چرا گروه های تروریستی همچون داعش، القاعده و جماعت توحید و جهاد در خاورمیانه مجال مانور پیدا میکنند؟

[ad_1]

چرا گروه های تروریستی همچون داعش, القاعده و جماعت توحید و جهاد در خاورمیانه مجال مانور پیدا میکنند

هنوز اعتقاد دارم که داعش, دیر یا زود, از خبرهای جهان حذف می شود اما جای خالی او را گروهی دیگر و با نامی دیگر می گیرد چنانکه داعش نیز خود جانشین القاعده و جماعت توحید و جهاد به رهبری ابومصعب زرقاوی است داعش را با سلاح گرم نمی توان از پای درآورد سلاح گرم اگر توفیق یابد, یکی از سرهای این اژدهای هفت سر را از تن جدا می کند با سرهای دیگر چه باید کرد


چهار سال پیش که خبر وحشی گری های داعش(دولت اسلامی عراق و شام) خبرگزاری های جهان را تسخیر کرد، من جزء کسانی بودم که می پنداشتیم عمر این دیو های آدم خوار به یک سال نمی رسد؛ اما اشتباه می کردیم. چهار سال گذشت و در این سال های خونین، آنان از هیچ تباهی و قساوتی دریغ نکردند. میلیون ها انسان را آواره کردند؛ هزاران بی گناه را کشتند؛ آثار باستانی هفت هزار ساله را زباله کردند و چه آشیانه هایی را که به خاکستر گرم نشاندند. برتری نظامی داعش نه در سلاح است و نه در شمار و نه در زمین و نه حتی در زمان. دست بالای داعش در برخورداری اش از نیروی انسانی انگیزه مند، قسی القلب و آمادۀ انتحار و انفجار است. هر گروهی که چنین سربازانی در اختیار داشته باشد، همۀ جهان را ناامین می کند؛ به ویژه تا آنگاه که استقرار سیاسی نیافته باشد و دیپلماسی را حرام بشمارد.


آنچه ما تروریسم و توحش می خوانیم، نزد داعشیان «جهاد مقدس» است. «انتحار» تعبیر ما است؛ آنها خود می گویند «استشهاد». ما از ارزشمندی جان و مال انسان ها می گوییم؛ آنان از آرمان های مقدسشان دم می زنند که جان انسان ها در برابر آن پشیزی نمی ارزد. این احتمال وجود دارد که رهبران داعش، هیچ عقیده و آرمانی جز قدرت نداشته باشند؛ اما به حتم و یقین، سربازان این ارتش خونخوار، انسان هایی باورمند و عقیده پرست اند و در این راه، جز به بهشت و خشنودی خدا نمی اندیشند؛ وگرنه لباس های انتحاری نمی پوشیدند. داعش را باید فهمید. داعش، ارتش کلاسیک نیست که به پیروزی بیندیشد. داعش در پی انتقام از جهانی است که به گمان او سلطۀ شیطان را پذیرفته است.


هنوز اعتقاد دارم که داعش، دیر یا زود، از خبرهای جهان حذف می شود؛ اما جای خالی او را گروهی دیگر و با نامی دیگر می گیرد؛ چنانکه داعش نیز خود جانشین «القاعده» و «جماعت توحید و جهاد» (به رهبری ابومصعب زرقاوی) است. داعش را با سلاح گرم نمی توان از پای درآورد. سلاح گرم اگر توفیق یابد، یکی از سرهای این اژدهای هفت سر را از تن جدا می کند. با سرهای دیگر چه باید کرد؟


منطقۀ ما داعش خیز است؛ چون در این بخش از جهان میلیون ها انسان زندگی می کنند که صلح و آشتی را ننگ، و آتش افروزی را عین غیرت ورزی می دانند. پیگیری مطالبات را از راه قانون مسخره می کنند و به راهکارهای خشونت بار دل بسته اند. ما هیچ گاه نمی توانیم داعشیون را از پای درآوریم؛ مگر آنگاه که «قانون» را در شمار مقدسات مسلمین درآوریم. باید در پی روزی بود که مردم منطقه، اصل قانون را مقدس بشمارند؛ فارغ از محتوای آن. نخستین جنایت داعش، کشتن قانون و زخمی کردن پرنسیب های جهانی بود. مقدس بودن قانون ، به دلیل محتوای آن نیست که هر کس خطایی در قانونی دید، به مقابله با آن برخیزد. قداست و حرمت قانون در اصل و جایگاه آن است. محتوا را می توان به مرور زمان و با روش های مسالمت آمیز تغییر داد؛ اما اگر جایگاه قانون فرو ریزد، جای آن را داعش یا چیزی مانند آن می گیرد. اگر در چنین روزهایی سازمان ملل و منشورهای جهانی فصل الخطاب نیست، چون ما پیشتر این شاخه را از بُن بریده ایم. در داخل و خارج، هر توصیه و گفتمان و ادبیاتی که سرکشی را در برابر قانون داخلی یا نظم جهانی بر نقد آن دو برگزیند، آبستن داعش های آینده است؛ اگرچه امروز خود قربانی آن باشد.




رضا بابایی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *