جواهراتی که چشم جهان را خیره کرده است

[ad_1]

جواهراتی که چشم جهان را خیره کرده است

شاید اهل موزه و گشت وگذار در تاریخ کشورها باشید وقتی در سالن های مختلف موزه ای قدم می زنید چه احساسی دارید بی تردید هنگام بازدید از کالاها یا اجناس تاریخی پشت ویترین موزه, خودتان را بخشی از آن زمان احساس می کنید


آفتاب: شاید اهل موزه و گشت‌وگذار در تاریخ کشورها باشید. وقتی در سالن‌های مختلف موزه‌ای قدم می‌زنید چه احساسی دارید؟بی تردید هنگام بازدید از کالاها یا اجناس تاریخی پشت ویترین موزه، خودتان را بخشی از آن زمان احساس می‌کنید.




با این حس سعی می کنید از گذشته و فرهنگ آن مرز و بوم آگاه شوید، اما بی تردید گاهی هم به قیمت اجناس مقابل رویتان اندیشیده اید. هزار دلار، یک میلیون تومان، چند میلیارد تومان یا شاید به اندازه اقتصاد آن کشور ارزش داشته باشند.




تاکنون هیچ فکر کرده اید گاهی اوقات این موزه ها که محل نگهداری اشیای تاریخی هستند می توانند جایگاهی غیر از حفظ و نگهداری از فرهنگ کشورها داشته باشند؟ آیا می دانید این مکان های بسیار جذاب چه جایگاهی در اقتصاد یک کشور دارند یا این که می دانید ارزش اسکناس داخل جیبتان به اجناس یکی از همین موزه ها بستگی دارد؟ بله درست متوجه شدید. ارزش اسکناس داخل جیبتان به اجناس و ارزش یکی از همین موزه ها بستگی دارد.




با این مقدمه ممکن است ذهن شما بسرعت سراغ موزه پول و سکه های تاریخی یا همان تماشاگه پول برود. ممکن است به موزه فرش فکر کنید و شاید هم چشم به خزانه ملی دوخته باشید اما آن موزه که به دنبال آن هستید یکی از همین موزه های پرطرفدار ایران است که هر روز صدها علاقه مند و بازدیدکننده را به خود جلب می کند و هیچ وقت فکر نکرده اید دارایی آن، پشتوانه پولی کشورمان است و حتی نامش می تواند پشتوانه خوبی برای ریال کشورمان باشد.




این موزه همان موزه جواهرات ملی ایران است که از سال ۱۳۳۴ محل نگهداری با ارزش ترین دارایی ایران بوده است. گرچه برخی جواهرات آن با تاسیس بانک ملی سال ۱۳۱۶ شمسی در اختیار خزانه آن بانک قرار داشت، اما در نهایت با تاسیس بانک مرکزی از سال ۱۳۳۴ در خزانه ای زیر نظر این بانک به مساحت حدود ۱۰۰۰ متر مربع نگهداری شده اند.




این موزه یا همان خزانه جواهرات ملی از بدو تاسیس خود تاکنون به عنوان یکی از گنجینه های بی بدیل جهان با انواع و اقسام جواهرات تاریخی و ارزشمند خود علاوه بر معرفی توانایی جواهرسازان و هنرمندان ایرانی در کنار تمدن کشور به حفظ پول ملی کشورمان نیز کمک کرده است.




بدون تردید حالا که نام این موزه بی بدیل را متوجه شده اید به یاد الماس بسیار معروف دریای نور افتاده اید، اما در نظر داشته باشید این الماس ۱۸۲ قیراطی تنها برگ زرینی از این مجموعه عظیم و ارزشمند است. برگ زرینی که با ارزش خود همواره به عنوان نمادی از تمدن و ثروت ایران زمین بوده و خواهد بود.




● این جواهرات چه رازی در دل دارند؟




به طور کلی تا قبل از پادشاهان صفوی کمتر حاکم یا حکمرانی در ایران آن زمان بود که به فکر جمع آوری یا نگهداری سنگ های قیمتی و جواهرات باشد و برخی سنگ های قیمتی یا طلا به صورت سرمایه ای در دست تجار و افراد متول جا به جا می شد.




اما از این تاریخ به بعد (۹۰۷ تا ۱۱۱۴ هجری قمری) به دستور حکام وقت، سفرایی برای خریداری و جمع آوری جواهرات و سنگ های قیمتی به کشورهای اطراف یا دور دست مثل ایتالیا و فرانسه فرستاده شدند و با این کار اولین گام برای جمع آوری و حفظ و نگهداری گنجینه ای گرانبها در خزانه حکومت برداشته شد.




این سنگ ها یا زیورآلات گرانبها در خزانه سلطنتی و در پایتخت آن دوران یعنی شهر اصفهان نگهداری می شد. با حمله محمود افغان به ایران، بخشی از این مجموعه گرانبها به تاراج رفت.




بخشی از این جواهرات که از مرزهای ایران خارج شده بود به افغانستان امروزی و بخش دیگری به هندوستان رسید.




به روایت تاریخ برخی جواهرات تحت اختیار افغان ها با همت نادرشاه دوباره به ایران بازگشت و برای گرفتن دوباره بخش دیگری از جواهرات ایران که به هندوستان فرستاده شده بود نامه ای از سوی نادرشاه به هندوستان ارسال شد که هرگز توسط هندی ها پاسخی به آن داده نشد.




در نهایت نادرشاه در سال ۱۱۵۸ هجری قمری به منظور بازپس گرفتن جواهرات ایرانی تصمیم گرفت به هندوستان حمله کند که با وارد شدن سپاه نادر به هندوستان، حاکم وقت این کشور یعنی محمدشاه گورکانی برای جلوگیری از حمله نادر به سرزمینش علاوه بر جواهرات ایرانی مقداری هم هدایای بسیار ارزشمند برای او فرستاد.




این هدایا شامل مقدار زیادی وجه نقد، سلاح، جواهرات، سنگ های قیمتی و پارچه های نفیس بود، اما طبق اسناد تاریخی بسیاری از این هدایا هرگز وارد خاک ایران نشد، بلکه در میانه راه از سوی نادر به والیان یا حاکمان مختلف یا سپاهیان بخشیده و بخشی هم به امام رضا(ع) اهدا شد و در نهایت بخش کوچکی از آن به پایتخت و خزانه سلطنت رسید.




پس از قتل نادر شاه، یکی از سران او به نام احمد بیگ افغان ابدالی، دست به غارت این جواهرات زد که بسیاری از جواهرات قیمتی غارت شده هرگز به ایران بازگردانده نشد. یکی از معروف ترین جواهراتی که توسط این فرد از کشور خارج شد الماس کوه نور بود.




این الماس گرانبها در اختیار احمدشاه درانی قرار گرفت و بعد از آن به دست رنجیت سینگ پنجابی افتاد و با شکست دادن او توسط انگلیسی ها کوه نور ایرانی به دست کمپانی هند شرقی افتاد و به گواه تاریخ، مدتی بعد در سال ۱۲۶۶ هجری قمری با زور به ملکه ویکتوریا هدیه داده شد.




به این ترتیب در دوران قاجار بسیاری از جواهرات خارج شده از خزانه سلطنتی دوباره بازگردانده شد و برای جلوگیری از سرقت یا غارت مجدد آنها به دستور حکام قاجار بسیاری از جواهرات روی سازه هایی مثل تاج کیانی، تخت طاووس، تخت نادر، کره جواهرنشان، سینی، شمشیر جهانگشای نادری، خنجر یا قلیان ها نشانده شد تا علاوه بر کنترل بیشتر روی آنها در امان باشند.




● این جواهرات از چه تاریخی ملی شدند؟




به روایت تاریخ برای اولین بار جواهرات سلطنتی در دوره مظفرالدین شاه، مکتوب و رسید شدند. این اتفاق این گونه رخ داد که با پیروزی مشروطه خواهان بر حکومت، شاه برای حفظ جان خود از کاخ گریخت و به سفارت روسیه پناه برد.




محمدعلی شاه، تعداد زیادی از جواهرات سلطنتی ازجمله دریای نور را نیز به عنوان اموال شخصی همراه خود به سفارت روسیه برد که با پافشاری مشروطه خواهان به ناچار برخی از آنها ازجمله الماس دریای نور دوباره به کاخ گلستان منتقل و در نهایت از آنها فهرستی تهیه شد تا از میزان واقعی این جواهرات اطلاعات دقیقی در دست باشد.




اما اصلی ترین زمانی که این جواهرات در واقع ملی یا به عبارت دیگر به بانک ملی ایران اهدا شدند مربوط به زمان رضاشاه است. در این دوره یک شرکت فرانسوی به نام کمپانی بوشرون به دستور شاه از همه جواهرات سلطنتی صورت برداری و ارزش آنها را تعیین کرد و در نهایت سال ۱۳۱۶ هجری شمسی با تاسیس بانک ملی ایران بسیاری از آنها به خزانه بانک ملی به عنوان پشتوانه پولی و مالی کشور منتقل شدند.




● پشتوانه پول ملی چیست؟




از وقتی حواله یا بیجک در دست مردم و تجار به عنوان سند دارایی طلا یا نقره قرار گرفت و حمل و نقل طلا برای انجام مبادلات کاهش یافت، طلا یا نقره به عنوان پشتوانه حواله ها در صندوق ها ذخیره شدند. این اتفاق را می توان اولین کارکرد طلا یا جواهرات به عنوان پشتوانه اسکناس معرفی کرد.




بنابراین طبق عرف یا قانون، دولت ها تا مدتی پیش با توجه به ذخایر طلا و جواهرات خود به انتشار اسکناس اقدام می کردند.




در واقع آنها با توجه به توان و ارزش پشتوانه ذخایر طلای کشور، اسکناس در اختیار عموم قرار می دادند و هر واحد از پولشان را با مقداری معینی طلا ارزشگذاری می کردند. در ایران نیز طبق قانون اساسی و بند یک قانون پولی و بانکی کشور، واحد پولی کشور ریال و برابر یکصد دینار انتخاب شده است.




این مقدار پول یا یک ریال طبق قانون مذکور برابر ۱۸۰ هزار و ۵۵ ده میلیونیم (۰۱۰۸۰۵۵/۰) گرم طلای خالص تعریف شده است.




به طور کلی براساس قانون یاد شده بانک مرکزی باید صددرصد میزان اسکناس منتشر شده، دارایی و وثیقه به عنوان پشتوانه ریال در اختیار داشته باشد که این پشتوانه عبارت است از:




الف. طلا ب. ارزهای خارجی ج. اوراق بهادار.




این دارایی ها طبق همین قانون باید به صورت ۲۵ درصد طلا و ارز و مابقی باید به صورت اوراق بهادار در خزانه موجود باشد.




اما اگر از جایگاه جواهرات ملی در این پشتوانه بخواهیم بدانیم لازم به یادآوری است در بند «ب» ماده ۸ قانون پولی و بانکی کشور، این جواهرات به تصویب قانونی در مجلس از سال ۱۳۰۸ یعنی زمان رضا شاه، به عنوان وثیقه تعهدات ناشی از اسناد و اوراق بهادار دولت شناخته شده اند.




از این تاریخ به بعد جواهرات ملی به عنوان وثیقه و پشتوانه پولی ایران در اختیار بانک ملی و نهایتا در اختیار بانک مرکزی قرار گرفت، اما هرگز نباید فراموش کرد این وثیقه یعنی جواهرات ملی ایران برای اسناد دولتی فقط حالت شکلی دارند و از لحاظ ماهیت، تاثیری بر نحوه یا روند انتشار اسکناس و پشتوانه آن نخواهند داشت.




از سوی دیگر، برخی اقتصاددانان امروزه بر این عقیده هستند که تقریبا یک دهه پس از جنگ جهانی دوم، دیگر طلا یا جواهر و ارزهای خارجی به عنوان پشتوانه مناسبی برای پول ملی کشورها نیست، بلکه تولیدات ملی منطقه و صنایع آن می تواند بهترین پشتوانه برای پول ملی کشور انتخاب شود.




● ارزش این جواهرات چقدر است؟




اگرچه ارزش جواهرات ملی ایران به ارزش اقتصادی آن محدود نمی شود، ولی از جواهرات ملی ایران به عنوان پشتوانه قدرت و ذخیره خزانه کشور و گاه به عنوان پشتوانه پول منتشر شده توسط بانک مرکزی استفاده می شده است.




از نظر فنی به لحاظ منحصربه فرد بودن، بی نظیر بودن و اهمیت تاریخی، قیمت گذاری برای چنین جواهراتی (حتی به طور تقریبی) برای زبده ترین کارشناسان و ارزیابان نیز مقدور نیست. اما برخی مورخان تنها ارزش جواهرات غنیمتی ایران از هند را به ارزش آن زمان حدود ۷۰ کرور روپیه برآورد کرده اند.




● این گنجینه گرانبها کجا نگهداری می شود؟




این جواهرات پس از دوران قاجار کمتر دستخوش تغییرات شد و تقریبا یکسان باقی ماند، اما تعدادی مروارید گرانبها از خلیج فارس و زمردهای گرانبها از خراسان به آن افزوده شد. در این دوران جواهرات سلطنتی در کاخ گلستان نگهداری می شد.




با به سلطنت رسیدن پهلوی، این جواهرات به زیر زمین کاخ مرمر منتقل شد تا این که از سال ۱۳۱۶ شمسی، بخشی از آنها در اختیار خزانه بانک ملی به عنوان پشتوانه پولی کشور قرار گرفت. این گنجینه گرانبها در نهایت سال ۱۳۳۴ به خزانه جواهرات ملی ایران منتقل شد؛ خزانه ای که با سرپرستی یک گروه از مهندسان آلمانی درنهایت ایمنی و امنیت ساخته شده بود.




این جابه جایی در نهایت سال ۱۳۳۹ به پایان رسید و این جواهرات در خزانه بانک مرکزی ایران آرام گرفت و از آن پس تاکنون در معرض دید عموم قرار دارد.




جواهرات و قطعات موجود در خزانه جواهرات ملی در قالب ۳۶ گنجه دسته بندی شده است. محتویات این گنجه ها بسیار متنوع بوده و به طور عمده شامل انواع زیورآلات تزئینی، انواع تاج و نیمتاج، انواع جقه (پیش کلاه)، گلدان، سرپوش های غذا، قلیان، آینه، تنگ های مینا، شمعدان، فیروزه، شمشیر، خنجر، سپر، ساعت، قلمدان، انفیه دان، اشیای آراسته به یاقوت و لعل، تفنگ، عصا، مدال، تخت، سنجاق و گل سینه، مروارید و… است.




● آیا امنیت این گنجینه گرانبها برقرار است؟




هنگام ورود به موزه جواهرات ملی، بازدید کنندگان کاملا کنترل می شوند و درنهایت در گروه های کوچک به دلیل کمبود فضا همراه با یک راهنما به بازدید موزه خواهند رفت. اما ظاهر امر زیاد حاکی از فضای امنیتی بسیار بالا برای این اجناس بی بدیل جهان نیست. صرفا به چند دوربین مدار بسته و تعدادی حسگر که از این گنجینه همراه دیوارها و مسئولان انجام وظیفه می کنند، بسنده شده است.




شاید این گنجینه در تحت نظارت بانک مرکزی تاکنون کاملا امن و ایمن نگهداری شده است، اما این موضوع یعنی سادگی تجهیزات نگهداری و حفاظتی موزه جواهرات ملی هر بیننده ای را به این فکر وامی دارد که آیا این اجناس واقعا اصلی هستند یا بدلی از آنها تهیه شده و در چنین موزه ساده ای به نمایش گذاشته شده اند؟ اگرچه شایعاتی در این زمینه هم شنیده می شود که جواهرات اصلی در خزانه ملی و ساختمان اصلی بانک مرکزی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی البته دور از چشم بازدید کنندگان محافظت می شوند.


عماد عزتی

[ad_2]

لینک منبع

کوه نور سرقتی بر سر ملکه انگلیس

[ad_1]

کوه نور سرقتی بر سر ملکه انگلیس

«درخواست های زیادی درباره بازگرداندن تمام چیزهای گرانبهایی که در موزه انگلیس نگهداری می شود, مطرح است اگر بخواهیم با تمام آنها موافقت کنیم که موزه خالی می شود »


«درخواست‌های زیادی درباره بازگرداندن تمام چیزهای گرانبهایی که در موزه انگلیس نگهداری می‌شود، مطرح است. اگر بخواهیم با تمام آنها موافقت کنیم که موزه خالی می‌شود.»






این جمله ای است که مرداد ۱۳۸۹ دیوید کامرون نخست وزیر فعلی انگلیس در مصاحبه ای با روزنامه دیلی تلگراف عنوان کرد.




او در واقع با گفتن این جمله، خواسته یا ناخواسته اعترافی صریح داشت بر یک خصلت دیرینه انگلیسی ها. انگلیسی هایی که از اولین استعمارگران تاریخ بودند و همین خوی استعمارگری سبب شده تاکنون عمده آنچه از تاریخ فرهنگ و تمدن در کشورشان یافت می شود مربوط به تاراج از کشورهای دیگر باشد.




خیلی از این نشانه ها در معرض دید عمومی گذاشته شده و بعضی ها هم به صورت خاص و با شرایط ویژه نگهداری می شود، اما جالب است بدانید یکی از مهم ترین مواردی که در اختیار شخص ملکه بوده و هست و آن را در بهترین جای ممکن یعنی روی تاجش گذاشته ریشه ایرانی دارد و به نوعی از ایران دزدیده شده است.




الماس کوه نور که آن را زوج الماس دریای نور می دانند، زمانی بزرگ ترین الماس دنیا بود. این الماس در گذشته ۱۸۶.۰۶۲۵ قیراط معادل ۳۷.۲۱ گرم وزن داشته که در تراش جدید ۱۰۵.۶۰۲ قیراط معادل ۲۱.۶۱ گرم شده است.




این سنگ قیمتی سال ۱۶۵۶ میلادی از ناحیه قلعه باستانی گلکنده در نزدیکی حیدرآباد در ایالت آندرا پرادش در کشور هند به دست آمد.




این قلعه از اماکن توریستی هند است که به سبک معماری ایرانی ـ هندی ساخته شده و دیواره های بلند دیده بانی دارد.




گلکنده چند دروازه اصلی و راه های ورودی و خروجی مخفی دارد و همین مسأله به زیبایی اش افزوده است. با این که در حال حاضر گلکنده هیچ شباهتی به قلعه ندارد و کاملا از بین رفته، اما برای گردشگران هندی که به مکان های تاریخی علاقه دارند، جزو اولین انتخاب هاست.




قلعه گلکنده در زمان سلسله کاکاتیا در سال ۵۳۸ هجری قمری تاسیس و زمان قطب شاهیان به عنوان پایتخت برگزیده شد.




گفته می شود قدمت تاریخی الماس کوه نور به ۴۰۰۰ سال می رسد. درباره این الماس روایت های زیادی وجود دارد؛ روایتی در کتاب بابورنامه (که بر اساس خاطرات بابورشاه هندی، موسس امپراتوری مغولی هند نوشته شده است) می گوید الماس کوه نور متعلق به راجای ناشناخته از پادشاهان هند است که سال ۱۵۲۶ به او رسیده است.




بعد از بابور پسرش همایون به سلطنت رسید و الماس هم همین طور دست به دست چرخید تا این که توسط میرزا محمد میرجمله، وزیر مشهور ایرانی عبدالله قطب شاه به شاه جهان پادشاه گورکانی هند تقدیم شد و در آنجا ماند و سال ۱۷۳۸ میلادی به دست نادرشاه رسید.




نادرشاه در کشورگشایی های خود جواهرات زیادی برای خزانه به ارمغان آورد که در میان این غنائم جنگی، جواهراتی مثل کوه نور، دریای نور، تخت طاووس و کره جواهر نشان به ایران آورده شد و بین همه آنها کوه نور بیشتر از همه مورد توجه قرار گرفت.




اما کوه نور که گویا به یک جا ماندن عادت ندارد، پس از مرگ نادر توسط احمدشاه درانی یکی از پادشاهان افغانی به افغانستان منتقل و سپس به شاه شجاع از دیگر سلاطین آن دیار رسید.




حکومت بیست ساله شاه شجاع هم زیاد دوام نیاورد و وقتی شیرپنجاب جایش را گرفت، کوه نور توسط این سردار هندی به هند بازگشت و بعدها به دست کمپانی هند شرقی بریتانیا افتاد.




سال ۱۸۷۷ رسما اعلام شد این الماس در اختیار ملکه ویکتوریا، امپراتور بریتانیا در دوران استعمار بریتانیا بر هند است؛ الماسی که انگلستان رسما می گوید آن را به هند یا ایران پس نخواهد داد.




الماس کوه نور که به واسطه خاصیت مارکوپولویی آن طرفداران زیادی هم دارد اکنون در برج لندن، قصری تاریخی در ساحل شمالی رود تیمز، نگهداری می شود و این کشور هم تا کنون حاضر نشده آن را به ایران یا حتی هند برگرداند. حالا فکر این که مقصد بعدی کوه نور کجاست، جالب است؛ بخصوص که ایران باشد.

[ad_2]

لینک منبع

جواهرات ملی در حفاظت قانون

[ad_1]

جواهرات ملی در حفاظت قانون

تا وقتی محمد علیشاه قاجار پس از پیروزی مشروطه خواهان, الماس معروف دریای نور را بسان دارایی شخصی با خود به سفارت روسیه که بدان پناهنده شده بود, نبرده بود, شاید کسی به این فکر نمی کرد که باید برای جواهرات ملی ایران ـ جواهراتی به این ذیقیمتی و کمیابی ـ قانونی نوشته شود که از گزند شاهان و غارتگران زورگو در امان بماند


تا وقتی محمد علیشاه قاجار پس از پیروزی مشروطه‌خواهان، الماس معروف دریای نور را بسان دارایی شخصی(!) با خود به سفارت روسیه که بدان پناهنده شده بود، نبرده بود، شاید کسی به این فکر نمی‌کرد که باید برای جواهرات ملی ایران ‌ـ ‌جواهراتی به این ذیقیمتی و کمیابی ‌ـ ‌قانونی نوشته شود که از گزند شاهان و غارتگران زورگو در امان بماند.




قانونی که به موجب آن این جواهرات به تمام معنی ملی بوده و دارایی شخصی شاهان محسوب نشود. همچنین گذشت زمان برمالکیت آنان موثر نباشد و فقط ملت ایران برای همیشه مالک و صاحب آن باقی بماند، اما به لطف مشروطیت این قوانین تصویب و تکمیل شد تا جایی که دست سلسله پهلوی از آن کوتاه ماند و حتی اعضای خانواده پهلوی هم اگر می خواستند از این جواهرات استفاده کنند باید قوانین و ضوابط دست و پاگیری را آن هم به گونه ای معدود و برای جشن ها و مراسم های بسیار مهم پشت سر می گذاشتند.




این چنین است که مجلس شورای ملی ابتدا در قانونی که همان گونه که از لحن آن پیداست، نخواسته قدرت و جبروت رضا خان را زیر سوال ببرد، جواهرات را به بانک ملی منتقل و نخستین گام برای ملی شدن آن را برداشت و سپس در قوانین دیگری کاملا بر ملی بودن آن صحه گذاشت تا جایی که تا پایان تاریخ دست هیچ کس به آن نرسد.




قانون اجازه فروش قسمتی از جواهرات سلطنتی قانون اجازه فروش قسمتی از جواهرات سلطنتی ( مصوب ۲۵ آبان ۱۳۱۶ )




این قانون نخستین قانون موجود برای ملی کردن جواهرات ملی است؛ قانونی که کوتاه، اما تاریخی و مهم است:




ماده اول ـ مجلس شورای ملی به دولت اجازه می دهد، آن قسمت از جواهرات سلطنتی را که طبق ماده (۲) این قانون بلااستفاده تشخیص داده شود به بانک ملی انتقال داده و بانک آن را جزو سرمایه خود منظور دارد.




ماده دوم ـ تفکیک جواهرات از نقطه نظر اهمیت تاریخی توسط کمیسیونی به عمل خواهد آمد. کمیسیون مزبور تحت ریاست رئیس دولت و عضویت دو نفر از وزرا و دو نفر از نمایندگانی که برای این منظور از طرف مجلس شورای ملی انتخاب می گردند، تشکیل خواهد شد.




ماده سوم ـ هر موقع که بانک ملی فروش هر قسمت از جواهرات را مناسب و مقتضی بداند باید قبلا جواهرات مزبور تحت نظر کمیسیونی مرکب از پنج نفر که سه نفر آن از طرف دولت و دو نفر از طرف مجلس شورای ملی انتخاب می گردند ارزیابی شده و ترتیب فروش آن داده شود. بهای حاصل از فروش منحصرا به مصرف خرید شمش طلا خواهد رسید.




این قانون که مشتمل بر سه ماده است در جلسه بیست و پنجم آبان ۱۳۱۶ به تصویب مجلس شورای ملی رسید.




● جواهرات ملی در قانون تشکیل بانک ملی




در ادامه، در قانون تشکیل بانک ملی ایران به نقش این جواهرات اشاره شد. در بخشی از این قانون آمده است:




فصل دوم ـ سرمایه و اندوخته




ماده ۳: سرمایه بانک به موجب قانون ۱۷ تیر ۱۳۱۴ سیصد میلیون ریال است که به سی هزار سهم ده هزار ریالی تقسیم می شود. کلیه سهام مزبور از طرف دولت تعهد شده و ۲۳۵۳۳۵۷۵۷.۱۰ ریال آن پرداخت گردیده است. هر سهم حق یک رأی دارد.




سهام بانک یا گواهینامه های موقت قابل انتقال نیست مگر به موجب قانون مخصوص و فقط به اتباع


ایران.




تبصره ـ علاوه بر مبلغ فوق جواهرات سلطنتی موضوع قانون بیست و پنجم آبان ۱۳۱۶ جزو سرمایه بانک محسوب و بهای آنها پس از ارزیابی یا فروش به سرمایه نقدی فوق اضافه می گردد.




● جواهرات ملی در قانون پولی و بانکی کشور مصوب ۱۳۵۱




و سرانجام در معاصرترین قانون موجود، جواهرات ملی در قانون پولی بانکی کشور که هم اکنون نیز اجرا می شود به این شرح قید شده است:




ماده ۸ ـ اسناد و اوراق بهادار دولتی موضوع ردیف (۳) بند الف ماده ۵ عبارت است از:




الف ـ اسناد خزانه و اوراق قرضه دولتی یا تضمین شده از طرف وزارت دارایی مشروط بر این که اجازه انتشار یا تضمین آن قانونا تحصیل شده باشد.




ب ـ مطالبات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی و شهرداری ها و مؤسسات وابسته به دولت یا وابسته به شهرداری ها که به طور بازرگانی اداره می شوند، مشروط بر این که این مطالبات از طرف وزارت دارایی تضمین شده باشد.




تبصره ـ جواهرات سلطنتی موضوع قانون بیست و پنجم آبان ۱۳۱۶ وثیقه کلیه تعهدات ناشی از اجرای این ماده می باشند.




نگهداری و حفاظت جواهرات سلطنتی به عهده بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است و استفاده از آنها فقط طبق مقررات این قانون و زیر نظر هیأت اندوخته اسکناس امکان پذیر است. امید که این جواهرات برای همیشه در پناه قانون، متعلق به ملت ایران باقی بماند…


پانوشت:




* ۳۰ آبان ۱۳۱۶ آقایان مؤید احمدی و اعتبار از طرف مجلس برای عضویت کمیسیون انتخاب شدند.




سید علی دوستی موسوی

[ad_2]

لینک منبع

جواهراتی که در پناه ملت امنیت گرفته‌ است

[ad_1]

جواهراتی که در پناه ملت امنیت گرفته است

بدیهی است موزه ای که جواهراتی با عنوان پشتوانه پول ملی در آن نگهداری می شود از بالاترین ضرایب امنیتی در بخش های مختلف برخوردار باشد


بدیهی است موزه‌ای که جواهراتی با عنوان پشتوانه پول ملی در آن نگهداری می‌شود از بالاترین ضرایب امنیتی در بخش‌های مختلف برخوردار باشد.




در این باره شاید کمتر بتوان به اخبار رسمی دسترسی پیدا کرد که البته از نظر امنیتی امری درست و منطقی است، اما شنیده های نسبتا موثق حاکی از نکاتی است که شنیدن آن به سارق و غیرسارق وطنی و هالیوودی اطمینان می دهد که جواهرات ملی در مکان امنی نگهداری می شود که به هیچ عنوان امکان دستبرد زدن به آن وجود ندارد.




این نکات را به طور کلی می توان در دو بخش ساختمان موزه و گارد حفاظتی آن تقسیم بندی کرد:




● ساختمان موزه جواهرات ملی




ساختمانی که جواهرات ملی به شیوه موزه ای در آن نگهداری می شود در مجموعه ساختمان های بانک مرکزی در خیابان فردوسی واقع شده است.




مکان این موزه در مجموعه ساختمان ها به نوعی طراحی شده که در مرکزیت این ساختمان ها قرار گرفته است و علاوه بر محافظانی که به صورت علنی در آن حضور دارند، از بالای سایر ساختمان ها که تعداد آنها هم کم نیست، تحت نظارت و کنترل شدید فیزیکی و غیرفیزیکی قرار دارد.




حال فرض کنید سارقی توانسته از دیوار بازرسی ها و نگاه های متعدد نیروهای گارد حفاظتی عبور کرده و با از کارانداختن آژیرها، دوربین ها و سنسورهای متعدد حسی و حرارتی و بسیار پیشرفته و شیشه های ضدشکست و ضدگلوله چندلایه موفق به سرقت از این موزه شده باشد.




این فرض تقریبا محال است، اما اگر هم تحقق پیدا کند، یقینا تلاش برای عبور از ساختمان ها و ورودی های متعدد و فرار از دید محافظان مشهود و غیرمشهود، نتیجه ای جز دستگیری یا کشته شدن به دنبال نخواهد داشت. بدون تعارف، این فرض، فرضی محال بوده و امکان تحقق آن هم از صفر درصد بالاتر نیست.




شاید فکر کنید مانند بعضی فیلم ها افرادی باشند که قصد دسترسی به جواهرات ملی از طریق عملیات خرابکارانه مثلا بمبگذاری یا امثال آن را داشته باشند. از همین الان به شما خوانندگان محترم و البته آقایان سارق غیرمحترم عرض کنیم که این تلاش هم بیهوده است.




این ساختمان به گونه ای توسط بهترین مهندسان آلمانی ساخته شده که چند متر زیر زمین بوده ، در برابر قوی ترین انفجارها و از جمله انفجار موشکی هم مقاوم است؛ جالب است که نه تنها سقف آن بلکه در ورودی و دیوارها و کف آن هم از همین خاصیت برخوردار است.




● گارد حفاظتی موزه




مهم ترین نکته درباره نیروهایی که از موزه و خزانه جواهرات ملی حفاظت می کنند، این است که آنها همگی افرادی آموزش دیده و زبده هستند که تمام نکات ایمنی (هر آنچه که به ذهنتان برسد از مهارت های نظامی و غیرنظامی، روابط عمومی و برخورد قهری و روان شناسانه) بخوبی فرا گرفته اند. این افراد که البته دستمزدی بالا هم دریافت می کنند، مطمئن ترین نیروها برای عهده دار شدن این مسئولیت خطیر هستند.




یکی از داستان های جالبی که در مورد این گارد نقل شده، این است که گفته می شود در واپسین روزهای رژیم پهلوی و زمانی که سقوط این رژیم مسجل شده بود، چند نفر از اعضای گارد برای ممانعت از تاراج ثروت ملی ایران وارد موزه شده و با قفل کردن در آن چند روز بدون آب و غذا خود را در درون موزه محبوس کردند و برای مقابله با هرگونه خطری آماده شدند.




آنها پس از چند روز و بعد از آن که انقلاب به پیروزی می رسد از موزه بیرون می آیند. این کار آنها سبب شد باقیمانده های رژیم پهلوی نتوانند این جواهرات را با خود به خارج از کشور ببرند.




همچنین گفته می شود اعضای این گارد حتی با بالاترین مقام های رژیم پهلوی هم تعارف نداشته و فقط برخی از این جواهرات را در صورت تقاضای مقامات دربار و با تشریفات بسیار زیاد و دست و پاگیر به آنها قرض می دادند و بلافاصله پس می گرفتند.




در ضمن برای افزایش ضریب ایمنی، بازدید از خزانه جواهرات ملی فقط روزهای شنبه تا سه شنبه از ساعت ۱۴ تا ۱۶:۳۰ امکان پذیر بوده و این موزه غیر از ساعات فوق و نیز چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه و تعطیلات رسمی تعطیل است. اینچنین است که در تاریخ تشکیل این موزه نیروهای امنیتی حتی یک فقره سرقت که بماند حتی یک تهدید یا اقدام ابلهانه به سرقت نیز دریافت نکرده و در پناه ملت دریافت هم نخواهندکرد.


محمد رضایی

[ad_2]

لینک منبع