ترامپ، پوتین و انتخابات آمریکا

[ad_1]

ترامپ, پوتین و انتخابات آمریکا

جنگ سرد خاتمه یافت و آمریکا خود را پیروز دنیای بعد از آن می دانست اما تحولات اخیر عرصه بین الملل, رقیب سنتی آمریکا یعنی روسیه را به دنیای رقابت با آمریکا بازگردانده است بازگشتی که خیلی از تحلیلگران به آن عنوان جنگ سرد مدرن داده اند


جنگ سرد خاتمه یافت و آمریکا خود را پیروز دنیای بعد از آن می دانست؛ اما تحولات اخیر عرصه بین الملل، رقیب سنتی آمریکا یعنی روسیه را به دنیای رقابت با آمریکا بازگردانده است؛ بازگشتی که خیلی از تحلیلگران به آن عنوان «جنگ سرد مدرن» داده اند. در حالی که برای خیلی از سیاستمداران آمریکایی «پوتین» یک خط قرمز است، این روزها نقش کاخ سرخ مسکو به صورت افسانه ای برای تعیین ساکنان آینده کاخ سفید پررنگ شده است. تا جایی که رئیس سابق سیا ترامپ را “مامور” روسیه خوانده است. پیشتر نیز باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا و هیلاری کلینتون نامزد دموکرات ها برای انتخابات ریاست جمهوری نسبت به مداخله مسکو در روند انتخابات ابراز نگرانی کرده بودند.رسانه های آمریکایی این روزها برای تبیین جنس رابطه پوتین و ترامپ از اصطلاح ” Bromance” استفاده می کنند. عبارتی که بر گرفته از ترکیب دو واژه ” برادری” و “رمانس” در زبان انگلیسی است و بیانگر نوعی رابطه عاطفی و برادری رمانتیک است. تحلیلگران استفاده طنز گونه از این عبارت را ناشی از یک تشابه روانی دوگانه بین نامزد حزب جمهوریخواه برای ریاست جمهوری آمریکا و رئیس جمهور روسیه می دانند. با این حال بعید است که مداخله مسکو در انتخابات آمریکا محدود به یک دلدادگی از راه دور باشد. افرادی که از درون لنز بدبینی و با توسل به تئوری توطئه مسائل سیاسی را بررسی می کنند، معتقدند پشت پرده این رابطه موضوعات جدی تری وجود دارد. به این بهانه، با دکتر ابومحمد عسگر خانی دکترای روابط بین الملل از دانشگاه کوئینز کانادا و استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران گفت و گو کرده ایم:


– منشاء جدال های لفظی بین روسیه و آمریکا را به طور ویژه در دوران اوباما چه چیزی می دانید؟


• منشا اصلی درگیری اوباما با پوتین در واقع برمی گردد به همان مسئله ای که بارها و بارها امریکایی ها تحت عنوان تحلیل های «روبینستین» مطرح کرده اند و بنا به استدلال های نویسندگانی چون «روبینستین» اساساً امریکایی ها معتقد هستند که روس ها یک زمانی لباس تزار به تن داشته اند، یک زمانی لباس مارکسیست ها را به تن کرده اند، و اینک لباس فدراسیون به تن کرده اند. و در هر زمان با یک لباس جدید. یعنی ملبس شده اند به یک ایدئولوژی جدید و یا اینکه بعد از اینکه دوران ایدئولوژی تمام شد، ملبس شدند به تحلیل های فدراتیو. آنها معتقد هستند که مسئله اصلی که برای روس ها وجود دارد بر اساس آنچه که امریکایی ها می گویند از گفته های روبینستین هست که مفهوم « نژاد روس» می باشد. امریکایی ها می گویند که مفهوم نژاد روس هست که روس ها توانسته اند ملت های اروپا و آسیا را در سطح منطقه ای بویژه از قدیم الایام به سیطره خودشان در بیاورند و در نتیجه هژمونی «نژاد روس» وجود دارد و باید این هژمونی از بین برود. این خواسته و اهدافی است که امریکایی ها و نویسندگانی چون روبینستین –که اکنون البته فوت کرده- ولی خوب تئوری هایش موجود است، بدان معتقدند و افرادی مثل هنری کیسینجر هم دنباله رو همین نظریه هستند که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی هم گرچه جرج کنان می گفت که مهار روس ها تمام شده ولی کیسینجر بر اساس سیاست های روبینستین گفت که نه، باید مرحله دوم و فاز دوم فروپاشی سیطره روس ها انجام شود. همین مسئله منشا اختلاف بین امریکایی ها و روس ها می باشد. اما بعد از اینکه اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید و روس ها به فدراسیون رو آوردند، امریکایی ها خیلی محتاطانه با این قضیه برخورد کردند. مخصوصاً از نظر امنیتی. حتی اروپاییان نیز با ورود روسیه به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی محالفت کردند. باز هم دیدید که همچنان آن نطفه اختلافات امنیتی بین روسیه و آمریکا وجود دارد. حالا آنچه پوتین اذعان می کند، این است که خوب شما بر همان اساسی که در امور کشورها دخالت می کنید که بر اساس همان «اصل اصالت فایده» می باشد، ما هم بر اساس همان برای حمایت از اتباع روس در اوکراین و سوریه دخالت می کنیم. خوب ببینید این نشان می دهد که گرچه پرخاشگری ها و لفاظی هایی که بین دو رئیس جمهور در حال صورت گیری است، فرض کنید که در رابطه با ترامپ باشد. خوب ترامپ به عنوان یک کاندیدای ریاست جمهوریِ ساختار شکن که نماینده جامعه هست و در مقابلش خانم کلینتون نماینده دولت و حاکمیت است، پا به عرصه انتخابات نهاده است. الان در امریکا انتخابات بین دو حزب نیست به نظر من. بلکه از یک طرف بین دو حزب جمهوری خواه و دموکرات است که از خانم کلینتون حمایت می کنند و آن طرف جامعه است. جامعه علیه دولت و دولت علیه جامعه. منظورم در اینجا از دولت همان حاکمیت است. بنابراین خوب پوتین هم خیلی خوشحال هست که از درون جامعه به امریکا حمله کند. همانطور که امریکایی ها از درون جامعه به روس ها حمله می کنند. امریکایی ها می گویند که هژمونی روس ها باید از بین برود و از درون روسیه فرو بپاشد. حالا پوتین هم با حمایت تلویحی از ترامپ، در واقع جامعه آمریکا را علیه حاکمیتش تحریک می کند. خوب این به نظر من هم بحث تئوریک و هم واقعیتی عملی ای است که بین این دو وجود دارد.


– پس در واقع تاکید آقای اوباما بر اینکه روس ها غیرقابل اعتمادند، بر می گردد به همین رفتار روسیه که در هر دوره ای لباسی را به تن کرده است. چرا این مجادلات در ایام انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بوجود آمد؟ یعنی خود شخصیت ترامپ شکل دهنده این سیاست بود؟


• خیر. فرصتی هست برای انتقادها. یعنی انتخابات در هر کشور فرصتی هست که رقیب بتواند در فضای انتخابات نقدهایش را به رقیب در تندترین شکل انتقال دهد. الان ببینید مشخص است که حاکمیت آمریکا از کلینتون حمایت می کند، اما جامعه خیر. یعنی اگر به حالت عادی باشد، ترامپ پیروز انتخابات است اما حاکمیت سازماندهی می کند. این دولت ها هستند که نمایشنامه ها را به صحنه می آورند. و بنابراین به احتمال خیلی زیاد حاکمیت از کلینتون حمایت خواهد کرد و رسانه های گروهی در ماه های آینده به شدت حامی کلینتون خواهند بود و دوباره حاکمیت از طریق آن بر سیاست آمریکا سوار خواهد شد. اما پوتین می خواهد از این فرصت استفاده کند تا جامعه علیه حاکمیت باشد.


– فکر می کنید این ظرفیتی که بوجود آمده تا چه اندازه می تواند اهداف پوتین را در روسیه تامین کند؟


• من فکر می کنم که تا کنون در دوره دوم پوتین، پوتین با قدرت فوق العاده ای ظاهر شده و بسیار عملگرا بوده و بسیار به رئالیزم رو آورده است و بسیار هوشیارانه و با منطق رئالیستی با امور برخورد می کند.


– پس فکر می کنید که پوتین برای اینکه از این فضای بوجود آمده در انتخابات استفاده کند ظرفیت بالایی داشته باشد؟


• به نظر من فضایی که در امریکا بوجود آمده، فضایی هست در ادامه خشونت های سیاتل و جنبش ها و نهضت های سیاتل از 1990 که تا کنون ادامه پیدا کرده و این مسئله به هر حال روندی در جهت منافع حاکمیت امریکا نیست.


– با توجه به آن چیزی که شما پیشتر ها در رابطه با استمرار و تغییر در سیاست خارجی ایالات متحده بدان اشاره فرموده اید و یوجین ویتکف و چارلز کگلی هم در کتاب سیاست خارجی امریکا: الگو و رند به تشریح آن پرداخته اند، تاکید بر این داشته اید که ایالات متحده در اهداف استمرار دارد و در استراتژی تغییر. می خواهم بپرسم که اگر ترامپ در امریکا رای بیاورد و با توجه به اینکه حاکمیت مخالف ترامپ است، آیا همچنان باید معتقد به استمرار و تغییر باشیم.


• آن بحث هایی که من در جاهای مختلفی پیرامون استمرار و تغییر کرده ام، در مواردی هست که امریکایی ها مصرانه می گویند هر حزب یا رئیس جمهوری روی کار بیاید ما روی مسائلی که اصول ایدئولوژی ما هست، مستمر رفتار خواهیم کرد و تغییر اهداف نخواهیم داشت. از قبیل رهبری امریکا در جهان، حمایت از اقتصاد لیبرال و حقوق بشر و مسائل کشتار جمعی و مواردی دیگر، اما برخی از مواردی که در رابطه با مسائل فرعی امریکا هست که ایشان اسمش را تاکتیک گذاشته اند، آنها استراتژی هایی هست که نه در اصول بلکه در فروع و در قواعد امریکایی ها در آنها می توانند تغییر موضع بدهند ولی در اصول نه. اما حالا تا چه حد تحولات نظام بین الملل کلاً اصول امریکا را تحت شعاع قرار بدهد، موضوعی هست که شاید انتخابات فعلی، به نظر من بیشتر جهان را به سوی چند قطبی شدن بکشاند.


– یعنی بعد از این انتخابات اتحادها و ائتلاف های جدیدی شکل می گیرد؟


• بله. ائتلاف ها و اتحادهای جدیدی شکل می گیرد. کنسرت جدیدی از قدرت ها شکل می گیرد و کنسرت جدیدی از قدرت ها به نظر من بیانگر این هست که انگلستان که از اتحادیه اروپا جدا شده است، بر اتحادیه اروپا تاثیر گذار است که در فرصت دیگری عمیقاً روی این موضوع با یکدیگر بحث خواهیم کرد.


– اظهارات آقای مورل –رئیس سابق سیا- مبنی بر اینکه پوتین ترامپ را به عنوان مامور فدراسیون روسیه به خدمت گرفته است را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا این اظهارات مورل از طرف حاکمیت منتقل می شود؟ و این اظهارات چه تاثیری بر فرآنید انتخابات خواهد گذاشت؟


• به نظر من این یک مبالغه است. در حقیقت می خواهند به این شکل به ترامپ ضربه بزنند و اعتبارش را در جامعه امریکا پایین بیاورند و سازمان سیا می خواهد آن پایگاه اجتماعی ای که ترامپ دارد را خدشه دار بکند. به نظر من این درست نیست و در واقع یک مبالغه است.


– پس حمایت هایی که آقای ترامپ از آقای پوتین کرده و آن تصویری که ترامپ در امریکا از شخصیت خود پوتین ارائه داده است چیست؟ بویژه تمایلات ترامپ بر نزدیکی بیشتر امریکا و روسیه.


• ببینید این یک بحثی هست که باید به طور جداگانه و در گفت و گوی مفصل دیگری به آن بپردازیم. اما یک بحث نظری از قدیم الایام وجود داشته است که اگر کنسرت جدیدی از قدرت ها تشکیل شود، در چه حالت هایی آمریکا با روسیه هم پیمان خواهد شد. این بحث جدیدی است که در رسانه های گروهی ایران و مراکز علمی و پژوهشی ایران هم هنوز مطرح نشده و در غرب هم در حال حاضر خیلی گفته نمی شود. ولی به طور سنتی این بحث وجود دارد و این بر می گردد به دوران جنگ سرد که گفته می شد تحت چه شرایطی امریکا به روسیه نزدیک خواهد شد. این موضوع را در گفت و گوی آتی مورد بررسی قرار خواهیم داد به همراه اینکه تغییر در کنسرت قدرت ها در نظام بین الملل بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چه تاثیری می گذارد؟


گفت و گو با دکتر ابو محمد عسگرخانی به بهانه جدال لفظی اوباما و پوتین


گفت و گو از: دکتر رضا رضایی مصدق

[ad_2]

لینک منبع