چرا وحید یامین پور، مجری تلویزیون، مداحی مطیعی را کار تمیز فرهنگی میداند؟

[ad_1]

چرا وحید یامین پور, مجری تلویزیون, مداحی مطیعی را کار تمیز فرهنگی میداند

وحید یامین پور , مجری برنامه های جنجالی تلویزیون, برخلاف جهت افکار عمومی از مداحی میثم مطیعی با عبارت کار تمیز فرهنگی یاد کرده و آن را ستوده است تعبیر کار فرهنگی تمیز از آن مداحی می تواند پیامدهای زیان باری در پی داشته باشد آلودن فضای فرهنگی به عناصری همچون تهمت و دشنام به بهانه کار فرهنگی عملی فریب کارانه و کاملا غیرفرهنگی است کاری که قریب به دو دهه است از جانب گروهی کم شمار و پرفشار انجام می شود و هیچ گاه هم از راه قانون از آن فشار کاسته نشده است تخطئه دو واقعه تأسف برانگیز اهانت به رئیس جمهور منتخب در این هفته از سوی اقشار مختلف مردم, به ویژه اهل فرهنگ, نشانه بلوغ سیاسی یک ملت بود


«وحید یامین پور»، مجری برنامه های جنجالی تلویزیون، برخلاف جهت افکار عمومی از مداحی «میثم مطیعی» با عبارت «کار تمیز فرهنگی» یاد کرده و آن را ستوده است. تعبیر «کار فرهنگی تمیز» از آن مداحی می تواند پیامدهای زیان باری در پی داشته باشد. آلودن فضای فرهنگی به عناصری همچون تهمت و دشنام به بهانه «کار فرهنگی» عملی فریب کارانه و کاملا غیرفرهنگی است؛ کاری که قریب به دو دهه است از جانب «گروهی کم شمار و پرفشار» انجام می شود و هیچ گاه هم از راه قانون از آن فشار کاسته نشده است. تخطئه دو واقعه تأسف برانگیز اهانت به «رئیس جمهور منتخب» در این هفته از سوی اقشار مختلف مردم، به ویژه اهل فرهنگ، نشانه بلوغ سیاسی یک ملت بود؛ بلوغی که با جان سختی و گذار از پیچ وخم های چند دهه اخیر به دست آمده و کشور را یک گام دیگر به دموکراسی نزدیک تر کرده است. جامعه ایران در گذار از پیشامدرنیته به مدرنیته نیازمند ازسرگذراندن آزمون های دشواری است که در آنها باید «بردباری» و «مدارا» را جایگزین «ناشکیبایی» و «کم تحملی» کرد. عبور از دوران «رویارویی خیابانی» به دوران «گفت وگو» این امکان را فراهم کرده است تا «نقادی» جای «هتاکی» را بگیرد و کشور وارد دورانی از بلوغ سیاسی شود.


سال های دهه ٦٠ ، سال های پرتنش سیاسی در کشور بود؛ سال های کشمکش، عصبیت و ناشکیبایی که بیش از یک دهه به درازا انجامید. با ورود به نیمه دوم دهه ٧٠، تاریخ هم دوران تازه ای را آغاز کرد. دوم خرداد ٧٦ سرآغاز این دوران بود؛ دوران موسوم به «اصلاحات». در این دوران است که ظرفیت های مغفول مانده شکوفا می شوند و کشور در آزمونی سراسری «احترام به مخالف» را تجربه می کند. دانشجویان بیش از هر قشری از این آزمون استقبال و تریبون های آزاداندیشی را برپا می کنند. انجمن اسلامی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران نشریه دانشجویی «زنده باد مخالف من» را منتشر می کند و در دانشکده های دیگر دانشجویان تحول خواه هر یک به نوبه خود نشریه ای برای فراهم کردن فضای «گفت وگو» منتشر می کنند. فضای ایجادشده برای «نقد» دیگر مجال به «هتک» نمی داد. هرچند گروهی از این موضوع ناخرسند بودند و مدام در بوق اختلاف می دمیدند تا پروژه مصلحانه «تبدیل معاند به مخالف و مخالف به موافق» اصلاح طلبان با شکست روبه رو شود. برای این منظور هم هسته هایی تدارک دیدند تا با حمله به اجتماعات دانشجویی آرامش را برهم بزنند و محیط های دانشجویی را متشنج کنند. همه این اقدامات برای به تعطیلی کشاندن همان تریبون ها و تحریک دانشجویان برای رویارویی خیابانی بود؛ کاری که آن هسته ها در آن مهارت داشتند و خوب از عهده اش برمی آمدند. اما آنچه در خاطره جمعی جامعه ماند، «فضای مفاهمه» به دور از تنشی بود که اصلاح طلبان پیرامون خود فراهم می آوردند. نظیر گفت وگوی مکتوب میان «محمدرضاخاتمی» و «حبیب الله عسگراولادی» که به ابتکار دبیرکل حزب مشارکت رخ داد؛ اتفاقی کم سابقه و البته مؤثر. یکی به نمایندگی از جناح چپ و دیگری به نمایندگی از جناح راست. تمرین در فضای اصلاحات در نهایت دو دهه بعد نتیجه داد؛ زمانی که در انتخابات سال ٩٦ مردم به وعده افزایش یارانه ها پای صندوق های رأی «نه» گفتند و با انتخاب «حسن روحانی» بر پیشبرد روند «نرمال سازی» صحه گذاشتند؛ البته نرمال سازی برای گذار به دموکراسی با تکیه بر گفتمان اصلاح طلبی. بسیار طبیعی بود که همان هسته های کارآزموده دو دهه پیش بار دیگر به صحنه بیایند تا این بار هم فضا را آشفته کنند. توطئه برای به رویارویی کشاندن مردم با طراحی دو واقعه – اهانت به رئیس جمهور- با واکنش بهنگام خردمندان هر دو جناح خنثی و جامعه از دامی که دام گستران کم خرد تنیده بودند رهید.


این بار هم همچون دفعات قبل بلوغ سیاسی اهل فرهنگ به مدد سیاست مردان آمد تا با طرد عناصر غیرفرهنگی، سره از ناسره جدا کنند. واکنش گسترده اهل فرهنگ، بیش از هرچیز عقلای اصولگرا را متوجه وخامت اوضاع کرد؛ تا آن حد که گروه کثیری از اصولگرایان با آن دو واقعه مرزبندی کرده و خود را از مسببان آن دور نگه داشتند!


لابد آنها که تاریخ خوانده اند به یاد دارند که این ملت به کمک همین فرهنگ توانسته است در طول تاریخ تهاجم های فراوانی را تاب بیاورد و هرگز هم در برابر فشار سر تسلیم فرود نیاورد. حالا هم در چنین روزهایی عزم بلند یک ملت با تکیه بر همین ماشین عظیم فرهنگی است که می تواند از موانع خرد و کلان تاریخی عبور کند و همچنان به مسیر خود ادامه دهد؛ چنان که امروز کرد. ماشین غول آسای فرهنگ کهن ایرانی، این دو مانع را همچون موانع پیشین در هم شکست و گذشت؛ ماشینی که هرگز سر بازایستادن ندارد تا مادامی که اراده این ملت موتور آن را به حرکت درمی آورد.




مهرداد حجتی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *