چنین تصمیماتی را گرفته و بدون محاسبه این موارد دست به اقدامی بزند».


العوفی این موضوع را رد می کند که مسئله فقط میل به داشتن سلاح باشد یا اینکه چنین افرادی از آگاهی اندکی برخوردار باشند. او می افزاید: «جوانان بیش از هرکسی مایل به مشارکت در فعالیت های اجتماعی مثبت یا منفی هستند. این یک میل غریزی است که در جنبش های مسالمت آمیز به بار می نشیند اما در حرکت های تخریبی مصیبت آفرین می شود. نباید پنداشت جوانان در این رابطه آگاهی اندکی دارند یا فریب خورده اند».


مهم ترین انگیزه


پرسش نامه ها نشان می دهد تعداد شاغلان و دانشجویان در بین افراد پیوسته به این گروه بیش از افراد بی کار است. میزان کارمندان شاغل به ٤٦ درصد و میزان افراد بی کار به ٢٤ درصد می رسد. در این میان دانشجویان ٢٦ درصد و کسانی که وضعیت شغلی شان را معین نکرده اند، چهار درصد برآورد شده است. بخش خصوصی نیز چهار درصد بیش از بخش دولتی بوده است.


«جمال خاشقجی» می گوید در بین کسانی که به داعش پیوسته اند انگیزه های «ایدئولوژیک جهادی» قوی ترین محرک است. جوانان سعودی در این رویکرد نوعی اجرای مفاهیم دینی را مشاهده می کنند. او نیز تأیید می کند اکثر پیوستگان به داعش دارای شغل بوده اند و اگر به داعش پیوسته اند به دنبال یک آرمان برای تشکیل یک دولت اسلامی بوده اند.


«سلطان العامر» نیز عوامل اقتصادی را رد می کند و می گوید: «دلیل پیوستن افراد به داعش از اساس سیاسی است». او می افزاید: «از زمان ارسطو معروف است که گفت انسان یک حیوان سیاسی است. یعنی به لحاظ ماهیت جوری ساخته شده که به مسائل عمومی توجه می کند. اما از آنجا که حوزه عمومی در کشورهای عرب در انحصار دولت و حکومت است، گروه های مسلح تلاش می کنند منفذی در آن باز کنند و به این وسیله جوانان تشنه را وارد عرصه های عمومی کنند».


مقابله با افراط گرایی


«مرکز سرپرستی و ارشاد محمدبن نائف» برنامه های مختلفی را برای برخورد و مقابله با اندیشه های افراط گرایانه در پیش گرفته است. افراد وابسته به گروه های افراطی در این مرکز دوره های مختلف می بینند. این مرکز در سال ٢٠٠٤ تأسیس شد تا پلی باشد بین زندان و آزادی کسانی که در مسائل امنیتی پرونده دارند.


در مرکز سه مرحله طی می شود؛ در مرحله نخست متخصصان افکار بازداشت شدگان را مورد بحث و بررسی قرار می دهند. در مرحله دوم کمیته های «نصیحت گرایانه» وجود دارد که با فراد برخورد می کنند. بعد قرار است فعالیت های این مرکز و کمیته های فرعی آن به یک اقدام نهادینه شده بزرگ منجر شود که هدفش «تصحیح مفاهیم و احیای دوباره و ادغام کسانی در جامعه» است که روزی تفکراتی تند و افراطی داشتند.


مرکز به استفاده کنندگان برنامه مفصلی می دهد که بر بحث های شرعی با روحانیون و متخصصان علوم اجتماعی متکی است تا به این وسیله بازداشت شدگان بتوانند اعتماد به نفس خودشان را بازیابند و دوباره شایستگی ورود مجدد به جامعه را پیدا کنند. حدود ٢٢٠ دانشگاهی فارغ التحصیل علوم شرعی، روان شناسی، اقتصادی و سیاسی با این مرکز همکاری می کنند.


آنها در فضای اینترنت نیز به قول خودشان سعی می کنند « مفاهیم درست را طرح و با افکار انحرافی مقابله» کنند. این مرکز چهار هدف را نصب العین خود قرار داده است که در مقابله با افکار و روش های خشونت آمیز و افراط گرایی و نیز ترویج شیوه های میانه و اعتدال گرایانه خلاصه می شود. از دستاوردهای این مرکز این است که تاکنون توانسته از بین سه هزارو ٢٥٠ نفر حدود هزارو ٥٠٠ نفر را بازپروری کرده و تفکرات شان را اصلاح کند. به علاوه توانسته است تاکنون ٣٠٠ موضوع علمی را برای بحث و بررسی مطرح کند و به کسانی که مایل باشند تفکرات افراطی را مطالعه کنند تسهیلاتی ارائه دهد. این مرکز می گوید تاکنون ١٥ رساله علمی دانشگاهی دراین باره تألیف کرده است.


جالب اینکه آمارها نشان می دهند ٥٠ درصد از کسانی که در این مرکز وضعیت شان بررسی شده است متعلق به کشورهای حوزه خلیج فارس هستند. حال آنکه ٣٠ درصد آنها از سایر کشورهای عرب و ٢٠ درصد نیز از کشورهای اروپایی و آمریکا بوده اند. عربستان سعودی به لحاظ سیاسی اولویت زیادی را به مقابله با تفکرات افراطی و تروریسم می دهد؛ به ویژه بعد از انفجارهای سال های ٢٠٠٣ و ٢٠٠٤ که این برنامه به صورتی جدی دنبال شد.


فاقد سوابق جهادی


پرسش نامه ها همچنین نشان می دهند ٩٩ درصد از پیوستگان به داعش فاقد سوابق جهادی هستند مگر سه نفرشان که گفته اند در دوران اشغال افغانستان توسط آمریکا در این کشور جهاد کرده اند و یک نفر دیگر که گفته بود در اریتره مبارزه کرده است. مطابق با این پرسش نامه ها، ٩ نفر از نیروهای داعش سابقه جنگ به همراه جبهه النصره و سایر گروه ها مثل احرار الشام در سوریه را داشته اند. این آمار با گزارش هایی که می گوید افرادی از جبهه النصره جدا شده و به داعش پیوسته اند، همخوانی دارد. این اتفاق بعد از آن افتاد که بین «ابوبکر البغدادی»، رهبر داعش و «ابومحمد الجولانی»، رهبر النصره، اختلاف افتاد و طرفداران بغدادی در سال ٢٠١٣ حاضر به بیعت با ایمن الظواهری، رهبر القاعده، نشدند. مسئله تهدیدهای داعش علیه عربستان هم اکنون به یکی از دغدغه های اصلی مقامات این کشور تبدیل شده زیرا مراکز مطالعاتی این کشور بیم آن دارند تفکرات افراطی در بین جوانان که ٦٧ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، نفوذ کرده باشد.


منبع: العربی الجدید

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *