استاندار خوزستان: نمایندگان100 کشور از کانون های ریزگرد در استان بازدید می کنند

[ad_1]

کد خبر:
82568326 (6035696)
|
تاریخ خبر:
28/03/1396
|
ساعت:
3:17|

‘;

$.ajax({
type: “Post”,
url: “/NetServices/Ajax.aspx/SendToFriend”,
data: “{data:'” + data + “‘, enterd: ‘” + enterd + “‘ , captcha:'” + captcha + “‘ }”,
contentType: “application/json; charset=utf-8”,
dataType: “json”,
success: function (msg) {

if (msg.d == “”) {
//alert(‘با موفقیت ارسال شد’);
ResultText.innerHTML = “

با موفقیت ارسال شد

“+ divbody;
} else {
alert(msg.d);
ResultText.innerHTML = oldhtml;

}
ctl00_ctl00_ContentPlaceHolder_ContentPlaceHolder_NewsContent1_Ajaxsendfriend_uc1_Captcha_US1_chanagesecurecode();

},
error: function () {
ResultText.innerHTML = “error”;
}
});

}

function ShowPopup(layer, obj) {

$(“.popup”).colorbox({ width: “350px”, inline: true, href: “#ResultText” });
//var objLayer = document.getElementById(layer);
//doPopup(objLayer,obj)
}


به گزارش ایرنا غلامرضا شریعتی شامگاه شنبه در همایش مقابله با بیابان زایی در گیت بوستان اهواز اظهارکرد: ریزگردها در خوزستان و استان های همجوار به بحثی ملی و بین المللی تبدیل شده و کشورهای منطقه و سازمان ملل را نیز درگیر کرده است.
وی افزود: باتوجه به حساسیت موضوع در زمینه مقابله با ریزگردها قطعنامه هایی در سازمان ملل برای آن تصویب و اقداماتی در سطح منطقه برای جلوگیری و پیشگیری از این پدیده در حال انجام است.
استاندار خوزستان ادامه داد: همچنین در این خصوص 12 تا 14 تیرماه جلسه بین المللی مقابله باریزگردها در تهران برگزار می شود و بی شک در این جلسه تصمیم های بزرگی گرفته خواهد شد.
شریعتی تصریح کرد: دولت در زمینه مقابله با ریزگردها پیگیری های لازم را داشته و این موضوع را از جوامع بین المللی دنبال می کند.
وی بیان کرد: در سال جاری با وجود تنگناها، دولت به صورت جدی وارد کارزار شد و پیمانکاران و مردم محلی با مشارکت سپاه و بسیج موفق شدند 6 هزار از کانون های ریزگرد دراستان را نهال کاری کنند و امید است تا ماه های آینده نهال کاری 42 هزار کانون ریزگرد در استان به پایان برسد.
استاندار خوزستان گفت: از تمامی مسئولان استان به ویژه شهرستان کارون، امام جمعه و فرماندار و بزرگان این شهرستان و سازمان های مردم نهاد که در تمامی زمینه های سیاسی، اجتماعی ما را یاری کردند کمال تشکر را دارم.
شریعتی تصریح کرد: آن چه که اکنون مهم و در اولویت است، گام برداشتن برای بهبود وضعیت و شرایط استان است که همه باید برای تحقق آن دست به دست هم دهند.
وی بیان کرد: 350 هزار هکتار کانون ریزگرد و به همین میزان شن زار در استان وجود دارد که مهار آن به غیر از با همراهی و همکاری همگانی مردم، سازمان های دولتی و مردم نهاد، نمایندگان مجلس ونهادهای دولتی غیر ممکن است.
استاندار خوزستان گفت: همچنین حقآبه به عنوان اولویت اصلی قلمداد شده و باید بر این موضوع تاکید کنیم که تامین شود چرا که حق طبیعت خوزستان باید داده شود.
وی همچنین بر اطلاع رسانی وضعیت آب و هوای استان به مردم به صورت آنلاین تاکید کرد و گفت: اکنون 2تلویزیون شهری برای نشان دادن وضعیت آب و هوای استان راه اندازی شده و چهار تلویزیون دیگر نیز در حال راه اندازی است و مردم به صورت آنلاین از وضعیت آب و هوا و پیش بینی ها مطلع می شوند.
7152/6064
خبرنگار: محمدرضاخبازان** انتشار دهنده: محسن بهاروند

انتهای پیام /*

[ad_2]

لینک منبع

زلزله زدگان خراسان شمالی پیش از فصل سرما اسکان می یابند

[ad_1]

کد خبر:
82567673 (6034794)
|
تاریخ خبر:
27/03/1396
|
ساعت:
13:3|

‘;

$.ajax({
type: “Post”,
url: “/NetServices/Ajax.aspx/SendToFriend”,
data: “{data:'” + data + “‘, enterd: ‘” + enterd + “‘ , captcha:'” + captcha + “‘ }”,
contentType: “application/json; charset=utf-8”,
dataType: “json”,
success: function (msg) {

if (msg.d == “”) {
//alert(‘با موفقیت ارسال شد’);
ResultText.innerHTML = “

با موفقیت ارسال شد

“+ divbody;
} else {
alert(msg.d);
ResultText.innerHTML = oldhtml;

}
ctl00_ctl00_ContentPlaceHolder_ContentPlaceHolder_NewsContent1_Ajaxsendfriend_uc1_Captcha_US1_chanagesecurecode();

},
error: function () {
ResultText.innerHTML = “error”;
}
});

}

function ShowPopup(layer, obj) {

$(“.popup”).colorbox({ width: “350px”, inline: true, href: “#ResultText” });
//var objLayer = document.getElementById(layer);
//doPopup(objLayer,obj)
}


به گزارش ایرنا، محمدحسین علی نیا شنبه در نشست خبری اظهار کرد: در زلزله 5.7 ریشتری 23 اردیبهشت ماه امسال، 14 هزار و 509 واحد مسکونی در 77 روستا و 2 شهر استان خسارت دیدند.
وی تصریح کرد: در این زلزله 2 هزار و 429 واحد در روستاها به علت شدت زلزله باید تخریب و نوسازی شوند و در شهرها نیز 2 هزار و 500 واحد باید تخریب شوند.
علی نیا اظهار کرد: در روستاهای استان 2 هزار و 80 واحد مسکونی و در شهرها هفت هزار و 500 واحد مسکونی نیاز به تعمیر پیدا کرده است.
وی گفت: شمار روستاهایی که بیشترین خسارت را در این حادثه متحمل شده اند، 50 روستا گزارش شده است.

* 77 پرونده منجر به انعقاد قرار داد شده است
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار خراسان شمالی گفت: تاکنون یکهزار و 150 پرونده برای روستاییان متقاضی دریافت تسهیلات بازسازی در استان تشکیل شده است.
وی افزود: از این تعداد 680 فقره پرونده به بانک ها معرفی که از این میزان 77 پرونده منجر به انعقاد قرار داد شده است.

* پیگیری برای تصویب اعتبار تسهیلات در نشست هیات دولت
علی نیا خاطرنشان کرد: بنیاد مسکن انقلاب اسلامی از محل اعتبارات خود می تواند برای پرداخت تسهیلات به 770 متقاضی اقدام کند اما پرداخت تسهیلات به باقی متقاضیان با تصویب اعتبار در هیات دولت میسر می شود.
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار خراسان شمالی بیان داشت: تلاش داریم تا موضوع تامین اعتبار در این هفته در نشست هیات دولت مطرح شود تا به تصویب برسد.
وی با اشاره به ابلاغ 100 میلیارد ریال تسهیلات برای احیای کسب و کار زلزله زدگان استان از محل صندوق کارآفرینی مهر و امید اظهار کرد: این اعتبار ابلاغ شده و پرداخت آن در دست پیگیری است.
علی نیا در باره نگرانی افرادی که خود نسبت به بازسازی و احیای کسب و کار خود اقدام کرده اند گفت: اطلاعات و میزان خسارت های وارد شده به زلزله زدگان احصا شده است و افراد خسارت دیده مشمول دریافت این کمک اعتباری می شوند.

* 13 گروه مشغول آوار برداری در روستاها
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار خراسان شمالی گفت: اکنون 13 اکیپ در روستاها مشغول کار آوار برداری هستند و تا کنون کار آوار بردای 475 واحد انجام شده است.
علی نیا در باره اقدامات انجام شده در زمینه بازسازی واحدهای مسکونی آسیب دیده از زلزله اظهار کرد: تاکنون پی کنی 115 واحد مسکونی انجام و ساخت هشت واحد در مرحله فوندانسیون بوده و سقف یک واحد مسکونی نیز گذاشته شده است.

* ساختمان بیشتر دستگاه های اداری بیمه نیست
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار خراسان شمالی با اشاره به اینکه 78 ساختمان اداری در استان در زلزله خسارت دیده است گفت: یکی از این ساختمان ها به علت شدت آسیب باید تخلیه شود.
وی با تاکید بر اینکه دستگاه های اجرایی باید ساختمان های اداری را بیمه کنند گفت: متاسفانه بیشتر ساختمان های اداری ما بیمه نیستند و نمی توانند از مزایای بیمه ای برای جبران خسارت ها استفاده کنند.
براساس تحقیقات انجام شده گسل های بزرگی در خراسان شمالی وجود دارد و گسل های اصلی این استان بیش از 100 کیلومتر طول دارد که همه لرزه خیر است.
گواه ادعای فعال بودن این گسل ها، وقوع زلزله بالا 6 ریشتر در این منطقه است و مردم این استان در یک هزار سال پیش 11 زلزله تاریخی را تجربه کرده اند که 6 مورد آن بالا هفت ریشتر بوده است.
بر اساس این مطالعه ها که در چند سال گذشته انجام شد، این گسل ها همچنان فعال است.
در 100 سال گذشته 26 فقره زمین لرزه به بزرگی پنج درجه در مقیاس امواج درونی زمین،(ریشتر) در این استان رخ داده و در این مدت چهار فقره زمین لرزه بالای 6 ریشتر و یک فقره زمین لرزه بالای هفت ریشتر در این استان به وقوع پیوسته است.
خراسان شمالی جزو پنج استان حادثه‌خیز در وقوع زلزله و سیل است.
7185/ 6042 خبرنگار: کبری علی آبادی** انتشاردهنده: سیدحسین قدسی

انتهای پیام /*

[ad_2]

لینک منبع

تیم فوتبال سایپا در استان اردبیل اردو زد

[ad_1]

کد خبر:
82567571 (6034682)
|
تاریخ خبر:
27/03/1396
|
ساعت:
12:11|

‘;

$.ajax({
type: “Post”,
url: “/NetServices/Ajax.aspx/SendToFriend”,
data: “{data:'” + data + “‘, enterd: ‘” + enterd + “‘ , captcha:'” + captcha + “‘ }”,
contentType: “application/json; charset=utf-8”,
dataType: “json”,
success: function (msg) {

if (msg.d == “”) {
//alert(‘با موفقیت ارسال شد’);
ResultText.innerHTML = “

با موفقیت ارسال شد

“+ divbody;
} else {
alert(msg.d);
ResultText.innerHTML = oldhtml;

}
ctl00_ctl00_ContentPlaceHolder_ContentPlaceHolder_NewsContent1_Ajaxsendfriend_uc1_Captcha_US1_chanagesecurecode();

},
error: function () {
ResultText.innerHTML = “error”;
}
});

}

function ShowPopup(layer, obj) {

$(“.popup”).colorbox({ width: “350px”, inline: true, href: “#ResultText” });
//var objLayer = document.getElementById(layer);
//doPopup(objLayer,obj)
}


اعضای تیم سایپا در شهر گردشگری سرعین اسکان یافته اند و تمرینات خود را در این شهر ، شهر نیر و شهر اردبیل برگزار خواهند کرد.
علی دایی ، سرمربی تیم فوتبال سایپا روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا هدف از برگزاری این اردو را انجام تمرینات ویژه بدنسازی برای آمادگی بازیکنان این تیم برای حضور قدرتمندانه در مسابقات لیگ برتر فوتبال کشور اعلام کرد.
وی مدت برگزاری اردوی آمادگی تیم فوتبال سایپا در استان اردبیل را 10 روز ذکر کرد و گفت: در این اردو علاوه بر تمرینات بدنسازی ، انجام برخی تمرینات تاکتیکی را نیز در دستور کار داریم.
وی اظهار کرد: تعداد بازیکنان حاضر در این اردو 24 نفر است و 16 نفر از کادر فنی تیم و مسوولان باشگاه سایپا در اردوی سرعین حضور خواهند داشت.
او آب و هوای اردبیل و دامنه های سبلان را برای انجام تمرینات هوا و تنفسی و آمادگی بدنی ورزشکاران رشته های مختلف بسیار مناسب دانست و اظهار امیدواری کرد با برنامه ریزی های لازم بستر و امکانات بیشتری برای برپایی اردوهای مختلف ورزشی در شهرهای سرعین و نیر فراهم شود.
به گفته سرمربی تیم فوتبال سایپا ، قرار است تمرینات آمادگی بازیکنان این تیم در 10 روز آینده در زمین های ورزشی شهرهای اردبیل ، سرعین و نیر برگزار شود و برگزاری یک یا 2 دیدار تدارکاتی هم در برنامه های این اردو گنجانده شده است.
رضا آستانی ، رئیس هیات فوتبال سرعین هم از آمادگی هیات فوتبال سرعین برای فراهم کردن زیرساخت های اردوی تیم فوتبال سایپا و سایر تیم های ورزشی خبر داد و گفت: سرعین یکی از قطب های مهم گردشگری محسوب می‌شود و می‌ تواند محل مناسبی برای برپایی اردوی تیم های فوتبال باشد.
او افزود: آب و هوای سرعین بسیار مناسب بوده و مورد تایید تیم های فوتبال لیگ برتر کشور قرار گرفته و انتظار می‌رود در روزهای آینده شاهد حضور دیگر تیم های لیگ برتر کشور در اردبیل و سرعین باشیم.
آستانی با بیان اینکه باید برای راه‌اندازی کمپ تیم ملی فوتبال و فراهم کردن زیرساخت های اردوی تیم های ایرانی و خارجی در سرعین اقدامات اساسی انجام شود، اظهار کرد: در این زمینه مسوولان تاکنون فقط وعده داده‌اند که امیدواریم برای تحقق این امر و فراهم کردن زیرساخت های اردوی تیم های ورزشی در سرعین اقدامات اساسی انجام دهند.
وی بیان کرد: تیم سایپا امروز تمرینات خود را در شهرستان نیر آغاز می‌کند و در 10 روز اردوی خود علاوه بر تمرین مسابقات تدارکاتی نیز خواهد داشت.
تیم سایپا پنجم تیر به تهران بر می‌ گردد و شاگردان علی دایی پس از یک روز استراحت دوباره تمرینات خود را به مدت 10 روز در تهران پیگیری می‌کنند و از 16 تیر به مدت یک هفته در رامسر اردو می‌زنند و 2 بازی دوستانه در این اردوی داخلی انجام می‌دهند.
سایپایی ‌ها پس از بازگشت از رامسر تمرینات خود را در تهران تا روز شروع مسابقات پیگیری می‌ کنند و تنها یک بازی دوستانه در دستور کار خواهد داشت.
استان اردبیل و شهرستان نیر به لحاظ ارتفاع یکی از مناسب ترین مکان ها برای اردوهای تیم های ورزشی در تابستان می باشد.
هر سال بیشتر تیم های فوتبال و دیگر رشته های ورزشی اردوهای تابستانی خود را در این استان برگزار می کنند.
خبرنگار: شهرام اصالت نیری ** انتشار دهنده: گیتی طالبی
7116/6018

انتهای پیام /*

[ad_2]

لینک منبع

سرنوشت «ابوبکر البغدادی»، رهبر تشکیلات داعش در عراق چیست؟ آیا کشته شده است؟

[ad_1]

سرنوشت ابوبکر البغدادی , رهبر تشکیلات داعش در عراق چیست آیا کشته شده است

ابوبکر البغدادی , رهبر تشکیلات داعش, به زودی دو مرکز مهم خلافت خود یعنی رقه و موصل را از دست می دهد بسیاری از مقامات عراقی بر این باورند او اکنون فرار کرده اما ممکن است دستگیری اش سال ها طول بکشد
لاهور طالبانی , مسئول دستگاه امنیتی و اطلاعاتی اقلیم کردستان در شمال عراق, می گوید نهایت سرنوشت البغدادی معلوم است یا کشته می شود یا بازداشت, تا ابد که نمی تواند به صورت مخفی زندگی کند


«هشام الهاشمی»، یکی از تحلیلگران خاورمیانه و مسلط بر موضوع داعش، می گوید یکی از مسائلی که البغدادی را نگران می کند، اینکه مطمئن شود اطرافیانش به او خیانت نمی کنند چون ایالات متحده آمریکا برای دستگیری او ٢٥ میلیون دلار جایزه اعلام کرده است. برای همین به اعتقاد الهاشمی، الان یکی از مهم ترین دغدغه های البغدادی این خواهد بود که کسی جاسوسی اش را نکند و به طمع جایزه به فکر لودادن او نیفتد. الهاشمی می افزاید: «خلیفه ای که سرزمین خودش را از دست داد، نمی تواند برای همیشه فراری باقی بماند».


نیروهای مشترک کردی-عربی تاکنون توانسته اند بخش های بزرگی از شهر موصل در عراق را از سیطره داعش خارج کنند. آنها همچنین موفق شده اند شهر «رقه» مرکز داعش در سوریه، را محاصره کنند. البغدادی در سال ٢٠١٤ با تصرف موصل در آنجا اعلام خلافت کرد و او همچنین طمع آن را داشت که روزی به خلافت بغداد برسد. نام واقعی البغدادی (٤٦ساله) «ابراهیم السامرایی» است. او در سال ٢٠١٣، دو سال بعد از مرگ «اسامه بن لادن»، رهبر القاعده از این تشکیلات جدا شد. البغدادی در خانواده ای دیندار رشد کرد و دروس فقه اسلامی را در بغداد خواند. در سال ٢٠٠٣ بود که به گروه های سلفی جهادی پیوست. آن زمان آمریکایی ها او را بازداشت و بعد از یک سال آزاد کردند زیرا تصور می کردند او غیرنظامی است.


جایزه ٢٥ میلیون دلاری


الهاشمی می گوید، البغدادی فردی خجالتی و محافظه کار است. این اواخر در مرزهای عراق و سوریه و مناطق خالی از سکنه دیده شده است. جایی که می شود به راحتی هواپیماهای بدون سرنشین و افراد خارجی را شناسایی و کنترل کرد. برنامه مبارزه با تروریسم وزارت خارجه آمریکا جایزه ای ٢٥ میلیون دلاری را برای البغدادی تعیین کرده است. چنین جایزه ای برای بن لادن و «صدام حسین» دیکتاتور عراق نیز تعیین شده بود کما اینکه برای «ایمن الظواهری» جانشین بن لادن هم چنین جایزه ای تعیین شده است. هرچند این جوایز نتوانست جای صدام یا بن لادن را نشان دهد اما تحرکات و تماس های آنها را خیلی محدود کرد.


«فاضل ابورغیف»، کارشناس امور گروه های افراطی که ساکن بغداد است، می گوید: «جایزه برای او نگرانی و تشنج را به دنبال دارد و از تعداد مراقبانش می کاهد. او دیگر نمی تواند بیش از ٧٢ ساعت در یک جا بماند».


طالبانی می گوید: «بغدادی در تحرکاتش به شدت متشنج شده است. دایره افراد خاص و مورد اعتماد او روزبه روز تنگ تر می شود».


آخرین سخنان ضبط شده البغدادی دو هفته بعد از شروع نبرد موصل بود که در آن طرفدارانش را به نبرد با کافران تشویق کرد و گفت: «از خون هایشان نهرها به راه بیندازید».


مقامات آمریکایی و عراقی در عین حال می گویند، هنوز البغدادی در ورای فرماندهی و مدیریت عملیات موصل و رقه قرار دارد و به لحاظ شخصی سالم است. با این حال امکان تعیین جایی که او حضور دارد غیرممکن است.


البغدادی از تلفن همراه استفاده نمی کند. تعدادی نامه نگار نزد او هستند تا با معاونان اصلی اش در تماس باشند. این معاونان عبارت اند از «ایاد العبیدی» وزیر دفاع و «عیاد الجمیلی»، مسئول امنیتی داعش. گزارشی که چندی پیش تلویزیون بغداد پخش کرد و در آن گفت الجمیلی کشته شده، قابل استناد نیست.


الهاشمی می گوید البغدادی از خودروهای عادی یا وانت بارهای کشاورزان استفاده می کند و همیشه یک راننده و دو نگهبان با او هستند. اطرافیان البغدادی منطقه را به خوبی می شناسند.


دولت آمریکا نیروی ویژه ای را برای تعقیب البغدادی قرار داده که شامل نیروهای عملیات ویژه و عناصری از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی آی ای) و سازمان های اطلاعاتی دیگر و نیز ماهواره ها مخصوص جاسوسی است. طالبانی می گوید باید تلاش بیشتری صورت گیرد تا به نفوذ او خاتمه داده شود زیرا «هنوز او رهبر تشکیلات داعش بوده و بسیاری به خاطر او جنگ را ادامه می دهند و هنوز به لحاظ ریشه ای چیزی تغییر نکرده است». او در پایان می افزاید: «او اگر کشته یا اسیر شود، مادام که با افراط گرایی مقابله نشده باشد، میراثش و میراث دولت خلافتش باقی خواهد ماند».


منبع: رویترز

[ad_2]

لینک منبع

آیا داعش از اهل سنت ایران به خاطر انتخابات کینه به دل دارد؟

[ad_1]

آیا داعش از اهل سنت ایران به خاطر انتخابات کینه به دل دارد

پس از حملات تروریستی اخیر در تهران, تحلیل های مختلفی درباره این حملات, عوامل و اهداف آنها صورت گرفت, اما در این میان آنچه از دید تحلیلی پنهان ماند, برجسته ترین پیام زمانی این حملات بود بدون شک حوادث مهمی مانند این حملات پیام های زمانی و مکانی متعددی در خود دارند درباره پیام های مکانی این حملات به اندازه کافی سخن گفته شده است, اما در پرداختن به پیام های زمانی, آنچه به نظر راقم این سطور دیده نشد, تلاش داعش برای انتقام از اهل سنت ایران درست پس از دو هفته از انتخابات ریاست جمهوری است


در این انتخابات، هم وطنان اهل سنت نسبت به دوره های قبل حضوری فعال تر و هدفمندتر داشتند و به جرئت می توان گفت این دوره باشکوه ترین حضور انتخاباتی اهل سنت پس از انقلاب اسلامی رقم خورد و اکثریت مطلق آنها نیز به دلایلی که از حوصله این نوشتار خارج است، به دکتر روحانی رأی دادند.


همین مشارکت گسترده و رأی معنادار به رئیس جمهور، اهل سنت ایران را به پدیده این دوره انتخابات ریاست جمهوری تبدیل کرده بود و فضای مناسبی برای تعامل دوسویه سازنده شکل گرفت.


در این فضای وحدت و تعاملی، ناگهان دو عملیات تروریستی در تهران روی داد و اوضاع را تا حدودی تحت الشعاع خود قرار داد.


یقینا شرکت گسترده اهل سنت در انتخابات و مشارکت فعال آنها در روند سیاسی کشور خوشایند داعش و داعش مآبان نیست و تهدیدی جدی محسوب شده و می شود و راه را بر این تفکر که به دنبال بهره برداری از برخی کاستی های منطقه ای و ایجاد بسترهای حاصلخیز فکری و هویتی برای خود است، می بندد. اینجاست که هر یک رأی از آرای شهروندان سنی مذهب تیری بود که به سینه داعشیان اصابت کرد.


داعش بر این باور بود این اعمالش با توجه به انتساب عوامل حملات به مناطق هویتی در کشور می تواند فضای به وجود آمده پس از انتخابات را بر هم بزند و آن را به سمت تندشدن سوق دهد تا از طریق برانگیختن حساسیت های مذهبی و خلق فعل و انفعالاتی، مانع تقویت تعامل سازنده دوسویه میان اهل سنت و حاکمیت شود و با تحقق این مطلوب خود، انتقام سختی از اهل سنت به دلیل شرکت گسترده در انتخابات گرفته باشد و در نتیجه اهل سنت را به قربانی سیاسی عملیات های اخیر خود تبدیل کند. همین قربانی کردن سیاسی اهل سنت عمده ترین پیام زمانی حملات تروریستی بود.


در این میان، در روزهای اخیر، متأسفانه عده ای در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی با دمیدن بر آتش تفرقه قومیتی و مذهبی در نظرات و تحلیل های کج روانه خود، در سودای بهره برداری سیاسی از این حوادث و تندکردن فضای سیاسی کشور هستند. حتی عده قلیلی نیز پا را فراتر نهاده و با بی توجهی عمدی یا سهوی به حساسیت های امنیتی، قومی و مذهبی، جنایت چند نفر را به حساب یک قوم یا مذهب می نویسند، به نحوی که میانه روترین جریان های دینی و سیاسی اهل سنت از خوانش های سوگیرانه آنها در امان نمانده اند. در قاموس سیاسی نمی توان این رفتارها را چیزی جز «قبیله گری مدرن» نامید. در جوامع ابتدایی وقتی شخصی بزهی را مرتکب می شد، بنا بر تعلق قبیله ای بزهکار، عمل او بر کل اعضای قبیله اش تعمیم می یافت و حتی جمادات و حیوانات موجود در سرزمین آن قبیله مجازات می شدند! اکنون نیز گویا همین رگه های قبیله ای در ظاهری مدرن خود را نمایش می دهد و اصل قرآنی «و لا تزر وازره وزر أخری» و به فرموده ملای رومی «هیچ وازر وزر غیری برنداشت» رنگ باخته است.


خروجی این تحلیل های منفعلانه و سوگیرانه همانی است که داعش از طریق نفس چنین عملیات ها و برنامه های رسانه ای هدفمند خود به دنبال آن بوده و هست و محرک جدی گسل های قومی، مذهبی و نوعی داعشی سازی خطرناک است که عواقب بسیار ناگواری بر آن مترتب است.


نباید اجازه داد که فضای سیاسی و اجتماعی جامعه به سمتی سوق داده شود که اهل سنت به قربانی سیاسی این حملات تبدیل شوند. به ضرس قاطع می توان گفت که هر گامی در این مسیر داعشانه خواهد بود؛ و به فرموده حکیم فردوسی «مبادا به تو دست دشمن دراز»، و «همه دشمنان کام دل یافتند».


در این شرایط و به ویژه در سایه وضعیت حساس خاورمیانه، سربرآوردن شکاف های قومی و مذهبی در کشورهای مختلف، تهدیدات قبیله سالارانِ جوانِ ناپخته در منطقه پیرامونی برای انتقال آتش عداوت به داخل ایران، عقلانیت سیاسی ایجاب می کند که از طریق عمل به مقتضای پیام های مشارکت حداکثری هم وطنان اهل سنت در انتخابات و رأی معنادار آنها به آقای روحانی، فرایند تعامل سازنده میان اهل سنت، دولت و حاکمیت بیش از پیش تقویت و راه بر کاسبان، کنّاسان و خنّاسان بسته شود و نباید اجازه داد حلاوت این حضور باشکوه انتخاباتی به مرارت هجران سیاسی تبدیل شود.




صابر گل عنبری . کارشناس مسائل سیاسی

[ad_2]

لینک منبع

نلسون ماندلا، چریکی که پیرو گاندی شد

[ad_1]

نلسون ماندلا, چریکی که پیرو گاندی شد

نزدیک به سه دهه در مجاورت مرگ و پشت میله های زندان زیست دولت نژادپرست آفریقای جنوبی جسم او را به اسارت گرفته بود اما هر چه کوشید وسعت اندیشه و روحش را نتوانست به بند کشد و همان بود که میله ها را درنوردید, از جزیره رابن عبور کرد و آفریقای جنوبی و چه بسا تمامی قاره سیاه و حتی جهان را در بر گرفت


نزدیک به سه دهه در مجاورت مرگ و پشت میله های زندان زیست. دولت نژادپرست آفریقای جنوبی جسم او را به اسارت گرفته بود اما هر چه کوشید وسعت اندیشه و روحش را نتوانست به بند کشد و همان بود که میله ها را درنوردید، از جزیره رابن عبور کرد و آفریقای جنوبی و چه بسا تمامی قاره سیاه و حتی جهان را در بر گرفت.




او شعله امید را در میانه سیاهی زنده نگاه داشت و بر علیه چیزی تلاش کرد که دیرزمانی بود مردم به آن عادت کرده بودند و در برخی از کشورها به ویژه آفریقای جنوبی به شکل قوانین حقوقی و کیفری در آمده و حتی خود سیاهان به عنوان بخشی از تقدیر خود در حال تن دادن به آن بودند. تا آن زمان الغای آپارتاید به رویایی مانند بود که گاهی سیاهی شورشی در گوشه ای آن را در سر می پروراند و چه محدود بودند کسانی که حاضر به برداشتن گام های عملی در این مسیر باشند. ماندلا به گونه ای زیست که تاریخ بخشی از مردم جهان را به پیش و پس از فعالیت های خود تقسیم کرد.






کسی که میراث نبرد




نلسون رولی لالا (رولیهلا هلا) ماندلا در 18 ژانویه 1918 در ترانسکی آفریقای جنوبی دیده به جهان گشود. پدر وی چهار همسر، چهار پسر و نه دختر داشت. گادلا هنری مپها کانیسوا به صورت موروثی عضو شورای سلطنتی مردم تمبو بود و ماندلا نیز قرار بود وارث همین شغال پدر شود. زمانی که رولیهلاهلا در هفت سالگی وارد مدرسه شد، نخستین عضو از خانواده بود که به مدرسه می رفت و نام نلسون نیز توسط معلمش بر وی گذاشته شد.




تنها نه سال داشت که پدرش را از دست داد و شانزده ساله بود که به موسسه شبانه روزی کلارک بری وارد شد و در آنجا با فرهنگ غربی آشنایی پیدا کرد. او برای ادامه تحصیل به کالج فورت هیر و دانشگاه ویت واترز راند رفت اما به سبب فعالیت های دانشجویی از دانشگاه اخراج شد و در نتیجه اختلافات قبیله ای از شهر خود فرار کرد و به ژوهانسبورگ رفت.




در آنجا مدتی در معدن به کارگری پرداخت و سپس به عنوان منشی دفتر حقوقی مشغول به کار شد و موفق شد تحصیلاتش را در رشته حقوق به اتمام رساند و از آن پس به وکالت مشغول شد.




ماندلا در مجموع سه بار ازدواج کرد. ازدواج نخست او با «اولین نتو کو میس» پس از 13 سال به دلیل اوج گیری فعالیت های انقلابی ماندلا و مذهبی بودن همسرش که موافق با بی طرفی سیاسی بود به پایان رسید. وی از همسر اولش دو پسر و یک دختر داشت. همسر دوم او «وینی مادیکیزلا ماندلا» مددکار بود. این ازدواج نیز تحت تاثیر فعالیت های سیاسی ماندلا موجب اختلافات خانوادگی شد و در زمانی که ماندلا در زندان بود، پدر وینی در منطقه خود به پست دولتی دست یافت و این امر موجب تشدید اختلافات و در نهایت طلاق آنها در 1996 شد. پس از آن ماندلا در تولد هشتاد سالگی خود با گراسا ماشل بیوه رییس جمهور اسبق موزامبیک ازدواج کرد.




مبارزات رازیانه سیاه




با ورودهلندی ها در قرن هفدهم به آفریقای جنوبی و استعمار این کشور، استعمارگران همواره خود را در موقعیتی برتر از مردم قرار می دادند و به ویژه در وجه نژادی می کوشیدند تا با تحقیر سیاهان، آنان را از دایره قدرت و ثروت حذف کنند. این تلاش در سال 1948 با پیروزی حزب ناسیونالیست که متعلق به سفیدپوستان بود رنگ سرکوب تمام عیار گرفت.








در این دوره که با قوانین آپارتاید (آپارتس در زبان آفریقای جنوبی) بازشناسی می شود، قائل به نوعی تقسیم نژادی میان سفیدپوستان، سیاه پوستان و رنگین پوستان بودند. به گونه ای که مردم را بر اساس این تفاوت نژادی از یکدیگر جدا می کردند. فشارهای اجتماعی از سوی اقلیت سفیدپوست بر اکثریت سیاه پوست مدام افزایش می یافت و غیر سفیدپوستان از اغلب حقوق انسانی محروم شدند و در بدترین و محروم ترین نواحی اسکان یافتند.




ماندلا در سال 1994 به کنگره ملی آفریقا (آ ان سی) پیوست و به سمت دبیرکلی «سازمان جوانان رزمنده» انتخاب شد. در سال 1952 به ریاست کنگره ملی آفریقا در ترانسوال و به عنوان مسئول امور داوطلبان «عملیات تخلف از قوانین غیرعادلانه» برگزیده شد. در 5 دسامبر 1956 به همراه چند نفر دیگر از مخالفان عمده آپارتاید دستگیر و به «خیانت علیه کشور» متهم شدند. سرانجام در 29 مارس 1961 به پرونده آنان رسیدگی شد و همگی از این اتهام تبرئه شدند.




ماندلا بار دیگر در سمت دبیری «شورای اقدام ملی» به فعالیت های خود علیه آپارتاید ادامه داد. این شورا در پی تشکیل یک کنوانسیون ملی بود تا از طریق آن، اتحادیه غیر نژادی به سود تمامی مردم آفریقا تشکیل شود. این شورا در ابتدا به صورت مسالمت آمیز درخواست هایی را به دولت آفریقای جنوبی ارائه داد اما بی با توجهی دولت وارد فاز جدیدی شد و در قالب آن، مردم را به اعتصابات عمومی فرا می خواند.




در چنین شرایطی چند شورش جدی در میان سیاه پوستان شکل گرفت و دولت با خشونت هر چه تمام تر این شورش ها را سکوب کرد. قتل عام شارپ ویل در سال 1960 و شورش سووتو در 1976 دو نمونه از اعتراضاتی بود که با کشتار مردم و دستگیری برخی از رهبران تا حدودی خاموش شد.








در همین زمان بود که ماندلا به نوعی مشی چریکی برای گسترش مبارزات علیه رژیم آپارتاید معتقد شد و گروه «زوبین ملت» را به منظور خرابکاری در تاسیسات دولتی راه اندازی کرد. او بعدها در رابطه با توسل به خشونت در مبارزاتش گفت: «در تاریخ ما چند قتل عام دیگر مانند شارپ ویل می توانست روی بدهد؟ تجربه ما را متقاعد کرد که شورش بهانه و امکانات نامحدودی را به منظور قتل عام کور کورانه هموطنان مان در اختیار حکومت قرار خواهد داد.




از سوی دیگر شورش دقیقا به این دلیل بود که خاک آفریقای جنوبی به خون آفریقایی های بی گناه آغشته بود و ما احساس می کردیم متعهدیم به عنوان وظیفه ای دراز مدت، مقدمات اعمال زور را به منظور دفاع از خود در برابر زور فراهم آوریم. از آنجا که وقوع جنگ اجتناب ناپذیر بود، طبعا ما مایل بودیم مبارزه در مسیر و وضعی قرار بگیرد که تا حد ممکن به سود هموطنان ما باشد و برای هر دو جناح کمترین تلفات جانی را در پی داشته باشد.»




او به منظور آگاهی و آشنایی با روش های مبارزه به خارج از آفریقا نیز سفر کرد. پلیس بر سر هر کوی و برزن به دنبال دستگیری ماندلا بود ولی او به مدت 15 ماه موفق به فرار و فریب آنان شد تا آنجا که به «رازیانه سیاه» شهرت یافته بود.




با این حال سرانجام در 5 اوت 1962 گرفتار شد و به جرم تحریک مردم به راه اندازی اعتصاب غیرقانونی و خروج از کشور بدون گذرنامه معتبر به سه سال حبس محکوم شد اما بار دیگر با بازداشت تعدادی از رهبران کنگره ملی آفریقا در ریوونیا (در شمال ژوهانسبورگ) پای او نیز به پرونده تازه ای کشیده شد و در جریان دادگاهی در سال 1963 که به «محاکمه ریوونیا» شهرت دارد، به حبس ابد محکوم و در جزیره رابن زندانی شد.




دفاعیات جسورانه وی در دادگاه که از حق آزادی مردم و ناعادلانه بودن حکومت آپارتاید با منطقی محکم سخن گفت، راه مبارزات را روشن تر ساخت اما قوانین آفریقای جنوبی به ماندلا اجازه تجدیدنظر و فرجام خواهی نمی داد و حتی وی نمی توانست مورد عفو و بخشش قرار گیرد و یا با قید ضمانت آزاد شود.




سال های زندان




ماندلای در بند به نمادی از اسارت آفریقای جنوبی مبدل شد. او کوشید از پشت میله های زندان جنبش ضد آپارتاید را رهبری کند و به این منظور با فاصله گرفتن از تفکرات چریکی دوران مبارزات در خارج از زندان، تلاش کرد تا حدودی از روش گاندی برای مواجهه با دشمن بهره ببرد. اعتصابات غیر خشونت آمیز در قالب نافرمانی مدنی بهترین روشی بود که کمترین خسارت را برای مردم و کشور به بار می آورد.








صاحبان کسب و کارهای عمده در آفریقای جنوبی اغلب سفیدپوست بودند و این اعتصابات ضربه ای جدی بر منافع آنان وارد می کرد و موجب می شد تا با سیاست های دولت در تشدید فشار و تبعیض علیه سیاهان همراهی نکنند.




در این روش هیچ کس را نمی شد به جرمی متهم کرد و همان گونه که رییس اطلاعات پلیس گفته بود: «اگر نخواهند خرید کنند چه جنایتی مرتکب شده اند؟ یک کنش توده ای است، شما چه می توانید بکنید؟ نمی توانید همه آنها را به گلوله ببندید یا همه آنها را زندانی کنید.»




البته این نافرمانی ها گاه با افزایش فشار دولت در نهایت به خشونت می انجامید ولی همین فشارها بود که توجهات جهانی را به آفریقای جنوبی جلب کرد و فشار افکار عمومی در سطح بین المللی نیز با جنبش سیاهان در داخل همگام شد و وضع زندان ها تا حدودی بهبود یافت.




چنین شرایطی موجب شد تا بارها به ماندلا پیشنهاد آزادی مشروط داده شود. زندگی تحت لوای حکومت آپارتاید و دوری از فعالیت سیاسی از جمله شروطی بود که بر سر راه آزادی وی قرار می دادند. حتی در یک مورد «بوتا» رییس جمهور وقت آفریقای جنوبی طی یک سخنرانی که در مجلس آن کشور در 31 ژانویه 1975 انجام شد، پیشنهاد آزادی مشروط ماندلا را مطرح کرد. او گفت در صورتی که ماندلا به کارگیری خشونت در مبارزات را بدون قید و شرط محکوم کند، آزاد خواهد شد. تمامی این پیشنهادات از سوی وی رد شد. او در پیامی که از زندان برای مردم فرستاده بود ضمن تاکید بر عضویتش در کنگره ملی آفریقا تا زمان مرگ، اینگونه گفته بود:




«من از شرایطی که دولت قصد دارد برای آزادی من تحمیل کند متعجب شدم. من یک فرد خشونت طلب نیستم. من به همراه همکارانم در سال 1952 به رییس جمهور وقت نامه نوشتیم و درخواست کنفرانسی برای انجام مذاکره را مطرح کردیم تا راه حلی برای وضعیت کشور پیدا کنیم اما تقاضای ما رد شد… من بسیار دوست دارم آزادی ام را به دست آورم اما بیش از هر چیز آرزوی آزادی شما مردم را دارم… تنها یک انسان آزاد می تواند مذاکره کند. کسی که زندانی است، نمی تواند قرار و پیمانی را متعهد شود و تا زمانی که من و شما مردم واقعا آزاد نباشیم تعهدی نخواهم داد.»




ماندلا در سراسر این زمان که در حدود 28 سال به طول انجامید، بر حقوق برابر سیاهان و اصل آزادی برای همه تاکید کرد. او در این ایام کوشید به جامعه ای خشونت زده که واکنشی به جز خشونت نمی دانست، آرامشی توأم با اطمینان از پیروزی تزریق کند. ماندلا جامعه ای را که می توانست از درون خشونت افسار گسیخته اش تروریسمی وحشی متولد کند به گونه ای هدایت کرد که اگر به خشونت نیز متوسل می شد، نوعی مهار شده از خشونت بود.




آزادی و ریاست جمهوری




ماندلا بالاخره در 11 فوریه 1990 با تلاش های کنگره ملی آفریقا و فشارهای بین المللی با شعار «نلسون ماندلا را آزاد کنید!» از زندان آزاد شد اما این آزادی مقارن با ممنوعیت ادامه فعالیت کنگره ملی آفریقا بود. او در سخنرانی خود در روز آزادی در کیپ تاون بار دیگر با صراحت بر مواضع خود پافشاری کرد و خط مشی مسلحانه کنگره ملی آفریقا را مورد تاکید قرار داد و آن را نوعی اقدام دفاعی دانست.








وی همچنین گفت: «مبارزه ما به لحظاتی سرنوشت ساز رسیده است. ما از مردم خود می خواهیم این فرصت را غنیمت بشمارند تا جریان حرکت به سمت دموکراسی و برابری سرعت و تداوم یابد. ما برای آزادی خود بیش از آنچه باید انتظار کشیده ایم و دیگر نمی توانیم منتظر بمانیم. حالا زمان آن است مبارزه را در تمام جبهه ها تشدید کنیم.




کاستن از شدت تلاش های مان در این مرحله اشتباهی خواهد بود که نسل های آینده قادر نخواهند بود آن را ببخشند.دورنمای آزادی که در افق پیدا است باید ما را برای مضاعف کردن تلاش های خود دلگرم و تشویق کند… حرکت ما در جهت آزادی برگشت ناپذیر است. نباید اجازه دهیم ترس مسیر ما را سد کند. تضمین حق رأی برای همه مردم در یک آفریقای جنوبی متحد دموکرات و غیرنژادی تنها راه برای تحقق صلح و هماهنگی نژادی است…»




سرانجام مبارزات جنبش ضد آپارتاید به ثمر نشست و نخستین انتخابات آزاد در آفریقای جنوبی در 27 آوریل 1994 برگزار شد. در این انتخابات کنگره ملی آفریقا اکثریت را به دست آورد و ماندلا به عنوان رهبر این کنگره نخستین رییس جمهور سیاه پوست کشوری شد که برای سال ها اقلیت سفیدپوست در آن صاحب قدرتی بلامنازع بودند.




ماندلا در کشوری که در آن انسانیت به سود نژاد عقب نشینی کرده بود زیست، مبارزه کرد و سرنوشتی دیگرگونه را برای آن طلب کرد. کشوری که اکثریت جمعیت آن تقریبا از هیچ حقوقی برخوردار نبودند. امکان کسب ثروت و شغل مناسب نداشتند. تحصیل برای آنان دشوار بود و در مدارسی با کیفیت پایین و شهریه بالا درس می خواندند و راهی در سیاست نداشتند. مردم این کشور هر روز با تحقیر و خشونت می زیستند و تاوان چیزی را می دادند که خود در ایجاد آن هیچ سهمی نداشتند.








ماندلا عمر و خانواده اش که مهم ترین سرمایه های زندگی هر انسانی هستند را در راه مبارزات قرار داد و بخش عمده حیات خود را با کیفیتی زیست که شاید کمتر انسانی را یارای آنگونه زیستن باشد و در حالی که در بند بود، آزادی کلیدواژه تفکرش بود تا آنجا که گفت: «آرمان برخورداری از جامعه ای آزاد و طرفدار برابری را گرامی داشته ام… این آرمانی است که امیدوارم برایش زندگی کنم و به آن دستی ابم. اما اگر لازم باشد، این آرمانی است که آماده ام برای آن بمیرم.»




زمانی که در قدرت قرار گرفت نکوشید تا از دشمنان دیروزش انتقام بگیرد بلکه تمام تلاش خود را برای اجرایی کردن طرح آشتی ملی به کار برد. او بخشید اما تا زمانی که در 6 دسامبر 2013 چراغ زندگی اش خاموش شد، فراموش نکرد و به یقین تاریخ نیز کوشش های او را در مسیر برابری برای انسان ها و آزادی آنها هرگز از یاد نخواهد برد.


سمیرا دردشتی

[ad_2]

لینک منبع

ابعاد و اهداف حضور نظامی روسیه در ایران

[ad_1]

ابعاد و اهداف حضور نظامی روسیه در ایران

ایران به هدفگذاری های کلان روسیه در عرصه بین الملل, بلندپروازی آن در خاورمیانه و تمایل آن به «معامله بزرگ» با غرب واقف است و به تعامل نظامی با مسکو در این مرحله نگاه «تاکتیکی» دارد که تنها در صورت تأمین منافع متقابل است که قابلیت تعمیم و توسعه را خواهد داشت


ابعاد و اهداف حضور نظامی روسیه در ایران




پس از گذشت بیش از نیم قرن از خاطره تلخ اشغال ایران توسط ارتش شوروی و خروج سربازان روس از خاک ایران پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۶) بار دیگر نظامیان این کشور با توافقی جدید پا به ایران گذاشته‌اند. اما وضعیت فعلی قابل قیاس با گذشته نیست و اهداف حضور نظامی اخیر از جنبه‌های مختلف به‌ویژه به لحاظ ماهیت دیگر گونه است. با این حال، حضور پیشین و فعلی وجه مشترکی دارد که در غلبه جنبه فرادوجانبه و در ارتباط این دو حضور با تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی قابل بررسی است. همچنانکه تهران در تعامل با روسیه به دنبال تحقق اهدافی در این دو سطح است، مسکو نیز طی این همکاری اهدافی را در این سطوح منظور دارد.


هرچند، ضرورتاً همه اهداف روسیه در تعارض با اهداف ایران نیستند و از جمله راهبرد مسکو برای مقاومت در برابر توسعه‌طلبی غرب در راستای اهداف تهران است، اما بعضاً در همین اهداف مشترک نیز نقاط اختلافی و در سایر موارد تباینات مشهودی وجود دارد که در نوشتار دیگری به این موضوع پرداخته شده است.[۱] با این ملاحظه، در مرحله جدید همکاری با روسیه که با اجازه بی‌سابقه استقرار بمب‌افکن‌های روس در همدان همراه شده و پیامدهای خاص خود را خواهد داشت، نگاه دقیق‌تر به اهدافی که مسکو را به این تعامل سوق داده خالی از فایده نخواهد بود؛




– بزرگنمایی ناکامی سیاست غرب در خاورمیانه و تقویت برگه‌های چانه‌زنی


غربی‌ها یکی راه‌کارهای موثر برای تضعیف روسیه و پوتین را شکست طرح‌های سیاست خارجی مسکو و بزرگنمایی این شکست‌ها می‌دانند. کرملین دقیقاً با همین منطق و با تلاش برای تحقق اهداف خود در عرصه خارجی و هم‌زمان اثبات شکست سیاست غرب و افول هژمونی آن از یک سو، به دنبال تقویت موقعیت داخلی و مشروعیت خود و از سوی دیگر، ارتقاء جایگاه روسیه و افزایش توان ‌چانه‌زنی و امتیازگیری آن از غرب است. در این راستا، روسیه با تعمیق تعاملات نظامی با ایران به عنوان یک نیروی ضدهژمون در خاورمیانه، ضمن تقویت کارت‌های خارجی خود به غرب نشان می‌دهد که گزینه‌های مختلفی برای پیشبرد اهداف خود دارد. طبیعی است که تعامل با ایران تنها برگ روسیه نیست، اما ابزارها و گزینه‌های بیشتر در شرایطی که هم در بین خود غربی‌ها و هم میان موتلفان منطقه‌ای آنها افتراق مشهودی به وجود آمده و قادر به پیشبرد اهداف خود نیستند، امتیازی مغتنم برای روسیه محسوب می‌شود.


در همین ارتباط آقای لاوروف ضمن رد انتقادات امریکا از همکاری نظامی اخیر روسیه با ایران، تأکید کرد که مسکو همچنان به بندهای توافق شده با آقای کری پایبند است و همکاری میان نهادهای اطلاعاتی و نظامی روسیه و امریکا برای حل بحران سوریه ادامه خواهد یافت.[۲] با اتکاء به این گزینه‌ها توان چانه‌زنی مسکو برای متقاعد کردن غرب به تعامل با روسیه نه تنها در موضوع خاص سوریه، بلکه برای سهم‌گیری در سایر موضوعات نیز افزایش خواهد یافت. هرچند ارتباط دادن استفاده روسیه از پایگاه هوایی همدان به سایر موضوعات شاید چندان منطقی نباشد، اما تأمل در مورد هم‌زمانی این تحول با تنش اخیر میان اوکراین و روسیه در شبه‌جزیره کریمه که به باور مسکو با تحریک غرب انجام شده، خالی از فایده نیست.




– موازنه ژئوپولیتیکی و پیشبرد اندیشه « قدرت بزرگ» روسیه


در بازی صفر ژئوپولیتیکی خاورمیانه هرگونه بسط ژئوپولیتیکی روسیه به معنی قبض ژئوپولیتیکی غرب خواهد بود. از این منظر، تعامل نظامی با ایرانِ ضدغربی اهمیت خاصی برای مسکو در موضوع توازن ژئوپولیتیکی در خاورمیانه دارد، چرا که حضور نظامی روسیه در ایران به معنی توسعه فرصت‌های نظامی و دامنه تأثیر ژئوپولیتیکی آن در منطقه است. تعمیق تعامل با ایران در تقویت منطقه حائل در جنوب روسیه در برابر تهاجمات ژئوپولیتیکی غرب و گوشزد این مهم به قدرت‌های غربی که مسکو منافع ژئوپولیتیکی خود را به راحتی قابل معامله نمی‌داند و از ابزارهای مختلف برای حفظ آنها استفاده خواهد کرد، نیز موثر است. اما در کنار این هدف‌گذاری‌های سلبی، بن‌مایه‌هایِ ایجابی تلاش برای معرفی روسیه به عنوان متوازن‌کننده غرب و ارتقاء آن به جایگاه یک «قدرت بزرگ» در خاورمیانه و عرصه بین‌الملل نیز مشهود است.


در همین ارتباط، تحلیل‌گران روس اقبال کشورهای مختلف منطقه از ایران تا ترکیه، عربستان، اردن، مصر و … به تقویت روابط با مسکو را نشانه عملی تقویت موقعیت روسیه قلمداد می‌کنند. اما تأکید روسیه بر «موقعیت برتر» و نقش «جریان‌ساز» خود نقطه اختلاف آن با ایران است. در این رویکرد، «شرکای منطقه‌ای» تنها در تأمین بخشی از اهداف روسیه موثر هستند و تعامل «بزرگ» با قدرت‌های «بزرگ» از جمله با امریکا برای مدیریت امور خاورمیانه به عنوان بخشی از فرآیند حکومت‌مداری جهانی ترجیح داده می‌شود. هرچند اظهارنظرهای ولادیمیر ژیرینوفسکی، رئیس حزب «لیبرال دموکرات» روسیه تأثیر عملی بر سیاست‌های کرملین ندارد، اما اشاره او به اینکه ایران و ترکیه در صورت تمایل می‌توانند با مشارکت با روسیه «شوروی جدید» را تشکیل دهند،[۳] بیانی صریح از اهداف بلندپروازانه روسیه و تأکید بر نقش برتر و جریان‌ساز آن است.




– تجربه جدید از ائتلاف‌سازی منطقه‌ای خارج از «سی‌ای‌اس»


هرچند روسیه در ایجاد روندها منطقه‌ای (نهاد) در حوزه «سی‌ای‌اس» به طور نسبی موفق بوده و با توسل به ابزارهای مختلف و حتی به زور توانسته نقش مدیریتی خود را حفظ نماید، اما یکی از ضعف‌های عمده آن در سیاست خارجی عدم توان این کشور به ائتلاف‌سازی است. طی سال‌های اخیر مسکو با تشدید تلاش‌های خود در قالب‌های فرامنطقه‌ای از جمله شانگهای و بریکس بر آن بوده تا این ضعف را ترمیم کند، اما دستاورد آن ناچیز بوده و مزایای حاصله از این قالب‌ها با مزایایی که رقبای غربی مسکو از ائتلاف‌های منطقه‌ای خود می‌برند، قابل مقایسه نیست. بر این اساس، هرچند تعاملات فزاینده منطقه‌ای روسیه با ایران، سوریه و عراق نمی‌تواند به عنوان «ائتلاف» یا «محور» تفسیر شود، اما تا به همین مرحله می‌تواند تجربه جدیدی برای مسکو در یارگیری‌های منطقه‌ای باشد.


اگر روند رو‌به‌توسعه این روابط ادامه یابد و آن طوری که مسکو انتظار دارد، سایر کشورها از جمله ترکیه و عراق به مواضع روسیه نزدیک‌تر شوند، شکل‌بست محور روسی را باید با تأمل بیشتری بررسی کرد (هرچند موانع بسیاری در این زمینه وجود دارد). بعید نیست که استفاده روسیه از پایگاه هوایی همدان آغازی بر حملات هوایی روسیه به اهداف داعش در عراق باشد. این تحول به حتم گامی به جلو در تقویت روابط مسکو با بغداد خواهد بود، به‌ویژه در شرایطی که غربی‌ها به راحتیِ گذشته حاضر به حمایت نظامی و ارائه سلاح به عراق نیستند. مسکو امیدوار است با موفقیت در این همکاری‌ها اعتماد سایر کشورهای منطقه و حتی کشورهای خارج از خاورمیانه را جلب کرده و به محور خود وارد نماید یا حداقل اینکه، شماری از متحدان غرب را از مدار آن خارج کند.




– نمایش قدرت و تمرین نظامی


مقامات روس تصریح دارند که در آینده تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی تشدید خواهد شد و روسیه باید تقویت نظامی را به صورت جدی‌تری در دستور قرار دهد. هرچند این کشور در تولید تجهیزات نظامی جدید به موفقیت‌هایی دست یافته و توانمندی‌های نظامی قابل اعتنایی دارد، اما در زمینه تمرینات عملی نظامی و مواجهه با شرایط واقعی جنگی ضعف‌های مشهودی نسبت به رقیب غربی خود دارد. غربی‌ها طی سال‌های اخیر در یوگسلاوی، افغانستان، عراق، لیبی و … آمادگی نظامی، توان مدیریت جنگ، تجهیزات و نظامیان خود را آزموده و کارآمدی آنها را ارتقاء داده‌اند. با همین منطق، روسیه بر آن است تا از فرصت مغتنمی که بحران سوریه و داعش در اختیار آن قرار داده‌اند، حداکثر استفاده را برای آزمایش سلاح‌های جدید، تقویت آمادگی و ارتقاء مهارت‌های نظامی خود ببرد. در این بین، استقرار نظامی در ایران شرایط پیچیده‌تری برای روسیه هم به لحاظ مدیریت یک عملیات بزرگ و هم به لحاظ لجستیکی فراهم می‌آورد تا توانمندی‌های آن در عرصه واقعی‌تری به آزمون گذاشته شوند.


از این منظر، شاید روسیه نیاز حیاتی به استفاده از بمب‌افکن‌های نیمه‌سنگین از خاک ایران نداشته باشد، چرا که اساساً جنگ جاری در سوریه کاملاً متقارن نیست و در داخل شهرهایی با جمعیت غیرنظامی بالا در جریان است (از جمله حلب و رقه که هم‌اکنون جمعیتی غیرنظامی بالغ بر ۲۵۰ هزار نفر دارند). در این شرایط استفاده از راکت‌های نقطه‌زن نسبت به بمب‌های پرتابی با تخریب بالا ارجحیت دارند که تجهیزات متناسب با آن در پایگاه حمیمیم موجود است. حتی اگر نیاز به بمب‌افکن‌های نیمه‌سنگین و زیرساخت‌های آن باشد، روسیه همچنانی که پیشتر نشان داده از توان و امکانات کافی برای ساخت فرودگاه و انتقال تجهیزات به سوریه برخوردار است و می‌تواند در مدت کوتاهی این امر را محقق کند. لذا، به نظر می‌رسد یکی از اهداف اصلی حضور نظامی آن در ایران هم تمرین ائتلاف و هم تمرین نظامی است. در این بین، روسیه در کنار ارزیابی توانمندی‌های نظامی خود فرصتی نیز برای نمایش تجهیزات نظامی خود پیدا کرده و راه فروش آنها به مشتریان جدید را هموارتر می‌کند.




نهایتاً اینکه تأکید مقامات تهران به اینکه اجازه به روسیه برای استفاده از پایگاه هوایی همدان صرفاً «در موضوع» (سوریه) است، حکایت از احتیاط و وقوف آنها به جوانب منطقه‌ای و بین‌المللی اهداف روسیه دارد. صرفه‌نظر از اینکه تعامل نظامی با روسیه جانب احتیاط بیشتری می‌طلبد، رویکرد طرفین به تعمیق روابط نشان می‌دهد که در دو کشور برداشت واقعبینانه‌تری در مقایسه با گذشته از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها یکدیگر به وجود آمده است. مسکو این مهم را دریافته که تهران به ابزاری برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای آن تبدیل نخواهد شد و تنها با تعامل برابر و لحاظ منافع متقابل است که می‌تواند به توسعه بلندمدت این روابط امیدوار باشد. ایران نیز به هدفگذاری‌های کلان روسیه در عرصه بین‌الملل، بلندپروازی آن در خاورمیانه و تمایل آن به «معامله بزرگ» با غرب واقف است و به تعامل نظامی با مسکو در این مرحله نگاه «تاکتیکی» دارد که تنها در صورت تأمین منافع متقابل است که قابلیت تعمیم و توسعه را خواهد داشت.




منابع و پی‌نوشت‌ها


[۱]. برای اطلاع بیشتر ر ک به؛


نوری، علیرضا (اسفند ۱۳۹۵) “بررسی امکان همکاری استراتژیک میان ایران و روسیه”. مجموعه مقالات. زیر نظر؛ حسین عسگریان. انتشارات موسسه مطالعات ابرار معاصر تهران. صص ۶۰-۳۳.


[۲]. Лавров сравнил с поиском блох реакцию США на Ту-۲۲МЗ в Иране (август ۱۷, ۲۰۱۶). rbc.ru. HTML: http://www.rbc.ru/politics/۱۸/۰۸/۲۰۱۶/۵۷b۴۵d۷e۹a۷۹۴۷۵۹b۵e۹۴۷۰۰(واکنش لاوروف به بهانه گیری امریکا در مورد استقرار توپولوف های ۲۲ام۳ در ایران – ۱۷ اوت ۲۰۱۶)


[۳]. Жириновский предложил создать новый СССР с Ираном и Турцией (июля ۲۱, ۲۰۱۶). Лента.Ру. HTML: https://lenta.ru/news/۲۰۱۶/۰۷/۲۱/brandnewussr/ (پیشنهاد ژیرینوفسکی برای ایجاد شوروی جدید با ایران و ترکیه – ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۶)


علیرضا نوری


منبع: iranreview.org

[ad_2]

لینک منبع

مرثیه ای برای پرستش

[ad_1]

مرثیه ای برای پرستش

امروز در تلگرام دیدم تبلیغ هیتلر پرستی به لیست پرستش ها اضافه شده است


نوشته بیست و یکم فرودین ماه ۱۳۹۵


از : کرگدن خودم




مرثیه ای برای پرستش




پرستش به مستی است…






امروز در تلگرام دیدم تبلیغ هیتلر پرستی به لیست پرستش ها! اضافه شده است.


شاید دیر دیده ام اما باز دیده ام . همین دیدن خوب است.ببینیم.


دیدنی تر این که عکس سگی بود و جناب مستطاب هیتلر که هیچ نقشی در کشتار این همه انسان نداشته!،دستی به نوازش بر سر سگ و عکاس هم اتفاقی آنجا بود !


آن جا می گفتند:”حیوان دوست داشته و تازه در گروه “وگان” هم گفته شد که خام خوار بوده !


این سرور ارجمند چگونه می تونسته این همه کشتار کنه!معلومه که آشویتس هم نبوده همش دروغه سیزده و آوریله!!!”




چندی پیش در گروه اساتید دانشگاه ها نیز،دیدم که آرم هیتلر هم به لیست آرم پرستی ها اضافه شده است .


خوب است که کم نداریم برای پرستش مگر ما چه کم داریم از هند با این همه خدا!


فقط کمی تا قسمتی فرق داریم با هند.همان گونه که می دانیم و بارها گفته شده، فقط سه کشور اسرائیل و هند و مغولستان در این نفت کده! دموکراسی دارند و بس.




دوست ما می گفت:چون هیتلر پدر آریائی ماست باید او را بپرستیم . من هم که زود قانع می شوم گفتم چشم.


بله البته “چشم” بهمراه “تو خوبی” تنها سلاح من است .


سلاح دستِ،دوستِ دوست ماست.




استاد هم کم نداریم که در راه تبلیغ هستند.


اساتید مستقر در فضای مجازی چند تخصص دارند:


دانشجوی سال آخر رشته بسیار دم دست مدیریت،حالا تا دکترا هم داریم.


انواع لیسانس و استاد داریم که مدیریت دولتی! مدیریت صنایع و مدیریت بازرگانی هستند.


مدیر دولت ! مان که حقوق خوانده،مدیر صنایع مان هم صنایع نخوانده و مدیر بازرگانی ما هم تازه مسلمان شده ای است که سالهاست خودش و برادرش که رفته آن دنیا،بر بازرگانی این مملکت هیکل خود را انداخته است .


خیلی هم عاشق چین است و حتی چشمانش به تنگی همان چینی ها شده است .


البته معلم مقطع راهنمائی تاریخ هم داریم که خودش را باستان شناس ارشد معرفی می کند.






سالها در حال استخدام اشخاص بودم. بیشتر بیکاره ها،فارغ تحصیل همان سه رشته بالا بودند باور کنید همه را در بخش تکثیر و بایگانی وبا حداکثر پارتی بازی دربخش بیمه استخدام می نمودم.




یادم می آید رئیس کل روابط عمومی یک وزارتخانه که پیشتر با من دوست! بود، شخصی را معرفی نمود که الان مسئول دفتر شخص مهمی است که البته الان وی مرا تحویل نمی گیرد.


همین دوستمان که الان مرا تحویل نمی گیرد مهندس بود. بله مهندس کشاورزی!


خیلی دلم می خواهد یک بار شخصی که واژه مهندس را به صنعت ! کشاورزی داده ببینم . بله فقط ببینم. فکر بد نکنید.


بپرسم کشاورزی ما،با این همه مهندس نابود شد ؟




مانند سازمان محیط نیست!مان با این همه متخصص! که همه فعالیت این متخصصان شده خبرنگاری حوزه محیط زیست و در کانال ها و فضای مجازی حرف های عاشقانه و لطیف می زنند.




البته پرستش هیتلر بسیار محتاطانه در حال وقوع است برای مثال آرم مسجدی در نطنز را چسبانده اند به صلیب شکسته سرور هیتلر!


حتی گفته شده که خادم مسجد در حال ثبت این آرم در یونسکو است!




به همان دوست مهندسمان می گفتم چرا بیکاری می گفت از بس افغان در ایران مشغول بکار شده اند.البته با هزار نفرین می گفت.


همین دوستان که می گویند چرا در کشورهای اروپائی نژادپرستی هست خودشان در حال ترویج فرهنگ هیتلر پرستی هستند.




دوستان؛ایران دوستی با ایران پرستی تفاوت دارد.ایران را دوست بداریم نه این که بپرستیم همین کارها را کردیم که آبروی جد و آباد کورش بزرگ را بردیم.




درتمام گروه ها که کم هم نیستند یک کتاب تاریخی را به چند بخش تقسیم می کنند و دائم انتشار می دهند. آن چنان می نویسند که همه آن نوشته را خوانده اند.


همچنان است فخر فروشی همیشگی ایشان.




البته بیشتر مواقع همراه با فوروارد کردن متن،چندین استیکر عاشقانه هم به گونه ای اشتباه ارسال می شود!


البته همیشه کاسبان کورش نشان هم تشریفشان را دارند. مغازه هائی باز کرده اند و مشغول تدریس کفش شناسی سربازان دوره نخست! سلجوقیان هستند.




البته کم نیستند نفراتی که بار نخست گول خوردنشان هست و مشتری ایشان هستند.




مثل اون دوستمون که دوستِ دوستِ احمدی شد و تمام فعالیت ها و کتک خوردن های ما را به نام خود در کتابی انتشار داد که البته فروشی نداشت .




شخصی بود به نام پشنگ.سال ۸۴ که من کورش کورش می کردم می گفت:امیرجان کورش کبیره،بزرگه اما با نسل ما تفاوت سنی داره با هم تفاهم نداریم.نمی فهمیدم که حرفش چیست؟ دردش چیست؟


من می گفتم ۵۰ سال کار داریم او می خندید.الان او می خندد و من می گریم و می گویم با این اوضاع و احوال ۵۰۰ سال کار داریم.




تازه یاد هیتلر افتاده اید !؟




صد رحمت به گور کمونیست ها،سوسیالیست ها.روشون نمیشه حرف مارکس رو بزنند حرف استالین رو که اصلا،حتی توده ای ها سخنی از او نمی گویند .


در نشستی، استادی می گفت خود مارکس،خودش رو کمونیست نمی دانست. از استاد اقتصاد کمونیست داخلی بالاتر؟ حرف کمونیست رو نمی زند خیلی آرام از روسیاه دفاع می کند.


گفتم روسیاه،یاد روسیه افتادم مطلبی که داره منو می کشه اینه که یه استاد روسی ! شیعه رو چسبانده بود به روسیاه!




بخوانید نوشته آلکساندر دوگین، اندیشه پرداز ملی گرایان روس:




همبستگی با شیعه ها و نبرد علیه اسلامگرایانی که دشمن مشترک ما هستند – در سوریه، عراق، یمن، بحرین و در کل همه جا – وظیفه و دین روسی ماست. ائتلاف روس و شیعه نه تنها ژئوپلیتیک است، بلکه از ریشه های اعتقادی واحدی برمی آید. عربستان سعودی را باید از بین برد. این یک فتوای اورآسیایی است. درود بر روان شهید شیخ نمر النمر”.




البته بهمراه یک عکس با ۱۴ معصوم !




حالا تمام اساتید اون سه تا رشته،شده اند طرفدار روسیاه. در یک اتاق از قراردادهائی که روسیاه بدبختمون کرده می گذرند در اتاق دیگر،می گویند پیروزی های چشمگیر ارتش ظفرمند روسیه!




از یک طرف از طلاهای غیب شده زمان مصدق می گذرند در اتاق دیگر برای همان خانم ها که بار اولشان هست! از عکس های سلفی با مصدق می گویند.




مطلب دیگر این که همین دوستان،مبارزه اساسی ! با پان ترک ها دارند.




من فقط یک بار با یک پان ترک گفتگو کردم دیدم هرچه می گویم او به زبان دیگر طفره می رود. می گفت حکومت شما! پارس ها! به ما ظلم کرده. باید جدا بشویم! برویم پیش اجدادمون!


من می گفتم به کرد و لر بختیاری و … ظلم نشده؟ این مردمان چرا آرزوی جدائی ندارند؟


فهمیدم که می فهمد و می گوید نمی فهمم.


بعد سایت amirparizad.com رو هک کرد و بعد از چند سال هم، حکومت سایت رو فیلتر کرد.




وقت خودم را برای این نفرات به هدر نمی دهم.




اما این دوستان تمام پزشان این است که ما با پان ترک ها مقابله داریم و اخبارمان هم بروز هست و همان خانم ها،باز هستند.




یک پان ترک هم می آید در گروه، ۵۰۰ تا استیکر فحش و غیر فحش به هم می دهند و گروه باطل می شود و تمام.




ضمنا تا فرصت هست باید یادی کنم از دوستانی که سال آخر رشته علوم سیاسی! را می گذارنند وخود را علامه دهر می دانند و در گروه ها به من فحش می دهند .


دوست عزیز شما در دانشگاهی رشته علوم سیاسی را تحصیل می کنید که علوم سیاسی در آن اموزش داده نمی شود.




ضمنا بدان، شما هم خوبی.


ضمنا بدان، این طرفداری های یواشکی ! شما،فقط در ایران کورش نشان بی در و پیکر،آزاد است.یه وقت رفتی تایلند،آنجا استیکر هیتلر نشان ندهی.


ضمنا بدان، در همه دنیا بجز ایران طرفداری از هیتلر زندانی دارد .




در پایان برای دوستانی که حمله را بزودی آغاز خواهند نمود روشن می کنم که از نوجوانی طرفدارآلمان بوده ام،فقط فوتبال تیم های آلمانی رو پیگیری می کنم به این نشونی که همین الان بایرن،اشتوتکارت رو برد.


دولت اتریش می خواهد خانه هیتلر را خریداری نماید تا طرفدارانش در آنجا تجمع نکنند.


عاشق کلام مرکل هستم،آلمانی هم کمی تا قسمتی بلدم اما از هیتلر و آرمش به دلیل کشتار انسان های بی دفاع منزجرم.


بحث با پان ترک ها را بیهوده می دانم. بزرگ نمائی کورش را مخرب می دانم و اما فقط به خاک پای او و فردوسی تعظیم می کنم و آن ها که باید بدانند می دانند که تلاش هایم برای کورش بزرگ چه بوده است .




اما این ره که تو می روی به بیراهه است و خواست ایران ستیزان.




به سلامت…


امیر پریزاد


http://www.sarzaminjavid.com

[ad_2]

لینک منبع

وارداتی‌های جدید بازار را بشناسید

[ad_1]

وارداتی های جدید بازار را بشناسید

واردات خودرو به کشور براساس آخرین آماری که از سوی رئیس کل گمرک اعلام شده است, در پنج ماه ابتدایی امسال به ۴۸ هزار دستگاه رسیده است


واردات خودرو به کشور براساس آخرین آماری که از سوی رئیس کل گمرک اعلام شده است، در پنج ماه ابتدایی امسال به ۴۸ هزار دستگاه رسیده است.


این میزان واردات خودرو در حالی است که به گفته مسعود کرباسیان بسیاری از این خودروها که حجم موتور آنها زیر ۲۵۰۰ سی‌سی است؛ به ثبت سفارش‌های پیش از اردیبهشت سال ۹۲ مربوط می‌شود. این تعداد خودرو وارداتی که بسیاری از آنها به ثبت سفارش‌های سال گذشته مربوط می‌شوند، در حالی در پنج ماهه ابتدایی امسال وارد کشور شده‌اند که به نظر می‌رسد واردات آنها نتیجه مستقیم «تشکیل کارگروه تسهیل ترخیص خودرو» باشد. به عقیده رئیس کل گمرک «خودرو کالای طبقه متوسط جامعه است و برای تسهیل در ترخیص این‌ نوع کالا کارگروه‌هایی در گمرک تشکیل شده‌است تا ترخیص خودروهای زیر ۲۵۰۰ سی‌سی سرعت گیرد.» با این تفاسیر و با کنار هم گذاشتن دیدگاه رئیس کل گمرک برای تسهیل ترخیص کالایی مانند خودرو و سیاست دولت برای واردات خودرو به منظور ایجاد رقابت در صنعت خودرو، کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند روند واردات خودرو تا پایان سال کاهشی نباشد.


۴۸ هزار دستگاه خودرویی که در پنج ماهه ابتدایی امسال وارد کشور شده‌اند، رشدی ۱۸۵ درصدی را نسبت به واردات خودرو در همین بازه زمانی در سال گذشته نشان می‌دهد. اگرچه این میزان رشد از نظر برخی مسوولان نگران‌کننده و به زیان صنعت خودرو کشور است، اما از سویی به نظر می‌رسد واردات خودرو در این حجم می‌تواند تلنگری باشد به خودروسازان برای تلاش بیشتر برای به روز کردن محصولاتی که از نگاه مشتریان تکراری و بی‌کیفیت هستند.


اما این تعداد خودرو وارداتی در حالی به مرزهای کشور وارد شده‌اند که محصولات کره جنوبی بیشترین سهم از بازار وارداتی‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. پس از کره‌ای‌ها این ژاپنی‌ها هستند که وارد بازار ایران می‌شوند. چینی‌ها نیز اخیرا محموله‌های زیادی را راهی ایران کرده‌اند تا سهمی در بازار خودروهای وارداتی کشورمان داشته باشند. در نهایت این اروپایی‌ها هستند که با محصولات لوکس خود بخشی از بازار وارداتی‌ها را تشکیل می‌دهند. اما واردات خودرو در حالی با رشدی چشمگیر به کشور همراه بوده است که خبر می‌رسد چند محصول جدید در راه بازار هستند. به گفته فعالان حوزه واردات برخی خودروهای وارداتی به تازگی وارد بازار شده‌اند و ثبت سفارش برخی مدل‌ها نیز آزاد شده است که به معنای ورود آنها به بازار در آینده‌ای نزدیک است.


مشخصات وارداتی‌های تازه‌وارد


بنز ای ۲۵۰ محصولی است که در لیست خودروهایوارد شده به کشور می‌توان مشاهده کرد. حجم موتور این خودرو ۲۱۰۰ سی‌سی است. جعبه دنده این خودرو اتوماتیک و ۷ دنده است و در سیکل ترکیبی ۸ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر بنزین مصرف می‌کند. دیگر محصولی که به تازگی وارد بازار شده‌ است از شاخه لوکس تویوتا، یعنی لکسوس است. لکسوس جی‌اس ۲۵۰ یک سدان لوکس و بزرگ است که حجم موتور آن ۲۵۰۰ سی‌سی است. این خودرو در سیکل ترکیبی ۹/۸ لیتر بنزین مصرف می‌کند و ۶ دنده اتومات دارد. تویوتا کرولای جدید نیز محصولی است با حجم موتور ۱۷۰۰ که دارای جعبه دنده اتوماتیک و ۴ دنده است. این خودرو در سیکل ترکیبی ۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف بنزین دارد. تویوتا کمری هیبریدی نیز که خودرویی برقی است به زودی وارد کشور خواهد شد. اما محصولاتی که ثبت سفارش آنها آزاد شده است و به گفته فعالان بازار به زودی وارد بازار می‌شوند، شامل محصولاتی از اپل آلمان، ام‌جی و شرکت سانگ یانگ کره است. بر همین اساس دو محصول اپل آسترا و اپل کورسا که تاییدیه‌های ورود آنها به کشور در خرداد ماه سال جاری نهایی شده بود، به زودی راهی بازار خواهند شد. شنیده‌ها حاکی از آن است که اپل آسترا در دو مدل سدان و هاچ‌بک با موتورهای ۱۴۰۰ و ۱۶۰۰ سی‌سی و با جعبه دنده اتوماتیک وارد مرزهای کشور شده‌اند. اپل کورسا نیز با اتاق قدیمی خود و در دوحجم موتوری ۱۴۰۰ و ۱۲۰۰ سی‌سی و با جعبه دنده دستی به زودی وارد خیابان‌ها می‌‌شود این خودرو با اتاق جدید تا چند ماه دیگر در اروپا وارد بازار خواهد شد. کارشناسان قیمت این دو مدل را چیزی بین ۱۴۰ تا ۱۶۰ میلیون تومان پیش‌بینی می‌کنند. واردات مدل‌های موکا و آدام نیز با موتورهای ۴/۱ لیتری و اینزگنیا با موتور ۰/۲ لیتری توربو در دستورکار شرکت توان خودرو جی است.


ام‌جی۳ نیز دیگر خودرویی است که به تازگی وارد کشور شده است. تولید این هاچ‌بک که بعد از ورشکستگی روور در سال ۲۰۰۵ متوقف شد، با ناجی‌گری شرکت SAIC چین مجددا در سال ۲۰۰۸ آغاز شد. ام‌جی ۳ نسل دوم این خودرو است که در سال ۲۰۱۱ در چین و در سال ۲۰۱۳ در انگلستان معرفی شد. موتور این خودرو که ابعاد آن در اندازه فورد فیستا است، ۱۵۰۰ سی‌سی است و جعبه دنده پنج سرعته دستی آن نیز می‌تواند صفر تا ۹۶ کیلومتر را در ۴/۱۰ ثانیه شتاب‌گیری کند.


دیگر تازه‌وارد بازار خودرو شاسی‌بلند کره‌ای کوراندو خواهد بود. این خودرو که محصولی از کره جنوبی است، شاسی بلند به روز شده سانگ‌یانگ است که از چراغ‌های جلوی جدید و سپر جلوی بازطراحی شده به همراه چراغ‌های عقب به روز شده بهره می‌برد.حجم موتور این خودرو ۲۰۰۰ سی‌سی است. شتاب این تازه‌وارد کره‌ای با استفاده از جعبه دنده دستی ۹/۹ ثانیه برای رسیدن از صفر به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت است.طبق آخرین شنیده‌ها، دو مدل از خودرو ایتالیایی آلفارومئو نیز در حال اضافه شدن به مدل‌های فعلی بازار هستند. اگرچه مشخصات جزئی از این دو مدل جدید در دست نیست اما گفته می‌شود یکی از این دو مدل با موتور جدید و دیگری با اتاقی جدید در آینده‌ای نه چندان دور وارد کشور خواهند شد. این دو مدل استانداردهای لازم برای ورود به کشور را گذرانده اند و در حال طی کردن سایر مراحل اداری برای ورود به کشور هستند.

[ad_2]

لینک منبع

رنجی که از میادین مشترک می​بریم

[ad_1]

رنجی که از میادین مشترک می​بریم

بخش عمده ای از ذخایر نفت و گاز ایران به سان ثروتی میان ایران و همسایگانش در میادین مشترک قرار گرفته است میادین مشترک به میادینی گفته می شود که از نظر موقعیت جغرافیایی در خشکی یا در دریا, بخشی از ذخایر نفت و گاز از خط مرزی ایران با دیگر کشورها گذشته و در آن سوی مرزها قرار گرفته است


بخش عمده‌ای از ذخایر نفت و گاز ایران به سان ثروتی میان ایران و همسایگانش در میادین مشترک قرار گرفته است. میادین مشترک به میادینی گفته می‌شود که از نظر موقعیت جغرافیایی در خشکی یا در دریا، بخشی از ذخایر نفت و گاز از خط مرزی ایران با دیگر کشورها گذشته و در آن سوی مرزها قرار گرفته است.




بدیهی است به خاطر سیال بودن جریان نفت و گاز، مرزبندی میادین مشترک مانند مرزهای سیاسی روی کره زمین امکان پذیر نیست و این چنین است که برداشت مشترک، قاعده میادین مشترک می شود. براساس این قاعده هر کشوری بیشتر بتواند از حجم میادین مشترک برداشت کند، برنده ماجراست. حتی اگر این برداشت، به ته کشیدن کل نفت و گاز موجود در میدان منجر شود، باز هم حق با کسی است که با سرمایه گذاری بیشتر در امر استخراج، برداشت بیشتری داشته است.




این چنین است که ماجرای میادین مشترک نفتی و گازی ایران به قصه ای پرغصه و افسوس تبدیل می شود. افسوس از این که به ده ها دلیل و از همه مهم تر سهل انگاری در سرمایه گذاری های لازم، برداشت ایران از میادین مشترک نفتی و گازی اش کمتر از کشور رقیب است و این یعنی این که من به چشم خویشتن دیدم که مالم می رود…




این میادین ۲۸ گانه




ایران از کشورهایی است که میادین متعدد مشترک نفتی و گازی با همسایگانش دارد. میادین مشترک در طیف متنوعی در کشور پراکنده شده اند، اما بیشتر آن در نوار غربی و جنوبی کشور تا آب های گرم دریای عمان قرار گرفته است. براساس اطلاعات موجود ایران ۲۸ میدان مشترک نفتی و گازی دارد. از این تعداد ۱۸ میدان نفتی، چهار میدان گازی و شش میدان دارای ذخایر نفت و گاز توأمان است. شرکت ملی نفت ایران تاکنون تولید از بیش از ده میدان مشترک نفت و گاز را آغاز کرده، اما تولید از ۱۸ مخزن مشترک هنوز آغاز نشده است.




میادین نفتی و گازی مشترک ایران در خشکی و دریا واقع شده است. از ۲۸ میدان مشترک، ۱۵ مخزن در آب های گرم خلیج همیشه فارس و ۱۳ مخزن در خشکی آرمیده است.




مطابق مرزهای غربی و جنوبی ایران با کشورهای عربی، بیشتر میادین مشترک ایران نیز با این کشورها هم مرز است . عراق با ۱۲ میدان مشترک در راس همسایگان مشترک هیدروکربوری ایران قرار دارد. پس از آن امارات با هفت مخزن، عربستان سعودی با چهار مخزن، قطر با دو مخزن و کشورهای عمان، کویت و ترکمنستان هر یک با یک مخزن قرار گرفته اند.




از ماه من تا ماه گردون




همان گونه که گفته شد، مهم ترین موضوع در میادین مشترک نفتی و گازی، برداشت هر چه بیشتر از مخزن با اعتبار سرمایه گذاری در امر اکتشاف و استخراج است. با این همه چاره ای نیست که اعلام شود، حجم برداشت ایران از این میادین مشترک کمتر از همسایگان است.




براساس آخرین اطلاعاتی که شرکت ملی نفت ایران در سال ۸۹ در این باره منتشر کرده و اطلاعات جدیدتر، تاکنون در دسترس نیست، مثلا برداشت عربستان از چهار میدان نفتی مشترک با ایران، بیش از ۱۰ برابر ایران است. به عبارت دیگر عربستان روزانه ۴۵۰ هزار بشکه منابع هیدروکربور برداشت می کند، اما برداشت ایران فقط ۴۲ هزار بشکه در روز است. حتی عراق نیز در برداشت از میادین مشترک بیش از دو برابر از ایران جلوتر است. این کشور از ۱۲ میدان مشترک نفتی با ایران روزانه ۲۹۵ هزار بشکه برداشت می کند حال آن که برداشت ایران روزانه ۱۳۰ هزار بشکه بیشتر نیست.سایر میادین نفتی و گازی مشترک ایران نیز چنین وضعی دارند، بماند که برداشت ایران از برخی میادین مشترک، مانند لایه نفتی پارس جنوبی که با قطر مشترک است، صفر است. حال آن که طرف قطری روزانه ۴۵۰ هزار بشکه نفت استخراج می کند. همچنین ایران هنوز کار اکتشاف و استخراج از برخی میادین مشترک تازه کشف شده در دریای خزر، مانند میدان سردار جنگل را به طور ملموس و قابل توجه شروع نکرده و گزارشی هم از آن در دست نیست.




سهل انگاری در اوج توانمندی




کارشناسان دلایل متنوعی را برای کمبود برداشت ایران از میادین مشترک نفتی و گازی عنوان می کنند که از تحریم تا کمبود پول و سرمایه و فناوری و نوع قراردادهای نفتی ایران گسترده است.




اما اصلی ترین علت این موضوع در کم توجهی مزمن خلاصه می شود که نمود بارز آن را می توان در حوزه گازی پارس جنوبی به عنوان بزرگ ترین میدان مستقل گازی جهان مشاهده کرد.




این میدان زمانی کشف و بهره برداری از آن آغاز شد که از تحریم و کمبود سرمایه خبری نبود. غول های بزرگ نفتی و گازی جهان نیز در ایران قرارداد داشتند و مشغول به کار بودند. بر اساس آمارهای موجود در هشت سال گذشته نیز حدود ۴۴ میلیارد دلار سرمایه به پارس جنوبی تزریق شد اما حتی یک فاز جدید آن نیز به بهره برداری نرسید.




این ​چنین است که گازهای ایران توسط طرف قطری برداشت شده و به جای آن یک لبخند تحویل ایران می شود. البته مدتی است که زمزمه برداشت زودهنگام و جهشی از میادین مشترک، توسط وزارت نفت آغاز شده است اما اکنون که کشور با کمبود سرمایه، فناوری، تحریم و عدم حضور شرکت های نفتی صاحب سبک مواجه است، باید امیدوار بود و فقط امیدوار بود که هر چه زودتر به برداشت یکطرفه منابع نفتی و گازی ایران از سوی کشورهای رقیب پایان داده شود.




آزادگان، پتانسیلی بزرگ و تقریبا دست نخورده




میدان نفتی آزادگان ـ که دارای دو بخش شمالی و جنوبی است ـ یکی از بزرگ ترین میادین نفتی جهان است که سال ۱۳۷۶ کشف شده و در محدوده ای به وسعت ۲۰ در ۷۵ کیلومتر در یکصد کیلومتری غرب اهواز و منطقه ای به نام دشت آزادگان واقع شده است. این میدان نفتی که در بخش عربی ـ عراق ـ از آن با نام مجنون یاد می شود، براساس تحقیقات و لرزه نگاری های موجود حدود ۳۳ میلیارد بشکه نفت خام با ضریب بازیافت ۶ درصد را در خود جای داده است. این در حالی است که سال ۱۳۷۸ نیز لایه جدیدی در آن میدان به ظرفیت ۲.۲ میلیارد بشکه کشف شده است.




بخش شمالی این میدان با مساحتی حدود ۴۶۰ کیلومترمربع در حدود ۱۲۰ کیلومتری (غرب اهواز و غرب رودخانه کارون) در منطقه مرزی مشترک ایران و عراق واقع شده است. با توجه به اطلاعات و آماری که وزارت نفت اعلام کرده، تولید نفت در بخش جنوبی این میدان نفتی از سال ۱۳۷۸ با ظرفیتی حدود ۲۵ هزار بشکه آغاز شده و هم اکنون به میزان تقریبی ۵۰ هزار بشکه در روز ادامه دارد.




این شرایط در حالی است که توسعه میدان آزادگان در سمت عراق توسط غول نفتی رویال داچ شل با سرعت هرچه تمام تر انجام می شود و این کشور کمپانی های نفتی چینی ازجمله شرکت ملی نفت چین را به همکاری طلبیده است. عراق از شهریور سال ١٣٩۲ تنها از میدان مجنون ـ که بخشی از میدان آزادگان جنوبی محسوب می شود ـ روزانه ۱۸۵ هزار بشکه نفت استخراج کرده و امیدوار است این میزان را بزودی به ۴۰۰ هزار بشکه در روز برساند.




میدان نفتی آزادگان همان طور که یکی از بزرگ ترین میادین نفتی جهان شناخته شده، تاکنون یکی از خبرسازترین میادین نفتی مشترک ایران با کشورهای همسایه نیز بوده است. هرچند این نوع اخبار مربوط به مناقشات مالکیتی نبوده و در این زمینه تقریبا مشکلی وجود ندارد، اما بحث توسعه و بهره برداری در این میدان همواره یکی از اصلی ترین مناقشات داخلی کشورمان شناخته شده که تازه ترین آن، اخراج شرکت چینی سی ان پی سی از منطقه یاد شده از سوی وزیر نفت به دلیل کارشکنی های متعدد و وقت کشی بوده که باعث عقب ماندن کشورمان در برداشت از این میدان مشترک شده است.




البته این اخراج ها در میدان نفتی آزادگان مسبوق به سابقه است. اوایل سال ۲۰۰۱ میلادی شرکت ژاپنی اینپکس برای بهره برداری از این میدان انتخاب شد و با امضای قراردادی روند اداری انجام این پروژه صورت گرفت، اما با فشارهای مستقیم و غیرمستقیم آمریکا بر ژاپن و وضع برخی تحریم های بین المللی یکجانبه علیه ایران، این شرکت ژاپنی از این میدان خداحافظی کرد تا این که دولت ایران برای ادامه انجام کار به دنبال شرکای روسی یا هندی رفت که این روند هم با دخالت های ناجوانمردانه آمریکا به نتیجه نرسید تا این که پای چین به میادین نفتی ایران بخصوص میدان آزادگان با تمام ویژگی هایش باز شد.




هرچند آمریکا نتوانست چین را رسما از حضور در این میدان نفتی منصرف کند، اما با توجه به فشارهای بین المللی و البته کارشکنی ها و وقت کشی های متعددی که شرکت چینی طرف قرارداد ایران در این میدان داشت، در نهایت بیژن زنگنه اقدام به اخراج و خلع ید این شرکت چینی از مهم ترین میدان نفتی جهان کرد.




جالب است که شرکت چینی با گذشت مدت زمان زیادی که در ایران مشغول کار شده از مجموع ١٨٥ حلقه چاهی که باید براساس برنامه در فاز نخست توسعه این میدان به بهره برداری می رساند، فقط هفت حلقه چاه حفاری کرده، همچنین در حالی که پیمانکار چینی طرح (CNPCI) طبق قرارداد به استقرار ٢٥ دکل حفاری در این میدان سال ۲۰۱۴ میلادی ملزم شده بود، فقط برای افزودن یک دکل حفاری در این میدان مشترک برنامه ریزی کرد.




با این حال طرح جامع توسعه جدید میدان نفتی آزادگان جنوبی در دو فاز تعریف شده است که در فاز نخست توسعه، تولید٣٢٠ هزار بشکه نفت در روز و ١٩٧ میلیون فوت مکعب گاز پیش بینی و مقرر شده است این میزان تولید با حفر ١٨٥ حلقه چاه، ٥٢ ماه پس از تصویب طرح جامع تجدیدنظر شده توسعه میدان محقق شود. بر این اساس، افزایش تولید نفت این میدان به روزانه ٦٠٠ هزار بشکه نیز در فاز دوم توسعه میدان مدنظر قرار دارد. این در حالی است که حداکثر میزان استخراج نفت ایران از این میدان مشترک ۵۰ هزار بشکه در روز گزارش شده است.




هرچند اهمیت این میدان نفتی ـ گازی مشترک بین ایران و عراق برای کشورمان از بابت وجود ذخایر عظیم کربوهیدراتی در این مخزن مطرح است، اما با توجه به پیرشدن برخی چاه های نفت در ایران این میدان جوان با توجه به ظرفیت های بالقوه ای که دارد می تواند به عنوان یکی از امیدهای صنعت نفت کشورمان برای حفظ تولید روزانه و ارتقای جایگاه ایران در اوپک نیز مطرح باشد.




میدان نفتی سلمان (ساسان)




میدان نفتی سلمان یا همان ساسان قدیمی ایران یکی از میادین نفت و گاز بسیار غنی در آب های خلیج همیشه فارس و در محدوده جزیره لاوان واقع است. براساس قوانین بین المللی مالکیت ۷۰ درصد از آن متعلق به ایران و ۳۰ درصد باقیمانده در اختیار امارات متحده عربی قرار دارد.




ابعاد این میدان نفتی مشترک ایران و امارات تقریبا ۱۱ کیلومتر در ۱۴ کیلومتر برآورد شده است. براساس آمارهای ارائه شده، سلمان دارای ۴۴ حلقه چاه نفتی و ده حلقه چاه گازی است. اگر بخواهیم اوضاع کشورمان در استخراج نفت و گاز در این میدان مشترک گازی را برآورد کنیم، درمی یابیم اوضاع کشورمان دربرداشت از بخش نفتی این میدان مشترک بسیار مناسب تر از محصول گازی آن است و براساس برخی شواهد برداشت گازی در حد صفر است.




در مطالعات اولیه از این میدان نفت و گاز مشترک بین ایران و امارات متحده عربی، برآورد شده بود این میدان حدود ۴.۵ میلیارد بشکه نفت را در خود جای داده در صورتی که به دلیل شرایط زمین شناسی این مخزن، فقط ۱.۶ میلیارد بشکه از آن قابل استخراج است و با توجه به استخراج هایی که تاکنون در این میدان صورت گرفته تنها نیم میلیارد بشکه از ذخایر نفتی میدان سلمان باقی مانده است. از سوی دیگر سهم ایران از این میدان نفتی ۴.۶۷ درصد برآورد شده است.




در بخش ایرانی میدان نفتی سلمان ۴۲ حلقه چاه نفتی حفر شده که از این تعداد چاه ۲۵۰ هزار بشکه مایعات هیدروکربوردار استخراج می شود و با توجه به ترکیب مواد خارج شده از این چاه ها تنها ۵۰ درصد نفت به دست می آید و براساس آمار روزانه ۶۰ هزار بشکه نفت از این میدان نفتی استخراج شده است. در حالی که کشور امارات عربی متحده از میدان ابوالبخوش (نام عربی سلمان) روزانه ۴۰ هزار بشکه نفت از ۷۰ حلقه چاه به دست می آورد و تاکنون در مجموع ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از میدان یاد شده به دست آورده است.




میدان نفتی دهلران




میدان نفتی دهلران گرچه براساس اطلاعات اولیه به طور کامل درداخل مرزهای خاکی کشورمان قرار گرفته بود، اما مطالعات نهایی پس از خاتمه جنگ تحمیلی بیانگر آن است که بخش هایی از میدان نفتی دهلران داخل خاک عراق قرار دارد و همین موضوع باعث بروز اختلافاتی میان دو کشور شده است.




میدان نفتی مشترک دهلران در ۲۲ کیلومتری شهری با همین نام واقع شده است. براساس مطالعات تخصصی طول و عرض این میدان به ترتیب ۴۸ و ۸ کیلومتر تعیین شده و دارای ۴۲۱۲ میلیون بشکه نفت خام و حدود ۶۳۵ میلیون مترمکعب گاز طبیعی است.




این میدان نفتی سال ۱۳۵۱ شمسی کشف شد و با حفر یک حلقه چاه بهره برداری از آن آغاز شد. میدان نفتی دهلران دارای نفتی با ۴۳.۳ درجه API و ۲.۷ وزنی گوگرد بوده و تاکنون در مجموع ۲۳ حلقه چاه در آن حفر شده است. در این بین از ۲۳ چاه حفر شده تعدادی به دلیل مشکلات حفاری متروکه شده اند.




در بخش ایرانی این میدان نفتی مشترک هم اکنون ۱۲ حلقه چاه مشغول به کار است که روزانه ۲۴ هزار بشکه نفت را به صنعت نفت کشورمان تحویل می دهد این در حالی است که با توجه به مشترک بودن این میدان نفتی با ابوغریب در کشور عراق و سرمایه گذاری های گسترده شرکت های خارجی در این میدان نفتی در خاک عراق، لزوم توسعه و البته انجام امور تحقیقاتی هرچه بیشتر بر هیچ کس پوشیده نیست، چون در غیر این صورت میزان برداشت کشور عراق بیشتر از ایران یا مالک اصلی این میدان خواهد شد و این اتفاق ارمغانی بجز زیان مالی و ملی برای ایران به دنبال نخواهد داشت.




اسفندیار؛ آماده استارت




اسفندیار نام یکی دیگر از میادین مشترک نفتی میان ایران و کشور عربستان است که در بخش عربی از آن به نام میدان نفتی لؤلؤ یاد می شود و سال ۱۳۴۵ شمسی توسط شرکت آیپک در تاقدیس اسفندیار کشف شد. این میدان نفتی در ۹۵ کیلومتری جنوب غربی جزیره خارک قرار گرفته و با توجه به بررسی های لرزه نگاری و طرح نقشه های سه بعدی حاوی ۵۳۲ میلیون بشکه نفت خام درجا با درجه سبکی ای. پی. آی ۳۰ به عنوان یکی از پرمتقاضی ترین محصولات نفتی در بازار های جهانی است.




هرچند براساس شواهد هنوز هیچ یک از طرفین در این میدان نفتی اقدام به برداشت نکرده اند ولی با توجه به شتاب برداشت نفت از میادین مشترک از سوی شرکای ایران،بی تردید عربستان نیز پس از امضای قرارداد با کنسرسیومی خارجی بزودی مشعل برداشت نفت را از میدان یاد شده روشن می کند و هر روز کمتر از روز قبل نفت برای بخش ایرانی باقی خواهد گذاشت. این در حالی است که در بخش ایران برسر طرح های توسعه یا بهره برداری اما و اگرهای فراوانی وجود داشته و دارد و شرکت های خارجی بسیاری در این میدان آغاز به کار کردند اما در نهایت هنوز برداشت نفتی از این میدان صورت نگرفته است.




این در حالی است که براساس قراردادهای موجود مقرر است با توسعه میدان اسفندیار و سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیون یورویی در آن، روزانه ۱۲ هزار بشکه نفت استخراج و روانه بازارهای بین المللی شود؛ اما ظاهرا اسفندیار هنوز برای ایران دستاوردی نداشته و درگیر کاغذبازی های توسعه ای و تعیین سرمایه گذار است.




با این اوصاف و کاهش نسبی تحریم های غرب علیه ایران و بازشدن جریان پول و فناوری بالادستی نفتی به سوی ایران انتظار می رود وزارت نفت به سرعت این میدان را تعیین تکلیف کند.




میدان نفتی- گازی هنگام برگ برنده ایران




تنها میدان نفتی ـ گازی مشترک ایران با کشور عمان که در استان هرمزگان و تنگه هرمز قرار گرفته میدان نفتی هنگام یا بوخای غربی نام دارد. این میدان نفتی گازی سال ۱۳۵۴ شمسی توسط شرکت سوفیران کشف و پس از تائید وجود هیدروکربور در منطقه معلوم شد میزان دو تریلیون مترمکعب گاز نیز در این میدان موجود است.




در این میدان مشترک نفتی ـ گازی باز هم اختلافاتی میان دو کشور ایران و عمان وجود داشته، اما با توجه به این که حدود ۸۰ درصد آن در آب ها و مرز بین المللی ایران واقع شده است این گونه می توان گفت که کمترین مشکل بین دو کشور در این میدان گازی رخ داده، چون پس از اکتشاف هر دو کشور شروع به برداشت زودهنگام از مخزن نفتی گازی هنگام کرده و در این زمینه به فعالیت های توسعه ای نیز دست زده اند. برآورد شده است میزان برداشت زودهنگام نفت ایران از این مخزن روزانه ۲۰ هزار بشکه و در بخش گازی ۴۰ میلیون فوت مکعب بوده است. در حالی که عمان به دلیل شرایط جغرافیایی مخزن توانسته در این میدان تنها ۱۰ هزار بشکه نفت استخراج کند. محصولات گازی و نفتی ایران از این میدان مشترک با استفاده از خط لوله برای تفکیک اولیه به جزیره قشم انتقال داده می شود و در نهایت بازهم با استفاده از خط لوله برای صادرات یا مصرف داخلی به جزیره سیری می رود. با توجه به اهمیت تولید محصولات نفتی و گازی این میدان نفتی ـ گازی برای ایران و البته کیفیت بالای نفت سبک استخراج شده ایران از آن، لزوم اجرای طرح های توسعه و سرمایه گذاری های بیشتری در آن مشاهده شد و با استفاده از تجارب داخلی و البته سرمایه گذاری های خارجی، در سال ۱۳۹۰ مقام های مسئول از جلوافتادگی ۵ درصدی ایران نسبت به عمان در برداشت از این میدان خبر داده و ظرفیت برداشت روزانه ایران را با اتمام طرح های توسعه چیزی حدود روزانه ۳۰ هزار بشکه نفت در روز اعلام کردند در حالی که عمان تنها حدود ده هزار بشکه نفت از هنگام به دست می آورد.




میدان نفتی نصرت؛ دوقلوهای مشترک




میدان نفتی نصرت در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی جزیره سیری قرار گرفته است. نصرت نیز یکی از میادین مشترک نفتی در آب های خلیج فارس است که با میدان نفتی فاتح کشور امارات ذخایر مشترکی را در خود جای داده است.




میدان نصرت سال ۱۹۶۶ از سوی شرکت نفت ابوظبی کشف و تولید از آن ازسال ۱۹۶۹ به وسیله این امیرنشین آغاز شده است. در حالی که اولین چاه اکتشافی ایران در سال ۱۳۶۰ توسط شرکت نفت فلات قاره در این میدان حفاری و بهره برداری ایران از این میدان از سال ۱۳۶۵ بااستفاده از فشار طبیعی داخل مخزن آغاز شد.




براساس آمار، متوسط تولید میدان نصرت سال ۱۳۷۰، ۳۳۰۰ بشکه در روز بود و کل تولید نفت خام آن در پایان سال ۱۳۸۰ حدود ۳۱ میلیون بشکه رسید. با توجه به کاهش حجم تولید و البته با درنظر گرفتن ۱۸۸ میلیون بشکه حجم نفت خام در جای میدان نصرت، سال ۱۳۸۹ طرحی به منظور افزایش تولید، ارزیابی و توسعه این میدان نفتی مشترک در قالب قرارداد بیع متقابل تعریف شد که هدف آن افزایش تولید نفت خام و دستیابی به حداکثر تولید ۱۶ هزار و ۴۵۰ بشکه نفت در روز بود. اما احتمالا طرح افزایش تولید میدان مشترک نفتی نصرت با غیراقتصادی شدن آن منتفی شده است، چراکه به گفته یکی از مدیران شرکت فلات قاره ۹۸ درصد برداشت از این میدان به دلیل تزریق آب از سوی طرف اماراتی، منتفی و تنها ۲ درصد ذخایر نفت آن قابل برداشت است.




به گفته مقامات وزارت نفت، هزینه حفر یک چاه چه در میدان نصرت و چه در دیگر میادین دیگر حدود ۳۵ میلیون دلار است و با توجه به این که هزینه های تولید برای همه میادین نفتی یکسان است، بهتراست به جای سرمایه گذاری در این میدان در همه میادین مشترک (مثل هنگام، فروزان و سلمان) که تولید آنها بیشتر از میدان نصرت است، سرمایه گذاری شود.




میدان نفتی – گازی فروزان




میدان نفتی ـ گازی فروزان که قبل از پیروزی انقلاب به نام فریدون شناخته می شد یکی دیگر از میادین مشترک نفت و گاز ایران با کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس است و در منطقه خارک و صد کیلومتری جنوب غربی این جزیره است. این میدان در عربستان به نام منطقه نفتی و گازی مرجان شناخته می شود و برداشت از آن در عربستان تقریبا از اواخیر دهه ۶۰ میلادی آغاز شده است.




میدان نفت و گاز فروزان براساس اسناد موجود سال ۱۳۴۵ شمسی (۱۹۶۶ میلادی) با ذخیره نفت درجای دو میلیارد و ۳۰۹ میلیون بشکه توسط شرکت پان آمریکن کشف شد و تقریبا از اوایل دهه ۵۰ به چرخه تولید نفت کشورمان افزوده شد و بیشترین میزان برداشت ایران از میدان فروزان مربوط به سال ۱۹۷۸ با ۱۸۰ هزار بشکه نفت در روز بوده است.از آنجا که تقریبا بیش از چهار دهه از عمر فعالیت این میدان می گذرد، در سال های گذشته قرار شد طرح های توسعه و تجهیز گوناگونی در آن صورت گیرد و با اجرای آن در این میدان مشترک سهم برداشت نفت و گاز ایران به میزان قابل توجهی افزایش یابد، اما بنا به گزارش های رسمی هنوز این طرح ها به نتیجه نرسیده اند و میزان برداشت عربستان از این میدان نفت وگاز ۹ برابر بیشتر از ایران یعنی حدود ۴۰۵ هزار بشکه در روز است.




در همین حال یکی از امتیازات ویژه نفت استخراج شده از این میدان که باعث معروف شدن نام فروزان در میان بیشتر خریداران بین المللی شده است، میزان درجه آ.پی. آی (API) بسیار مناسب نفت استخراجی از آن یعنی در حدود رقم ۳۰ تا ۳۱ است. به روایت بسیاری از کارشناسان مسائل نفتی، این میزان درجه آ. پی. آی یکی از بهترین درجات برای نفت خام و پرتقاضاترین محصول در بازارهای بین المللی است، این در حالی است که میدان فروزان از لحاظ تجهیزات نیز سنگین ترین سکوی شش پایه را نیز به خود اختصاص داده و نامش همچنان در صدر بازارهای بین المللی نفت و گاز قرار گرفته است.




پارس جنوبی؛ وعده های شیرین دولت




بزرگ ترین میدان گازی جهان به نام پارس جنوبی در آب های گرم خلیج همیشه فارس بین کشورمان و قطر به صورت مشترک قرار گرفته است. هر چند میزان قابل ملاحظه ای از این میدان داخل مرزهای قطر قرار دارد، اما مهم ترین امتیاز در بخش ایرانی وجود نفت وگاز با یکدیگر است چون بخش عربی آن که به نام گنبد شمالی از آن یاد می شود حاوی مقادیر کمی نفت و بیشتر گاز است. این میدان عظیم گازی در اوایل سال ۱۹۹۱ میلادی کشف و از سوی قطر برای نخستین بار سال ۱۹۹۷ میلادی گاز آن به خارج صادر شد.




مساحت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر مربع تعیین شده که ۳۷۰۰ کیلومتر مربع آن در آب های سرزمینی ایران و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع آن در آب های سرزمینی قطر قرار دارد. کل حجم گاز قابل برداشت میدان به همراه میعانات گازی، معادل ۲۳۰ میلیارد بشکه نفت خام است.




این در حالی است که ذخیره بخش ایرانی میدان ۱۴ تریلیون مترمکعب گاز درجا و ۱۰ تریلیون مترمکعب گاز قابل برداشت و ۱۷ میلیارد بشکه میعانات گازی (۹میلیارد بشکه قابل برداشت) است که باوجود این پارس جنوبی ۵۰ درصد ذخایر گازی ایران و ۸ درصد از ذخایر گازی جهان را در خود جای داده است، اما ذخیره بخش قطری میدان ۳۷ تریلیون مترمکعب گاز درجا و ۲۶ تریلیون مترمکعب گاز قابل برداشت و ۳۰ میلیارد بشکه میعانات گازی (۱۰میلیارد بشکه قابل برداشت) است که معادل ۹/۹۹ درصد ذخایر گازی قطر و ۲۱ درصد ذخایر گازی جهان است.




این میدان نفتی و گازی که تقریبا توان تامین انرژی مورد نیاز ۱۰درصد از جمعیت کره زمین را دارد همواره محل بحث و گفت وگو بین مسئولان و کارشناسان نگران ایرانی بوده است. البته نه برای مالکیت و تعیین حدود مرزی آن بلکه برای میزان برداشت و نحوه استحصال از ذخایر این منبع عظیم گازی جهان؛ چون مدت هاست که ایران دربرداشت گاز از رقیب خود قطر عقب افتاده است.




برداشت ایران و قطر




در حالی که قطر با سرعت هرچه تمام تر با استفاده از تمام امکانات خود در برداشت از میدان گازی و نفتی پارس جنوبی اقدام می کند، ایران هنوز مشغول تعیین تکلیف یا اخراج پیمانکاران داخلی و خارجی مستقر در میدان یاد شده و فراهم کردن سرمایه فعالیت، فناوری و نظارت بر بهبود اجرای فازهای ۲۴ گانه تعریف شده است. به عبارت بهتر کاهلی و کندی و تنبلی و بی مدیریتی در برداشت از این میدان، ایران را از قطر عقب انداخته و مصداق بارز ضرب المثل: «من از بیگانگان هرگز ننالم، که با من هر چه کرد، آن آشنا کرد» شده است.




براساس اطلاعات و آمار اعلام شده از سوی سازمان های معتبر بین المللی، ایران تقریبا روزانه ۲۸۵ میلیون مترمکعب گاز این مخزن را استخراج و برای استفاده های داخلی و خارجی به خطوط انتقال ارسال می کند در حالی که قطر در همین زمان ۳۷۰ میلیون مترمکعب از گاز پارس جنوبی را به بازارهای جهانی روانه می کند. در تازه ترین اظهارنظر داخلی از این دست نیز مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس رسما اعلام کرده ایران نصف قطر از این میدان برداشت می کند.




در همین حال اگر از بحث ذخایر گازی این میدان بزرگ جهانی بگذریم به بحث استخراج منابع نفتی پارس جنوبی خواهیم رسید که در این باره هم شرایط تقریبا برهمین منوال است و باز هم نشان های گسترده ای از عقب افتادگی ایران در تولید نفت دیده می شود. به طوری که براساس آمار ارائه شده از سوی وزارت نفت در حالی که تولید ایران از لایه نفتی این میدان مشترک هنوز به هدف اولیه ۳۵ هزار بشکه نرسیده که قطر با حفر ۱۶۰ حلقه چاه تقریبا روزانه ۵۰۰ هزار بشکه نفت سنگین از این میدان که در کشور قطر به عنوان الشاهین از آن یاد می شود، استخراج می کند. رسانه ها از این رویداد به عنوان خیمه عربی در منابع نفتی ایران یاد کرده اند.




این اتفاق زمانی رخ می دهد که با یک حساب سرانگشتی درمی یابیم اگر ایران می توانست طبق برنامه در پارس جنوبی توسعه های لازم را انجام دهد با صادرات گاز طبیعی برداشت شده از این میدان نیازی به صادرات نفت نداشت، چون درآمد برداشت ۱۰۰ میلیون مترمکعبی گاز از این میدان می توانست تمامی نیازهای ارزی ایران را تامین کند.




اخبار خوش دولت یازدهم




روند لاک پشتی توسعه این میدان عظیم گازی جهان در ایران هرچند باعث افزایش نگرانی های گسترده ای در میان مسئولان بوده و مدیران، بخصوص مدیران نفتی دولت نهم و دهم با وجود صرف ۴۴ میلیارد دلار بودجه در این میدان که به بهره برداری از حتی یک فاز منجر نشده است، اکثر مشکلات را به کارشکنی های غرب علیه ایران نسبت می دهند، اما به دلیل برطرف شدن ابرهای تیره از آسمان روابط ایران و غرب، دولت یازدهم وعده های شیرینی برای این میدان عظیم مشترک میان ایران و قطر می دهد؛ به صورتی که در آخرین اظهار نظر بیژن زنگنه، وزیر نفت، با توجه به برنامه های تدوین شده در این میدان عظیم گازی، ایران ظرف سه سال آینده می تواند از قطر در زمینه برداشت گاز پیشی گرفته و گذشته تیره و تار را جبران کند. امید که این گونه باشد.




میدان آرش؛ مشترک میان ۳ کشور




یکی از پرحاشیه ترین میادین مشترک نفتی و گازی کشورمان در آب های خلیج فارس میدان آرش نام دارد. این میدان میان ایران، کویت و عربستان سعودی مشترک است و همواره درباره قدرالسهم هر یک از کشورهای نام برده شده مشکلاتی وجود داشته است.




میدان نفتی ـ گازی آرش که در میان کشورهای عربی به «الدوره» شناخته می شود به طور کلی حدود ۷۰ کیلومترمربع وسعت دارد که ۵ درصد از آن به طور کامل در مرزهای کشورمان قرار گرفته و بقیه در نقطه صفر مرز آبی میان سه کشور است. براساس مطالعات اولیه در این میدان مشخص شده میزان گاز موجود در آن به یک میلیارد مترمکعب و میزان نفتش ۴۵۰ میلیون بشکه است و با توجه به سهم کشورمان از این میدان مشترک، این گونه می توان گفت که سهم گازی ایران از میدان آرش ۷۰ میلیون بشکه میعانات گازی و ۴۲ میلیون بشکه نفت خواهد بود. تاکنون برداشت کشورمان بسیار ناچیز بوده و شرکای عرب با تمام قدرت مشغول برداشت از آن هستند.مناقشات ایران، کویت و عربستان بر سر میدان آرش راه به جایی نبرد تا جایی که سال ۲۰۰۰ میلادی دو کشور عربی توانستند بر سر میدان الدوره میان خود به توافق برسند و از آن زمان به بعد بدون در نظر گرفتن سهم قابل ملاحظه ایران از این ذخایر، یک طرفه دست به اکتشاف در منطقه زدند و برآورد می شود از این رهگذر، برداشت حدود یک میلیارد مترمکعب گاز و تقریبا ۳۵۰ هزار بشکه نفت برای مالکان الدوره به ارمغان آورده شود.نمونه اصلی کارشکنی دو کشور عربی درباره سهم ایران در این میدان مشترک، مناقشات سال ۲۰۰۱ میلادی بود که کویت با شکایت کردن از ایران مانع از اکتشاف و انجام هر گونه عملیات از سوی کشورمان در آب های این میدان مشترک شد. ایران نیز به مقامات بین المللی در این زمینه شکایت نامه ای ارسال کرد، اما از آن تاریخ تاکنون همواره کارشکنی های دو کشور عربی یاد شده مانع از انجام عملیات اکتشاف و استخراج بدون دردسر برای کشورمان بوده است.




یادآوران؛ میدانی که استثناست




میدان نفتی ـ گازی یادآوران برای اولین بار سال ۱۳۵۷ با عملیات لرزه نگاری کشف و وجود ذخایر قابل توجه هیدروکربور در آن محرز شد. این میدان نفتی که در گذشته از آن با نام کوشک یاد می کردند جزو حوزه نفتی مرکزی و زاگرس است و از ترکیب دو میدان طاقدیس حسینیه و کوشک تشکیل شده است. طاقدیس حسینیه در ناحیه دزفول شمالی و طاقدیس کوشک در جنوب شرق ساختمان آزادگان و جنوب غرب اهواز، نزدیک مرز ایران و عراق قرار گرفته است. گسترش این میدان از نظر جغرافیایی از شمال به جنوب و از شرق به غرب تعیین شده است.




حجم نفت در جای این میدان مشترک نفتی که در مجاورت میدان نفتی سنباد عراق قرارگرفته حدود ۱۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون بشکه برآورده شده که از این میزان تقریبا سه میلیارد بشکه آن قابل استحصال است.




این در حالی است که از سال ۱۳۹۱ با تولید زودهنگام از این میدان تقریبا روزانه ۲۰ هزار بشکه نفت استخراج شده است. این در حالی است که در صورت محقق شدن اجرای طرح های توسعه این میدان تولید از یادآوران به میزان ۳۰۰ هزار بشکه در روز خواهد رسید.




اما علاوه بر ذخایر عظیم نفتی با توجه به اکتشافات صورت گرفته حدود ۱۳ تریلیون فوت مکعب گاز همراه نفت نیز در این میدان وجوددارد که مایعات گازی آن تقریبا به ۲ میلیارد بشکه خواهد رسید. از این میزان نیز ۲.۷ تریلیون فوت مکعب گاز و ۳۹۷ میلیون بشکه میعانات گازی قابل استحصال و استفاده است. این در حالی است که براساس اطلاعات و آمار ارائه شده از سوی کشور عراق تا سال ۲۰۱۳ میلادی، این کشور نتوانسته از میدان یاد شده برداشتی داشته باشد و به این ترتیب ایران با وجود تمام مشکلات از جمله کم کاری های پیمانکار چینی و کارت زرد گرفتن وی از وزیر نفت، پیشگام در توسعه و برداشت میدان نفتی یادآوران بوده است؛ موردی که در میان دیگر میادین نفتی و گازی یک استثنا محسوب می شود!




برادران فرزاد هم بلاتکلیفند




میدان مشترک گازی فرزاد A و فرزاد B که به برادران فرزاد نیز مشهور است، در آب های خلیج همیشه فارس قرار گرفته و میان ایران و عربستان مشترک است. از این میدان گاهی در نقشه ها و مستندات نفت و گاز به نام های فارس (A) و فارس (B) نیز یاد می شود.




براساس اطلاعات موجود این میدان گازی به دو بخش فرزاد A(در ۱۵۰ کیلومتری جنوب غربی بوشهر) و فرزاد B با کمی فاصله از فرزاد A تقسیم می شود که بخش کوچکی از فرزاد A در مرزهای آبی کشورمان قرار دارد، اما روایت فرزاد B یا همان فارس B کاملا متفاوت است، چون عمده ذخایر این میدان گازی به ایران تعلق دارد و بخش کوچکی از آن در آب های عربستان سعودی واقع شده است. به طور کلی روند ساختمان فرزاد A به صورت شمال شرقی ـ جنوب غربی است در حالی که روند ساختمان فرزاد B به​صورت شمال غربی ـ جنوب شرقی شکل گرفته است. مطالعات نشان می دهد میدان گازی فرزاد (B) دارای ۱۲.۵ تریلیون فوت مکعب گاز است. اما از حجم ذخایر فرزاد (A) که در عربستان به آن میدان گازی «حصبه» می گویند زیاد اطلاعاتی در دست نیست.زیرا بررسی و ارزیابی آن به طور جدی آغاز نشده است. البته عملیات اکتشاف و ارزیابی میدان یاد شده از سال ۱۳۹۰ با حفر اولین چاه توصیفی آغاز شد، ولی با شروع به کار دولت یازدهم و به دستور وزیر نفت قرارداد کنسرسیوم هندی، مالزی و کانادایی لغو شد.




اما در فرزاد B موضوعی کاملا متفاوت رخ داد و از آنجا که قرارداد توسعه و بهره برداری بیع متقابل این میدان با هندوستان بسته شده بود، بارها ایران طی اولتیماتوم های مختلف از هند خواست تا درباره انجام قرارداد با حداکثر سرعت زمانی اقدام کند که به دلیل تحریم های یکجانبه غرب علیه ایران این اتفاق رخ نداد. براساس قرارداد هند باید طی سه فاز توسعه ای ظرفیت تولید این میدان را به ۲.۲ میلیارد فوت مکعب می رساند که ظاهرا هنوز در این زمینه اتفاق خاصی رخ نداده است و روند کار بلاتکلیف است.




میدان مشترک نفت شهر




میدان مشترک نفت و گاز نفت شهر که بین کشورهای ایران و عراق مشترک است، سال ۱۹۲۳ میلادی در تاقدیس شهری با همین نام کشف و به نام نفت شاه معروف شد. این میدان جزو یکی از میادین مشترک واقع در خشکی است و در فاصله صد کیلومتری شمال غرب ایلام و ۲۲۵ کیلومتری جنوب غرب کرمانشاه قرار گرفته و از سال ۱۳۱۵ با به نفت رسیدن چاه معروف شماره ۱۳ استخراج از آن رسما آغاز شد.




گرچه تاسیسات استخراج از میدان نفت شهر در دوران دفاع مقدس خسارات فراوانی دید، اما هم اکنون به عنوان تنها میدان نفتی در حال تولید استان کرمانشاه با ذخیره ای بالغ بر ۶۹۲ میلیون بشکه و شش چاه مشترک میان دو کشور و ۲۵ حلقه چاه در خاک ایران، فعالیت می کند.




این در حالی است که در کلاهک گازی این میدان مقادیر زیادی گاز طبیعی ذخیره شده است. طبق اطلاعات موجود درجه خلوص نفت حاصل از این میدان ۴۲ درصد بوده که پس از فرآورش، شیرین سازی و نمک زدایی به تلمبه خانه پاطاق سپس به پالایشگاه کرمانشاه می رسد.




از سوی دیگر با توجه به آمار منتشر شده از سوی وزارت نفت، ایران در این منطقه روزانه حدود ده تا ۱۵ هزار بشکه نفت تولید می کند، اما اطلاع دقیقی از میزان برداشت نفت در بخش عراقی در دست نیست. اما بد نیست بدانیم در مجموع، تولید نفت ایران در میادین مشترک با کشور عراق حدود ۱۴۰ هزار بشکه است، اما عراق از همین میادین حدود ۳۰۰ هزار بشکه نفت استخراج می کند.




در طول تاریخ تولید نفت در این منطقه، همواره مناقشات زیادی در میدان یادشده میان دو کشور ایران و عراق صورت گرفته است به عنوان مثال در طول سال های ۵۱ تا ۵۳ شمسی ارتش عراق ۷۵ بار برای تصرف این منطقه اقدام کرد، اما موفق به تصرف منطقه نفتی مذکور نشد.




میدان گازی سردار جنگل




میدان گازی سردار جنگل از میادین گازی بسیار مهم ایران در شمال کشور در بخش انتهایی استان گیلان و در آب های دریای خزر ثبت شده که بنابر اطلاعات مندرج در اسناد رسمی، این میدان گازی میان ایران و کشور آذربایجان به صورت مشترک قابل بهره برداری است.




این میدان گازی که بزرگی آن ده برابر میدان گازی شاه دنیز در کشور آذربایجان شناخته شده در عمق ۷۰۰ متری دریای خزر است که ۲۴ کیلومتر طول و ۱۶ کیلومتر عرض دارد.




میدان گازی سردار جنگل در سال ۱۳۸۰ شمسی کشف شد، اما مدارک و آمارهای نهایی در این زمینه یک دهه پس از اکتشاف آن ارائه شد که بر این اساس میدان گازی سردار جنگل ۵۰ تریلیون فوت مکعب ذخیره درجای گاز دارد و پیش از این سهم ایران در این میدان گازی حدود ۱۱ تریلیون فوت مکعب گاز اعلام شده بود.




اما براساس آمار و تائید سازمان های معتبر این میدان ذخیره عظیمی از لایه نفتی نیز دارد که میزان آن حدود دو میلیارد بشکه تعیین شده است؛ ولی فقط ۵۰۰ میلیون بشکه نفت آن قابل استخراج است.




این در حالی است که آزمایشات انجام شده روی لایه نفتی میدان سردار جنگل نشان داده نفت این میدان از مرغوب ترین نفت های جهان و با درجه خلوص ۳۸ تا ۴۰ است که از پرمتقاضی ترین نفت های جهان به شمار می رود.




از سوی دیگر با توجه به اعلام مسئولان وزارت نفت قرار بود توسعه میدان سردار جنگل به سرعت هرچه تمام تر صورت گیرد تا عقب ماندگی در سایر میادین از جمله پارس جنوبی جبران شود.




میدان نفتی آذر چشم و چراغ ایران




میدان نفتی آذر در شهرستان مهران به عنوان یکی از مهم ترین میادین مشترک نفتی ایران و عراق در بلوک اناران در خشکی واقع شده است. این میدان با مخزن نفتی «بدرا» کشور عراق مشترک بوده و در شمال غربی آن میدان نفتی چنگوله قرار گرفته است. به همین دلیل میدان نفتی آذر و اشتراک های داخلی و خارجی آن بر اهمیت توسعه و بهره برداری توسط ایران افزوده، هرچند طرف عراقی نیز بیکار ننشسته و همواره مشغول انجام امور اکتشافی در منطقه یاد شده است.




میدان نفتی آذر نیز به عنوان تنها میدان توسعه نیافته مشترک میان دو کشور و به تناسب اهمیتی که برای هر دو طرف ایرانی و عراقی دارد، گاهی دستخوش مناقشاتی شده است اما همین اهمیت باعث شده تا دو طرف به سرعت به توافقی بردبرد رسیده و به ادامه کار و توسعه مشغول باشند و از حاشیه پردازی بپرهیزند.به هر حال با انجام طرح های توسعه ای در طرف ایرانی قرار است از سال ۱۳۹۵ شمسی که این میدان به بهره برداری می رسد، با تکمیل ۱۹ حلقه چاه، روزانه بین ۵۰ تا ۶۵ هزار بشکه نفت خام سبک از این میدان مشترک استخراج و از طریق خط لوله ۱۶ اینچی به دهلران منتقل شود.




نکته ظریفی که مسئولان نفتی کشورمان برای برداشت سریع و زودهنگام از این میدان در نظر دارند، این است که با واگذاری بخش های مختلف توسعه این میدان به صورت بسته های کوچک به شرکت های مختلف سعی در کاهش زمان اجرای عملیات توسعه و اجرایی شدن هرچه سریع تر آن دارند. هم اکنون مقامات وزارت نفت از اتمام کار حفاری دو حلقه چاه شامل یک حلقه چاه توصیفی و یک حلقه چاه توسعه ای در منطقه حداکثر تا پایان اردیبهشت ۱۳۹۳ خبردادند. این در حالی است که براساس آخرین اخبار اعلام شده، طرف عراقی هنوز نتوانسته به نفت این مخزن دست یابد و از شریک ایرانی خود عقب تر است.

[ad_2]

لینک منبع